آخرين به روز آوري سايت دوشنبه ۳۰ مردادماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


مگه كو را رو كو گذاشتي
كسي كه براي كار كم توقع زياد داشته باشد




صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد


وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











ماه و پلنگ

چرا صفت زشت حسادت در ما رشد مي‌كند چرا دوستاني كه دم از يكرنگي و صميميت مي‌زنند اين‌گونه آلوده مي‌شوند كه از پيروزي يكديگر نگرانند به نظر من بزرگترين علت رفتار سراسر تبعيض در محيط زندگي و جامعه‌ي ماست.از پدر و مادر و اطرافيان و بستگان گرفته تا معلم و مربي وسال ارتباط جمعي بروكراسي اداري و ... اين آتش نهفته در زير خاكستر وجود افراد را شعله‌ور مي‌سازند. وقتي رفتار والدين نسبت به فرزندان دوگانه است زماني كه در كلاس درس معلم به عده‌اي خاص توجه دارد و سايرين حتي از نگاه او محرومند مادامي كه يكي بيش از حد لازم تشويق مي‌شود و ديگري در عين استحقاق مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد وقتي افراد جامعه از حقوق شهروندي يكسان برخوردار نيستند و... فساد و فقر كه مولود ناميمون تبعيض مي‌باشند جامعه را فرا مي‌گيرد و درخت نامبارك حسادت در تار و پود وجود افراد مستعد ريشه مي‌دواند.

استاد علي‌اكبر جعفري

خاطراتي آموزشي و فرهنگي از چهل سال دوران تدريس در گلپايگان

 عزيز مصر به رغم برادران غيور       ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد

 در كلاس سوم دبيرستان موضوع درس رياضي حد و پيوستگي بود. براي پاسخ دادن به تمرين‌هاي اين درس از نيلوفر خواستم كه پاي تابلو بيايد. او صورت اولين مسله را نوشت و خيلي دقيق و عالمانه حل كرد و به توضيح راه‌حل خود پرداخت. نگاهي به سايرين كردم. با نهايت تسف و ناباوري ديدم برخي از آنان با چشماني آكنده از نفرت و حسد نيلوفر را ورانداز مي‌كنند.

او نشست و نرگس را فراخواندم. نرگس هم به خوبي از عهده‌ي حل تمرين برآمد. باز هم عده‌اي با نگاه‌هاي معني دار خود نارضايتي خويش را از كاميابي او ابراز داشتند. انگار اين صفت زشت و ناپسند براي آنان يك عادت شده بود و اين بيماري روحي و رواني در گستره‌ي كلاس ريشه دوانده بود.

دريغا كه دانش‌آموزان معني حد و پيوستگي تابع را به خوبي آموخته بودند ولي حد و مرز انسانيت را شكسته و از عشق و همدلي و پيوستگي بين آنان خبري نبود.

اين مقوله از حيطه‌ي علم خارج بود و به دايره‌ي ايمان و اخلاق تعلق داشت. دايره‌اي كه مركزش يكتاپرستي و شعاعش تا مرز لايتناهي اخلاص تداوم داشت. از گفتار روح‌بخش امام پرهيزگاران علي (ع) مدد گذفتم و روي تابلو نوشتم:

حسد ايمان را مي‌خورد همچنان كه آتش هيزم را.

و پس از لحظه‌اي سكوت معني دار با نگاهي دردآلود كه از يك كتاب گوياتر بود گفتم:

من نديدم دو صنوبر با هم دشمن
من نديدم بيدي سايه‌اش را بفروشد به زمين
رايگان مي‌بخشد نارون شاخه‌ي خود را به كلاغ

زنگ تفريح نيلوفر و نرگس را صدا زدم و از ايشان پرسيدم:

آيا شما در يادگيري دروس به دوستانتان كمك مي‌كنيد آيا مواردي پيش آمده كه شما به مشكلات درسي آنان پاسخ نگفته و بي‌تفاوت گذشته باشيد
نرگس: خير اتفاقا هر وقت سوالي داشته‌اند با عشق و علاقه و با صميميت به آنان كمك كرده‌ايم تا راه حل مسله را پيدا كنند.
نيلوفر: در بسياري از موارد ما كاستي‌ها و كمبودهايي داريم كه به شدت آزارمان مي‌دهد. حال اگر به هر دليل نتوانستيم آنها را جبران كنيم يكي از راه‌هاي مقابله‌ي منفي با آن‌ها را جلوگيري از پيشرفت ديگران مي‌دانيم و بر اين باوريم كه:
اگر ديگران كم بياورند مفهوم ديگرش اين است كه من زياد آورده‌ام!!!
مثلا در يك مسابقه‌ي دو چهارصد متر آرزو مي‌كنيم رقيب ما بر زمين بيافتد دچار ايست قلبي شود و اگر بتوانيم به او قدپايي بدهيم تا زمين بخورد و در نتيجه از او جلو بيافتيم. يعني پيروزي خود را در شكست ديگران جستجو مي‌كنيم. ولي آيا اين پيروزي كاذب دردي را از ما درمان مي‌كند
نرگس: شگفت‌آور است كه حتي با انگ تهمت و افترا جلوي حركت و رشد و خدمتگزاري ديگري را مي‌گيريم و هنگامي كه او را از هستي ساقط كرديم مزورانه جوياي حالش مي‌شوديم و گاهي از او معذرت خواهي مي‌كنيم. اما

گيرم كه آب رفته به جوي آيد       با آبروي رفته چه بايد كرد

چنان محو بيانات نيلوفر و نرگس شده بودم كه از حضور ساير همكاران و دانش‌آموزان آن كلاس در اطراف خود غافل ماندم.
آقاي ميم كه دبير ادبيات فارسي بودند چنين ادامه دادند:
خداوند در نهاد انسان‌ها انگيزه‌ي رقابت سالم را قرار داده است كه بسيار پسنديده و در جهت تعالي بشر براي كمال‌جويي است. ما مي‌توانيم آگاهي‌ها و اندوخته‌هاي علمي خويش را در اختيار ديگران قرار دهيم و در عين حال بكوشيم تا از آنها پيشي بگيريم. زيرا:
دنيا آنقدر وسيع است كه براي همه‌ي مخلوقات جايي هست به عوض آنكه جاي كسي را بگيريم تلاش كنيم جايگاه واقعي خويش را بيابيم.
آقاي لام دبير جامعه شناسي افزودند:
شما به علت‌هاي دروني بيماري حسد اشاره كرديد كه ريشه‌هاي آن خودخواهي تكبر خودبزرگ بيني و مشكلات شخصيتي انسان است. من مي‌خواهم از زاويه‌اي ديگر و با توجه به علل بروني آن را بررسي كنم.
چرا صفت زشت حسادت در ما رشد مي‌كند چرا دوستاني كه دم از يكرنگي و صميميت مي‌زنند اين‌گونه آلوده مي‌شوند كه از پيروزي يكديگر نگرانند به نظر من بزرگترين علت رفتار سراسر تبعيض در محيط زندگي و جامعه‌ي ماست.
از پدر و مادر و اطرافيان و بستگان گرفته تا معلم و مربي وسال ارتباط جمعي بروكراسي اداري و ... اين آتش نهفته در زير خاكستر وجود افراد را شعله‌ور مي‌سازند.
وقتي رفتار والدين نسبت به فرزندان دوگانه است زماني كه در كلاس درس معلم به عده‌اي خاص توجه دارد و سايرين حتي از نگاه او محرومند مادامي كه يكي بيش از حد لازم تشويق مي‌شود و ديگري در عين استحقاق مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد وقتي افراد جامعه از حقوق شهروندي يكسان برخوردار نيستند و... فساد و فقر كه مولود ناميمون تبعيض مي‌باشند جامعه را فرا مي‌گيرد و درخت نامبارك حسادت در تار و پود وجود افراد مستعد ريشه مي‌دواند.

به لطف كارگزاران عهد ظلمت و دود
                                كه از عنايتشان!! مي‌رسد به گردون آه
كبوتران سپيد
                  بدل شوند پياپي به زاغ‌هاي سياه

گفتم درست مي‌فرمايد. وقتي در يك مجلس يادبود جمعيتي به پاس عزيز از دست رفته‌اي و بستگان او حضور مي‌يابند ملاحظه مي‌كنيد كه فقط از افراد خاصي با نام قدرداني مي‌شود گويا ديگران محلي از اعراب ندارند. زماني كه به پيرمرد يا پيرزن ناتوان و ژنده‌پوشي از روي ادب و احترام سلام مي‌كني ناباورانه به اطراف مي‌نگرد تا مخاطب سلام را در غير خود جستجو كند. آنگاه آهي مي‌كشد و مي‌گذرد.
آري اين رفتار شرك‌آلود و دور از روح يكتاپرستي فرد و اجتماع را به رياكاري كينه‌ورزي بخل و حسادت و از همه بالاتر دروغ‌گويي آلوده مي‌كند و سينه‌هاي مالامال از عشق و دوستي را به لجن‌زاري متعفن مبدل مي‌سازد.
به ياد داشته باشيم  كه ما فرزندان ايران زمين يعني سرزمين حماسه و عشق و ايمانيم. قبل از طلوع مهر فروزان اسلام ايرانيان باستان پندار نيك گفتار نيك و كردار نيك را سرلوحه‌ي انديشه و عمل قرار مي‌دادند و داريوش پادشاه بزرگ هخامنشي دعا مي‌كند كه:

خداوند اين كشور را از دشمن خشك‌سالي و دروغ نگاه دارد.

و پس از  بعثت پيامبر عاليقدر اسلام كه آمدنش براي تكميل نيكي‌ها و مكارم اخلاق بود افتخار مي‌كنيم كه مسلمانيم. جاي شگفتي است اگر سينه‌اي پر از نفرت و دروغ و ريا پذيراي خورشيد تابناك اسلام باشد. بنابراين از پروردگار جهان مي‌خواهيم كه:
خدايا به من زيستي عطا كن كه در لحظه‌ي مرگ بر بي‌ثمري لحظه‌اي كه براي زيستن گذشته‌ است حسرت نخورم.
و مردني عطا كن كه بر بيهودگيش سوگوار نباشم.

روز بعد به كلاس رفتم. روي تخته‌ي سياه با خطي خوش نوشته بودند:
اكنون كه بهار 1355 با همه‌ي شكوه و زيبايي فرا رسيده است از آفريدگار گل‌هاي بهاري مي‌خواهيم وجود منجمد و فسرده‌ي ما و جامعه‌ي ما را از يلداهاي سرد و سياه زمستاني نجات دهد و به نسيم روح‌بخش ارديبهشت بسپارد تا مصمم و استوار از كوچه‌باغ‌هاي سرسبز عشق و ايثار بگذريم.

بهار جمله نثار است و نو شدن اي دل                خوشا دلي كه به اين راز سبز پيوسته

بر آن عزيزان لبخند زدم و گفتم: بهاران خجسته باد.

   علي اکبر جعفري 22/1/1384

اين مطلب تاکنون 6369 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

پاسخ به معماهاي هندسي(۱)
پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است


شما هم چند كلمه بنويسيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |