آخرين به روز آوري سايت ،شنبه اول مهرماه ۱۳۹۶

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ يَا بْن‌‌َ اَميرِالْمُؤْمِنين ، وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلاٰمُ اللهِ اَبَداً مٰا بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،يا



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


شاخ بزي تر بشه دنيا پر از زر مي شه
در ماه هاي پاييز وقتي باران مي آيد ميگويند

معلم و شاگرد - حکايتي که لازم است همه معلمين مطالعه کنند

خانم "تامپسون" معلم کلاس پنجم ابتدائی در اولین روز مدرسه مقابل دانش آموزان ایستاد و به چهره دانش آموزان خیره شد و مانند اکثر معلمان دیگر به دروغ به بچه ها گفت که همه آنها را به یک اندازه دوست دارد. اما این غیر ممکن بود. چرا که در ردیف جلو پسر بچه ای ...





بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد


وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











محمد کريمي پير مرد ۱۱۵ ساله گلپايگاني

7 روزه بود که مادر را از دست داده و یکساله بود که سایه پدر هم از سرش کم شده و او مانده و رنج و عذاب و تلخی روزگار یتیمی، به اینجای صحبتش که می‌رسد اشک روی گونه‌های چروکیده اما نرم و لطیفش سر می‌خورد، انگار همین دیروز مادر و پدر را از دست داده... با صدایی گریان ادامه می‌دهد: «نمی‌توانم جلوی گریه‌ام را بگیرم چون مهر پدر و مادر چیز دیگری است، دو فرزندم را هم از دست داده ام، یک پسرم در جبهه شهید شد و دیگری در حادثه از دستم رفت، من صدمه روزگار را زیاد چشیدم،

سايت هاي خبري

روزنامه ایران: سرزده اما با دلهره از این‌که پیرمرد حوصله‌ام را نداشته باشد در خانه‌اش را کوبیدم، پدر‌بزرگ خودش جلوی در به استقبال مهمان می‌آید. پیرمردی مهربان با لب‌هایی که انگار خنده روی آن دوخته شده و جدا نمی‌شود، با دستانی که هر چین و ترکش داستانی شنیدنی دارد، با موهایی سفید مثل برف که به تازگی در میانشان تک و توک موهایی به رنگ مشکی روییده و با صدایی رسا و گیرا... نام پدر‌بزرگ مهربان محمد کریمی است، احمد شاه قاجار را بخوبی به یاد می‌آورد و از روزگار سربازی‌اش در دوران جنگ جهانی دوم می‌گوید. دفتر خاطراتش را که در ذهن ورق می‌زند همه چیز پیش چشمش تازه می‌شود.
از او می‌پرسم در کجا متولد شده؟ دوران کودکی را در خاطر دارد؟ پدربزرگ که چندین فرزند و نوه و نتیجه دارد، می‌گوید که زادگاهش گلپایگان است، 7 روزه بود که مادر را از دست داده و یکساله بود که سایه پدر هم از سرش کم شده و او مانده و رنج و عذاب و تلخی روزگار یتیمی، به اینجای صحبتش که می‌رسد اشک روی گونه‌های چروکیده اما نرم و لطیفش سر می‌خورد، انگار همین دیروز مادر و پدر را از دست داده... با صدایی گریان ادامه می‌دهد: «نمی‌توانم جلوی گریه‌ام را بگیرم چون مهر پدر و مادر چیز دیگری است، دو فرزندم را هم از دست داده ام، یک پسرم در جبهه شهید شد و دیگری در حادثه از دستم رفت، من صدمه روزگار را زیاد چشیدم، ولی راضی هستم به رضای خدا، چون می‌گویم از حضرت ایوب بالاتر نیستم و ناشکری نمی‌کنم.»
اشک‌های پدر بزرگ برای اهالی خانه سالمندان
از پدر بزرگ می‌پرسم چه حسی دارد نسبت به پدر و مادر‌هایی که در خانه سالمندان هستند و بچه‌هایی که این کار را می‌کنند؟ چه حسی دارد نسبت به این اتفاق؟ تنها اسم خانه سالمندان برای آن‌که دل پیرمرد را بشکند کافی است، می‌گوید: «خیلی اشتباه است، این درست نیست و بزرگ‌ترین خیانت است، درست است که بچه‌ها هزار گرفتاری دارند اما باید سعی کنند پدر و مادر را تنها نگذارند، همین دیدن روی پدر و مادر باعث می‌شود که خداوند به آنها کمک کند.» چشمان پیرمرد دوباره خیس می‌شود، نه برای خودش، برای آنهایی که تنها مانده‌اند و چشمشان روزها و شب‌ها به در خیره می‌ماند تا ثانیه‌ای روی فرزندان را ببینند... این را خودش می‌گوید.
صبر وگذشت، بزرگترین اندوخته 115 سال زندگی
از پدر بزرگ می‌خواهم تمام تجربه‌ای که در 115 سال زندگی اندوخته در یک جمله بگوید و او هم در یک جمله می‌گوید: در هر حادثه‌ای صبر و گذشت داشته باشید...
راز عمر طولانی را هم می‌پرسم و او که حالا دوباره گل لبخند را به‌جای اشک مهمان صورت مهربانش کرده جواب می‌دهد: « باید از زیاده‌خوری پرهیز کرد و وزن را همیشه پائین نگه داشت، من از اول به لبنیات و سبزیجات و میوه خیلی علاقه داشتم با نمک هم سر و کار چندانی ندارم. البته مهم‌ترین چیز این است که هیچوقت نگذارید عصبانیت بر شما غلبه کند و همیشه صبور باشید و همه چیز را به خدا واگذار کنید.» و بعد: «یک نصیحت دیگر هم دارم هیچوقت پیتزا و سوسیس و کالباس نخورید و به جای آن هیچوقت از گوجه و پیاز خام غافل نباشید و همیشه سعی کنید که غذا زیاد سرخ نشود.» پدربزرگ توصیه دیگری هم دارد و آن این است که هیچوقت نباید غصه مال دنیا را خورد و فکر و اعصاب را با این چیزها به هم ریخت
.
پیری وجوانی به قلب است
این را باور دارید که پیری و جوانی به دل است؟ یا از آن دسته سالمندان هستید که خودشان جلوجلو به استقبال مریضی و دست و پا درد می‌روند و فکر می‌کنند که دیگر هیچ چیز رنگی نیست؟ اما پدربزرگ 115 ساله با وجود تمام سختی‌ها و مصائبی که پشت سر گذاشته، هنوز خود را جوان می‌داند، خودش چای را دم می‌گذارد، خودش ظرف‌ها را می‌شوید، در حیاط حمام آفتاب می‌گیرد و خیلی کارهای دیگر، می‌گوید: «با این‌که همیشه خودم را رفتنی می‌دانم و مرگ را همیشه پیش چشم خودم داشته‌ام و دارم، اما هنوز قلبم جوان است و اگر پا درد نداشتم حتماً کار می‌کردم، اما خیلی‌ها وقتی به سن شصت، هفتاد سالگی می‌رسند خودشان را می‌اندازند و زمینگیر می‌کنند.»
پدر بزرگ مهمان نواز با آوازی خوش و صدایی بلند و گیرا شروع می‌کند به خواندن در مدح اهل بیت علیهم السلام، می‌خواند تا با هر آنچه در توان دارد از مهمان پذیرایی کند، همان‌طور که صدای گرمش فضای خانه را پر کرده با خود می‌گویم به راستی که در 115 سالگی هم می‌توان جوان
بود....

اين مطلب تاکنون 6634 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با سايت هاي خبري

احمد شاه و احتکار
بابا ديگه دوستت ندارم!
بي بي زهرا قائدي گلپايگاني رزمنده سالهاي دفاع مقدس
تورقی بر زندگانی آیت الله سیدمحمدرضا گلپایگانی؛
بعثت پیامبر، بارقه ى نور علم و نبوت بر ظلمت جهالت
آری! او مرد خدا بود و بس
29 محرم سالروز درگذشت آیت‌الله گلپایگانی
مسیر حرکت کاروان امام حسین(ع)به کربلا
نوشيدني معجزه آسا
آهوان موته را حمايت کنيم
گلپایگان در روایات اسطوره ای شاهنامه
آخرین ساعات حیات امیرمؤمنان علی(ع) چگونه گذشت
چرا در قرآن نامی از امام زمان (عج) نیامده است؟
ميلاد امام حسين (ع) : چرا و چگونه پیامبر(ص) نام نوه اش را حسین گذاشت؟
گذري بر زندگي حضرت امام موسی کاظم علیه السلام
جاذبه هاي گلپايگان
سّد گلپایگان، اولین سّد مدرن ایران
زندگاني امام رضا(ع)
وفات حضرت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبي تسليت باد
پژوهشهاي ايراني از شب چله (یلدا)
ناگفته های از آیت‌الله علی صافی
گزارش ساعت به ساعت روز عاشورا بر اساس مقاتل: عاشورا 21 مهرماه 59 شمسی
واقعه غدیر خم و اهمیت آن
تاریخچه و فلسفه قربانی در عيد قربان
محمد کريمي پير مرد ۱۱۵ ساله گلپايگاني
ميلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک
غفلت از میراث امام صادق(ع) ما را محتاج غرب کرده است
قبور ائمه بقيع چگونه تخريب شد؟
مسجدالاقصی واقعی کدام است؟
شب قدر؛ شب تقدیر امور سال آینده
ولادت امام حسين (ع) و قمر بني هشم مبارک
ایام فاطمیه از چه تاریخی شروع ودر چه تاریخی تمام می شود؟
مسجد جامع گلپايگان از نگاهي ديگر
دانشمندان گلپايگان ( مرحوم آيت اله شيخ علي صافي )
داستان غدير خم
ولادت با سعادت علي (ع) و حسب و نسب آن حضرت
فاطمه ، فاطمه است
پیدایش جشن نوروز و سنت چيدن هفت سين
هفت سين ايراني
زندگینامه علمی دکتر آلینوش طریان
ناگفته هائي از زندگي مرحوم آيت اله افتخاري
هندوانه شب چله
شب چله شب زايش خورشيد



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |