آخرين به روز آوري سايت ،چهارشنبه ۲۶ مهرماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


پيش حكيم نرو، پيش سروارفته برو
سروارفته به بيماري گويند كه بهبود يافته؛التجربه فوق العلم

۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ - تضمین شعر حافظ با لهجه گلپایگونی

استاد سعيدي با مهارت و استادي و با استعانت غزلي از حافظ تحت عنوان ( ما را بس ) اشعاري را با لهجه و اصطلاحات گلپايگاني سروده است و اين غزل در نوع خود بي نظير است . اين غزل توسط سايت آخاله و با گويش جديدتر توسط استاد اجرا گرديده است . با نظرات خود ما را در اشاعه اين فرهنگ ياري فرماييد





وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











نيلوفري در سايه سار بيد

روز اول مهرماه با طنين روح بخش آواي زنگ مدرسه بهار تعليم و تربيت آغاز شد و كلاسهاي درس همراه با زمزمه ي محبت آميز معلمان در ميان شور و نشاط و قيل و قال كودكانه ي دانش آموزان آغاز گرديد. خانم »الف« معلم كلاس پنجم ابتدايي با استقبال شاگردان وارد كلاس شد ، به آنان سلام كرد و لبخند صميمانه ي خويش را بر همگان ارزاني داشت و گفت:

استاد علي‌اكبر جعفري

به نام خداوند جان و خرد                                                                                                  كزين برتر انديشه برنگذرد

نيلوفري در سايه سار بيد

                                                                      » اقتباس و نگارش علي اكبر جعفري«

 

 

تقديم به سرو قامتاني كه شانه هاي استوارشان تكيه گاه نيلوفران باغ زندگاني است و ترجمان قصيده ي زيباي ملك الشعراي بهارند كه در همين صفحه به زيور طبع آراسته شده است.

روز اول مهرماه با طنين روح بخش آواي زنگ مدرسه بهار تعليم و تربيت آغاز شد و كلاسهاي درس همراه با زمزمه ي محبت آميز معلمان در ميان شور و نشاط و قيل و قال كودكانه ي دانش آموزان آغاز گرديد. خانم »الف« معلم كلاس پنجم ابتدايي با استقبال شاگردان وارد كلاس شد ، به آنان سلام كرد و لبخند صميمانه ي خويش را بر همگان ارزاني داشت و گفت: »عزيزانم! همه ي شما را دوست دارم ، اميدوارم با كمك يكديگر سالي پر از مهر و وفا را در راه كسب دانش و معرفت سپري كنيم«.

در رديف جلو ، پسر بچه اي به نام »امين« در صندلي خود فرو رفته بود. خانم »الف« سال قبل او را ديده بود و متوجه شده بود كه با بقيه بچه ها بازي نمي كند. لباسهايش تميز نيست و همواره به استحمام نياز دارد ، به همين جهت »امين« فردي نامطلوب قلمداد مي شد. اين وضعيت نامساعد چنان خانم »الف« را تحت تأثير قرار داد كه در ماه اول سال تحصيلي ، نمره هاي پاييني در برگه هاي او درج مي كرد.

در مدرسه اي كه خانم » الف« تدريس مي كرد لازم بود كه معلمين وضعيت تحصيلي سال هاي گذشته ي دانش آموزان را بررسي كنند. وقتي خانم »الف« پرونده ي تحصيلي »امين« را مطالعه كرد ، بسيار شگفت زده شد.

معلم كلاس اول »امين« نوشته بود: او بچه اي باهوش است كه هميشه براي خنديدن آمادگي دارد. او تكاليفش را مرتب انجام مي دهد و رفتار خوبي دارد و از اين كه دور و برش شلوغ باشد خوشحال مي شود.

معلم كلاس دوم نوشته بود: دانش آموز بسيار باهوش و بااستعدادي است همكلاسي هايش او را دوست دارند. اما او تازگي به خاطر ابتلاء مادرش به يك بيماري لاعلاج دچار مشكل شده و احتمالًا زندگي سختي را مي گذراند.

معلم كلاس سوم نوشته بود: مرگ مادر » امين« برايش بسيار سخت و جانفرسا است. او تلاش مي كند تا هر چه در توان دارد به كار بندد ، اما پدرش براي پيشرفت تحصيل او چندان علاقه اي نشان نمي دهد. اگر در اين خصوص اقدامي نشود ، زندگي شخصي اش دچار مشكل خواهد شد.

معلم كلاس چهارم نوشته بود: گوشه گير و انزواطلب است و علاقه ي چنداني به مدرسه نشان نمي دهد. او دوستان زيادي ندارد و گاهي سر كلاس خوابش مي برد. اكنون خانم »الف« درد را شناخته بود. به همين دليل از رفتار خود ناراحت و شرمسار شد و در فكر جبران آن بود.

در روز تولد خانم »الف« همه ي شاگردان بجز »امين« هداياي خود را با روبان هاي رنگارنگ زيبا بسته بندي كرده بودند ؛ ولي » امين« هديه ي خود را با بدسليقگي در ميان يك كاغذ ضخيم قهوه اي رنگ پيچيده بود.

خانم »الف« براي باز كردن آن در ميان هداياي ديگر دچار عذاب روحي شده بود ، كادوي »امين« يك گردنبند بدلي كهنه بود كه تعدادي از نگين هاي آن افتاده و يك شيشه عطر مصرف شده كه يك چهارم آن باقي مانده بود.

گروهي از بچه هاي كلاس شليك خنده سردادند ؛ اما خانم »الف« خنده ي استهزاآميز بچه ها را با تحسين و تعريف گردنبند و شيشه عطر خاموش كرد. گردنبند را به گردن آويخت و مقداري از عطر را به آستين پاشيد.

هر كه چون لاله كاسه گردان شد            زين جفا رخ به خون بشويد باز

حركت بعدي »امين« خانم » الف« را منقلب كرد. او مدتي منتظر ماند تا اين كه خانم معلم خود را تنها ملاقات كند. آنگاه به وي گفت: خانم معلم ! امروز شما دقيقاً بوي مادرم را مي دهيد.

خانم »الف« در چشمان» امين« خيره شد و اشك ريزان گفت:

تكيه كن بر شانه ام ، اي شاخه ي نيلوفر من          

تا غم بي تكيه گاهي را به چشمانت نبينم

از آن روز به بعد او ديگرتدريس را صرفاً به آموختن ، خواندن ، نوشتن و رياضيات محدود نكرد ، بلكه تلاش كرد تا به بچه ها درس زندگي هم بياموزد.

خانم »الف« چون بيد مجنون سايه ي لطف و محبت و مهرباني را بر سر نيلوفر وجود »امين« گستراند. دست خود را چون شاخه ي بيد دراز كرد و بازوي مشتاق و نيازمند » امين« را گرفت و او را بالا كشيد تا جمال دلاراي آفتاب دانش و آگاهي و عشق و مهرباني را با تمام وجود لمس كند و » امين« مشتاقانه به اين راه قدم گذاشت و از موانع وكاستي ها نهراسيد.  

در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم         

سرزنش ها گر كند خار مغيلان غم مخور

خانم » الف« با عنايت به تفاوت هاي فردي دانش آموزان ، توجه ويژه اي به »امين« داشت. هر چه بيشتر او را تشويق مي كرد. ذهن پسرك عكس العمل مناسب بيشتري بروز مي داد.

در پايان سال » امين« يكي از بهترين دانش آموزان كلاس محسوب مي شد. يك سال بعد خانم »الف« نامه اي از طرف »امين« دريافت كرد كه در آن نوشته بود: »شما بهترين معلم در تمام زندگيم هستي!«

ده سال ديگر نيز سپري شد تا اين كه او نامه ي ديگري از طرف »امين« دريافت كرد. »امين« در پايان نامه نوشته بود: »در حال فارغ التحصيل شدن از دانشگاه با رتبه ي عالي هستم.«

چهارسال ديگر نيز مثل برق و باد گذشت. در نامه چهارم »امين« گفته بود: »به زودي به درجه ي دكترا نايل خواهم شد.«

ماجرا به همين جا خاتمه نيافت. چهار سال بعد ، مأمور اداره ي پست ،كارت دعوت زير را به خانم »الف« تقديم كرد:

به نام آن كه هستي را با عشق آفريد

با باوري تا انتهاي افق ، عهدي به سپيدي گل ياس بسته ايم.

معلم عزيزم! حضور شما در اين جشن چلچراغ فروزان بزم ما خواهد بود

نسترن          امين

در نامه اي ضميمه ي كارت دعوت عروسي ، امين گفته بود ؛ چون پدرم چند سالي است بدرود حيات گفته ، آرزومندم شما به جاي مادرم در مراسم عقد نيز حضور داشته باشيد. خانم »الف« اشك هاي شوقي را كه بر گونه هاي نحيفش مي غلتيد ،پاك كرد و عازم شد. فكر مي كنيد چه اتفاقي افتاد؟

او در مراسم عقد همان گردنبندي را به گردن آويخت كه چند نگين آن افتاده بود ، از همان عطري استفاده كرده بود كه خاطره ي مادر » امين« را در او زنده مي كرد.

امين با لبخندي جاودانه خم شد و بردستان مادرش! نه! بر دستان خانم »الف« ببخشيد اشتباه كردم! بر دستان مادرش بوسه زد.

يارب چه چشمه ايست محبت كه من از آن                                 يك جرعه نوش كردم و دريا گريستم

                                                                         

اين مطلب تاکنون 1753 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

در آیینهِ تاریخ (قسمت دهم) انقلاب صنعتی اروپا و پیامدهای آن
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
پاسخ به معماهاي هندسي(۱)
پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


23:28   19 مهر 1392

سلام من یکی از شاگردان استاد بودم الان حدود 5ساله که ندیدمشون خیلی دلم براشون تنگ شده لطفابیشتر از ایشون روی سایت مطلب بگزارید شاگرد رشته ی ریاضی دبیرستان دخترانه ی حنان *************** با تشکر از شما . استاد جعفري مطالب زيادي دارند که در آرشيو مقالات سايت موجود است

18:16   22 مهر 1392

سلام استاد عزیز و افتخار گلپایگان مطلب شما با مو ضوع نیلوفری در سایه سار بید بسیار زیبا بود که اشک مرا در اورد متشکرم از این مطلب اموزنده شما.

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |