آخرين به روز آوري سايت دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶

مسأله فلسطین هدف مقاومت در تمامی روزها است و بازپس‌گیری اراضی اشغالی نیز راهی است که محور مقاومت آن را طی می‌کند.



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


تا تواني سعي كن در كارآش كاسه گر چيني نباشد چوب تراش
اصل پذيرايي مهم است نه تشريفات تو خالي

نقدی بر فراخوان دوچرخه سواری بانوان در گلپایگان





هنرمندانه زندگی کنیم - علی درویشی - ابراهیم جعفری

نیاکان ما (کارگزاران فرهنگ ایرانی) انسان‌های هنرمندی بوده‏اند و پایه‎های زیبای اندیشه نیک، سخن‌ پسندیده و رفتار انسانی را بنیان نهاده‌اند. برخی از مردمان جهان نیز با پیروی از فرهنگ روادار خود، به آرامش رسیده‎اند و آرامش، بخشی از شادی است...


" ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!؟

ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!! ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ! .....











لعوق کرچنگ

جمعیت یهودیان گلپایگان کم نبود ، بدرستی معلوم نیست که از کی و از کجا به این شهر کهن مهاجرت کرده بودند از شرح حال این قوم که توسط مورخین یهود از جمله خاخام بنیامین بن جناح بر می اید از قرن دوازدهم میلادی در اکثر شهر های ایران تعدادی یهودی زندگی می کردند بطوریکه جمعیت آنها در شهر گلپایگان در دوره ای از تاریخ به دوازده هزار نفر میرسیده است

محمود نيکنامي

                                

 جمعیت یهودیان گلپایگان کم نبود ، بدرستی معلوم نیست که از کی و از کجا به این شهر کهن مهاجرت کرده بودند از شرح حال این قوم که توسط مورخین یهود از جمله خاخام بنیامین بن جناح بر می اید از قرن دوازدهم میلادی در اکثر شهر های ایران تعدادی یهودی زندگی می کردند بطوریکه جمعیت آنها در شهر گلپایگان در دوره ای از تاریخ به دوازده هزار نفر میرسیده است
هر چند باور این عدد بسیار مشکل است  اما از آثار به جا مانده باور حضور این جمعیت که از کل جمعیت مسلمانان شهر بیشتر بوده است آسانتر می شود  . از قرن دوازدهم زمان مهاجرت یهودیان تا سالهای
۱۹۶۰ میلادی که من ۵ ساله بودم حدود ۸۰۰
سال فاصله است از آنجائیکه محل سکونت من در مجاورت خانه های یهودیان بود بدرستی به یاد دارم که در یک حیاط مخروبه باخانه های گلی و شبستانهای نمور و تاریک ، صدها یهودی یکجا ودر فقر مطلق زندگی می کردند جمعیت کودکان آنها با موهای خرمائی رنگشان را هنوز به خاطر دارم بناهائی همچون حمام . کنبسه ( محل عبادت  یهودیان که تا چند سال پیش هم پابرجابود) . قبرستان و مدرسه اختصاصی به نام ( گنج دانش ) همگی از حضور فیزیکی بسیار قوی این قوم در شهر ما حکایت دارد  . این تنها مقدمه ای است برای نگاشتن یک پست با عنوان  (لعوق کرچنگ ) از خاطرات پدرم که منشی یکی از حکیم های این قوم بوده  و  اگر قرار باشد فرهنگ و آداب و رسوم آنها تدوین گردد از ده ها  کتاب هم تجاوز خواهد کرد

 
محله ای به قطاع  تقریبی
۱۲۰ درجه جنوب غربی  به شعاع یک کیلومتر  به مرکز گنبد مسجد جامع گلپایگان محل سکونت بیش از ۹۵ درصد جمعیت نزدیک به
۲ 
هزار نفر یهودی  را در سالهای آواخر دهه ۱۳۳۰
می توان تخمین زد این اعداد و ارقام و موقعیت جغرافیائی را شخصا مشاهده کرده و از هیچ منبعی استخراج نکرده ام . تنها از سابقه حضور اولیه آنها از کتاب گلپایگان در گذر زمان تالیف جناب آقای استاد اکبر افاضلی در مقدمه پست استفاده نمودم
در اواسط کوچه ای که هم اکنون خیابانهای امام خمینی (ره) را به خیابان مسجد جامع وصل می کند و به محله دشتک معروف بوده است حکیمی یهودی زندگی میکرده با نام ( حکیم یعقوب ) این حکیم  که ظاهرا قبل از حکیم هارون معروف به امر طبابت مشغول بوده و در زمان وی نیز ادامه طبابت می داده فردی کاملا بی سواد و مراجعین وی اغلب از طبقه ضعیف و فقیر شهر و خصوصا روستاها بوده است . پدرم در حالیکه دوم دیستان بوده و به خاطر بیماری پدرش و همسایگی ی که با وی داشته است اغلب روزها به خانه وی مراجعه میکرده و به برکت خط زیبایش بعنوان نسخه نویس این حکیم  انواع داروهای تجویز شده را با مهارت می نگاشته است .حکیم بخوبی دریافته بود که خط زیبا چه نقش مهمی بر اثر بخشی روحی همراهان بیمار دارد چرا که زیبائی نوشتار بر بیسوادان نیز آشکار بوده است .
مراجعه بیماران برای کسب نوبت از بامدادان آغاز می شده است . اتاقی گلی که به عنوان مطب استفاده می شده مفروش بوده و بیماران دور تا دور این اتاق می نشستند وقتی که ظرفیت اتاق تکمیل میگردیده . حکیم توسط همسر خود  ، نسخه نویس را که به ( پسر مشدی محمود ) معروف بوده احضار می نموده است . تقریبا نسخه تمامی بیماران یکسان و تنها تفاوت در میزان  و زمان مصرف آنها بوده است  . پس از پرس و جو   و گرفتن نبض از ببمار با لهجه غلیظ یهودیان خطاب به پدرم : پسر مشدی محمود بنویس : ترنجبین و شکر سرخ یه مثقال . اضافه عناب و سپستون . سنای مکی را ناشتا بخورد روز دوم اضاف فلوس یکجا سربکشد پس فردا ناخوش را با کرچنگ بیارید تا لعوق کنم ایشالله خوب میشی .. و سپس ناخوش بعدی با کمی تفاوت در تجویز .. این طبابت سالها به همین شکل ادامه داشته است . مهارت چندانی در جذب بیماران نداشته و بیماریهائی که کاملا خاص بوده و عمومیت نداشته را مشترکا با همسر خود طبابت می کرده است مورد اخیر آنقدر عیان بوده که همراهان نادان بیمار نیز پی به بی اساس بودن طبابت می برده اند تنها شگرد منحصر به فرد این حکیم تهیه (لعوق کرچنگ ) بوده که در بین دیگر حکیمان یهودی مستقر در گلپایگان رایج نبوده است . روز سوم بستگان   با صید یک خرچنگ که معمولا در قناتها و رودخانه گلپایگان یافت می شد بیمار را نزد حکیم یعقوب آورده تا با ساخت ( لعوق ) طبابت را کامل کند . این معجون مشمئز کننده پس از تخلیه تو دلی جانور و جا دادن مواد نا معلوم در شکم خرچنگ توسط حکیم در اتاق مجاور آماده و جهت طبخ و خوراندن آن به بیمار تحویل همراهان میگردیده است پدرم که در آن زمان ۸ ساله بوده از اینکه مراجعان نادان این گونه اعتقاد به معالجه بیمارشان داشته اند متعجب می شده است پدرم هنوز هم با خنده می گوید تمامی بیمارانش از جمله پدر خودش توسط این حکیم به هلاکت رسیدند .

حق طبابت حکیم   مبلغ ۱۰ شاهی ( نیم ریال ) بوده که از این مبلغ ۵ شاهی از بابت حق التحریر به کاتب الحروف ( پسر مشدی محمود ) به خاطر خط زیبایش تعلق می گرفته است . اغلب بیماران به خاطر نداشتن حتی یک شاهی در کل زندگی خود از بابت حق طبابت از محصولات دسترنج خودشان از قبیل ماست ، کشک ، ترخینه ،و میوه ها و سبزیجات فصلی تقدیم می نمودند . این حکیم بسیار قانع بوده و کسانیکه توانائی پرداخت و یا آوردن تحفه  را نداشته اند نیز رایگان ویزیت می شده اند

در پایان ، ذکر این نکته بسیار اهمیت دارد که یکی از پزشکان یهودی تحصیل کرده به نام " حکیم هارون " در سنه ۲۰ در گلپایگان فعالیت داشته است که بسیار در کار خود حاذق و از پزشکان  متعهد شهر بوده . اخلاق و منش پزشکی وی زبانزد خاص و عام بوده است . منزل و مطب این پزشک زحمت کش در ضلع جنوبی سه راه آیت اله سعیدی  قرار داشته و این منطقه به نام کوچه حکیم هارون معروف بوده است

اين مطلب تاکنون 6695 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با محمود نيکنامي

لباس هاي آخاله از يک سالگي تا ۱۴ سالگي
یادمانه - کلوخ پز
چگونه جزء ۱۰ شهر برتر ایران باشیم
کتاب گلپایگان و توسعه پایدار منتشر شد
آخاله ۱۲ سال شد
استاد سجادي و اکوسيستم محيط زيست
تسليت فوت مرحوم حاج حسن محسني
گام های اولیه برای تعامل سایت آخاله با روزنامه های سراسری
ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست
عبدالوهاب شاهوردي ، سیرک باز دهه 40 در گلپایگان
‏دوچرخه سفیر سلامتی - جايگاه دوچرخه در دانمارک
لعوق کرچنگ
سفري به بلنداي غم
نقت وطني اينجا فروخته ميشود
نگاهی کوتاه به کتاب "ارتباطات مشارکتی در جامعه روستایی
گزارشات موسسه خيريه حضرت فاطمه زهرا (س) گلپايگان
۱۷ مرداد و آخاله و روز خبرنگار
برگزاري نمايشگاه دستاوردها و توانمندی های شهرداری گلپایگان
نوروز ، ديروز ، امروز
سحنی با کاندیداهای جا مانده از غافله شوراي شهر
وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )
نابودي لاله هاي اشک گلپايگان ،نتيجه بي تدبيري مسئولان
راديو در گلپايگان
زير تيغ ( اينبار استاد سجادي و اکوسيستم محيط زيست )
نفت وطني اينجا فروخته مي شود
سمنو به ياد «بی بی»
بازبيني مجدد ميراث فرهنگي گلپايگان
گلپايگان زيستگاه صنوبر
۹ سالگي آخاله
موزه مردم شناسي گلپايگان
گزارشات موسسه خیریه حضرت فاطمه زهرا گلپایگان
دوچرخه وسيله نجيب و دوست داشتني
چهره هاي پر تلاش
۲۹ اسفند ( نفت ايراني )
سنت ها را تلخ نکنيم
پاييز در عباس آباد و رودخانه انار بار گلپايگان
فراخوان سروده هاي شما
دود و نون
تخريب ميراث فرهنگي گلپايگان
شهرداري و تالار پذيرايي ارواح



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


0:46   07 تير 1394
محمد حسین ماهری
خیلی جالب بود. رویدادنگاری تاریخی یکی از ارکان های مهم ثبت و انتقال میراث فرهنگ و تاریخ هر اقلیمی به دوران کنونی ماست .امیدوارم این رویه در سطح فرهنگ دوستان شهرستان به ویژه ریش سپیدان (مملو از تجربه های گران سنگ) بیش از پیش رواج پیدا کند تا یادگارهای آموزنده ی پیشینیانمان به فراموشی سپرده نشود.

12:0   09 تير 1394
نیما امام جمعه
باسلام، دست شما درد نکنه با این مطلب زیبا که به عنوان لعوق کرچنگ یاد می شود.خیلی زیبا بود. باتشکر:

23:27   09 تير 1394
محمد اشراقی
آخاله عزیز از اینکه حوصله میکنید و وقایع عجیب گذشته گلپایگان را بازنویسی میکنید از شما متشکریم . این شهر در سینه چه خاطراتی دارد که اغلب آنها از بین رفته است باز هم متشکرم
پاسخ
با سلام . رسالت آخاله باز آوري فرهنگ شهرمان گلپايگان است . شما هم مطالبي را که از ريش سپيدان شنيده يا مي شنويد برايمان ارسال کنيد تا باز نويسي کنيم

4:46   26 تير 1394
رضا فیروزی
نکته ای که جالب توجه است!!اینکه برادران مسلمان گلپایگانی علیرغم زیادی جمعیت یهودی هرگزاخلاق وآداب ورسوم آنان در زندگیشان راه نیافت/مرگ بر صهیونیست!!! از اقای نیکنامی وسایت آخاله به دلیل دادن اطلاعات مهم وخوب تشکر

11:22   27 تير 1394
ناشناس
جناب آقای فیروزی با سلام خدمت جنابعالی به عرض می رساند پست ارسالی توسط آقای نیکنامی هیچ ارتباطی به صهیونیست ندارد. یهودیانی که در گلپایگان بوده اند در زمره یهودیان غیر صهیونیست بوده که خود از مخالفین صهیونیستها بوده اند.خباثت صهیونیستها بر هیچ کس پوشیده نیست. اما اینکه همه یهودیان را صهیونیست تصور کنیم و تمامی آنها را به باد تهمت ببندیم نیز با منش اسلامی ما سازگار نیست. احترام به تمامی ادیان الهی چیزی است که در اسلام هم به آن سفارش شده. برداشت ما از دین گاها اشتباه است بنی آدم اعضای یک پیکرند ...
پاسخ
برداشت آخاله از پيام آقاي فيروزي هم در راستاي پيام شما ست . / متشکريم

17:24   09 خرداد 1395
پ.ن
مقاله ای سراسر دروغ و بی هویت و بی محتوا که نشان از بی اطلاعی و بیسوادی نگارنده دارد یا شاید هم نگارنده مطلع اما غرض ورز میباشد برای بزرگ کردن مقام منشی قصد کوچک کردن حکیم حاذق قدیمی را دارد. با شاید هم به دلیل یهودی بودن وی. در صورتی که با مطالعه متوجه میشوید حکمت و طبابت ایران از زمان کوروش در دست یهودیان بوده و نسل به نسل منتقل شده.برای نگارنده متاسفم به امید رهنمون شدن به راه راست.



میرزا حسن خان مبصر الممالک نایب الحکومه کاشان بود ، در پی بیماری همسرش دست به دامان اطبا و پزشکان بیساری گردید، اما چاره ساز نبود.به ایشان اطلاع دادند که حکیمی حاذق در گلپایگان هست که میتواند بیماری همسر مبصرالممالک را درمان نماید.به دستور ایشان پیکی به سمت گلپایگان روانه گردید و از حکیم درخواست شد به کاشان بیاید.







حکیم یعقوب به اتفاق دو نفر از فرزندانش که آن زمان در حکم آسیستانی و دستیاری ایشان بودند به سمت کاشان حرکت کرده و بر بالین بیمار حاضر میشود.حکیم یعقوب پس از معاینه بیمار داروهایی را که عمدتا ساخته خودش و بیشتر بر پایه داروهای گیاهی بود برای بیمار تجویز کرده و بعد از مدت کوتاهی بیمار بهبود می یابد .مبصر المالک نهایت تشکر و امتنان خود را از حکیم اعلام میکند و حتی هنگام خداحافظی حکیم و پسرانش دهانه و رکاب اسب را شخصا در دست گرفته تا حکیم سوار بر اسب گردد .جهانشاه و الهیار فرزندان پسر مبصرالممالک به هنگام خداحافظی حکیم نظاره گر رکاب گرفتن پدرشان میباشند.بعد از این که حکیم خداجافظی میکند ، جهانشاه که آن زمان کودکی بیش نبوده رو به پدر کرده و علت رکاب گرفتن پدرشان را که مقام بالایی داشته از پدر سوال میکند.مبصرالممالک که از معالجه همسرش رضایت کامل داشته به پسرش میگوید که ایشان طبیب بوده و چون طبیبان برای درمان بیماران تلاش میکنند باید مورد تکریم و احترام قرار بگیرند و من به علت این که حرفه ایشان طبابت بود ، احترام گذاشته و شخصا رکاب و دهنه اسبشان را گرفتم .از آنجا بود که جهانشاه صالح تصمیم میگیرد در آینده پزشک گردد که علاوه بر درمان بیماران مورد احترام افراد جامعه نیز قرار بگیرد.جهانشاه صالح یکی از پزشکان به نام ایران بوده که تخصصشان نیز زنان و زایمان بود.







در اواخر حکومت پهلوی اول بیماری هایی از جمله آبله و تراخم سطح کل کشور را فرا گرفته بود و روز به روز این بیماری ها شیوع بیشتری مییافت .







حکیم یعقوب دارای دو فرزند به نامهای اسماعیل و موسی بوده که نسل اندر نسل در امر طبابت مشغول به فعالیت بودند.حکیم اسماعیل متولد ۱۲۶۸ بوده که آوازه طبابت ایشان در تمام منطقه استان اصفهان خصوصا کاشان و گلپایگان و میمه پیچیده بوده ،
پاسخ
البته سراسر که دروغ نيست چون خود شما هم هيچ اشاره اي به ميزان تحصيلات اين شخص نکرديد و اگر ایشان تحصیلاتی داشت لازم بود اشاره ای می کردید که نکردید و بي سوادي وي را کاملا تاييد کردید اشاره شما به تحصیلات پزشکی فرزندان ایشان را هم اگر قبول کنم بازهم .گيرم پسر(پدر) تو بود دکتر(فاضل) از فضل .... تورا چه حاصل؟!!به شما توصيه مي کنم سريال روزگار قريب را که هم اکنون از شبکه " آي فيلم " پخش میگردد را ملاحظه کنید ( از ماهواره هم پخش ميگردد و شما هم ميتوانيد از آن استفاده کنيد ) و يا اینکه سرگذشت ابوعلي سينا را بخوانيد تا با روزگار اين حکيم نماها در دوران گذشته آشنا شويد ( البته ابوعلي سينا ، يهودي نبوده و مسلمان بوده) حال اگر اعتقادي به ابوعلي سينا نداريد بنده ی نگارنده بي تقصيرم و شما در همان خيال وجود و حضور پزشک نماهاي يهودي در زمان کورش کبير بمانید
به نظرم مطلبي هم که از این قوم فلان الممالک نوشتيد ، از این عمال حکومت قاجار یا دیگر حاکمان دوره استبداد ایران که همگي بيسواد و خرافي بودند توقع بيشتري نيست .سر کرده آنان، ضل السلطان حاکم کل اصفهان و کاشان آدمي کم سواد و به شدت خرافي و به طبابت با جادو و جمبل اعتقاد احمقانه اي داشت تا چه رسد به اين متفرقه هاي حکومتي که با زور و قلدري بر مظلومان منطقه از جمله کاشان حکومت مي کردند دلیل این خوشنامی از معالجه همسر فلان الممالک و فلان والدوله اینست که اغلب بيماري ها معمولا پس از طی دوره ای چند روز ه خود به خود بهبود مي يابد و از اتفاق با شانس حکيم شما همزمان گرديده و این بهبودی اتفاق افتاده و البته لعوق هم حتما برايش تجويز شده و آنان با تصور اینکه حکيمی حاذق را احضار کرده اند ، بر هوش و ذکاوت خود آفرین گفته اند!!.




جالب است که من حرف هاي شما را دروغ نميدانم و بنا را بر راستگويي شما مي گذارم و بعيد است که همگی قوم يهود هميشه راستگو باشند ولي ما مسلمانان طبق آيين خود هميشه بنا را بر اين مي گذاريم که طرف مقابلمان رستگو است البته در آيين يهود هم اين يک اصل است منتهي معدودی از پيروان يهود از جمله خود شما بنا را بر تصور دروغ مي گذارید و به آيين خود پشت کرده و چشم بر واقعیات تلخ می بندید ، در پایان مقاله ؛لعوق؛ از حکيم هارون يهودي که در زمان حکيم يعقوب در شهر گلپایگان طبابت ميکرده و تحصيلکرده دانشگاه تهران بوده هم حتما بي اطلاعيد و طبق گفته شما آن هم دروغ است؟؟ حکيم يعقوب از نظر سواد خواندن و نوشتن زير صفر بوده اين در حاليست که در زمان وي دانشگاه تهران مشغول تربيت ؛ حکيم هارون؛، همشهري و هم کيش حکيم يعقوب بوده باست . همین ( آسیستانی و دستیاری توسط فرزندان بهترین سند بر بی سوادی وی بوده و گرنه یک حکیم چه نیازی به دستیار دارد؟!! (




بهتر است به خودت بيايي و راستگويي را همچون موسي (ع ) در سرلوحه کار خود قرار دهيد . و از اتفاقاتی که به واقعیت رخ داده است را دروغ نپندارید .

8:52   16 خرداد 1395
گلپايگاني
آخاله جان در این مقاله چند ایراد وجود دارد اولا قشر ضعیف، آن هم در گلپایگان قطعا بیسواد بوده اند فلذا از خط خوش پسر مشدی محمود چه میفهمیدند که حتی به آن دل خوش کنند!!! آیا مردم گلپایگان آن زمان آنقدر کودن بوده اند که حتی پس از تکراری بودن نسخ های حکیم یعقوب باز هم به سراغش می رفتند؟!! اگر یهودیان، مدرسه اختصاصی داشتند پس نباید خیلی هم بیسواد و عقب مانده بوده باشند و... لطفا انتشار دهید
پاسخ
سلام بر شما

قطعا قشر ضعيف بي سواد نبودند اين واقعه حدود سال ۱۳۱۵ بوده و مدارس دولتي از قبل سال ۱۳۰۰ در گلپايگان داير گرديده اند و اين به معناي حضور کليه پسران به مدرسه نبوده و البته در مورد مدرسه کليميان هم ميتواند اينگونه باشد . در مورد کودن بودن هم لازم است بگويم اگر با اصل حضور حکيمان بي سواد در قديم دچار ترديد هستيد و وجودشان را بطور کلي نفي ميکنيد که در اين حالت شما هم با معترض کليمي هم نظر هستيد و پاسخ آنرا من نوشته ام و اگر نفي نميکنيد خوب افرادي ساده لوح و البته نه کودن هميشه و متاسفانه همين الان هم وجود دارد . وجود رمالان امروزي با نيت فريب افراد ساده لوح و نه کودن هر روز از رسانه ها مي بينيم و مي خوانيم مگر امروز کسي بي سواد در جامعه وجود دارد؟ پس چرا جذب اينان مي شوند؟ . و مگر کسانيکه پولشان را به موسسات هرمي مي سپارند و بعد تمام هستيشان به فنا مي رود ، بيسوادند ؟ .در آخر اين تنها نقل يک خاطره واقعي از طب قديم بوده و منحصر به يک نفر هم نبوده ولذا به جهت اينکه تعدادي از آن خوششان نمي آيد نميتوان چشم را بر آنچه رخ داده است، ببنديم .

11:20   16 خرداد 1395
گلپایگانی
آخاله جان در این مقاله چند ایراد وجود دارد اولا قشر ضعیف، آن هم در گلپایگان قطعا....
پاسخ
پاسخ شما به جهت طولاني بودن در قسمت نظرات مقاله درج گرديد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |