آخرين به روز آوري سايت ،شنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۶

امام زاده گان هفده تن - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


خر پير و عوسار رنگي
وقتي كسي به چيزي كه متناسب شأن او نيست خود را مي آرا يد

۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ - تضمین شعر حافظ با لهجه گلپایگونی

استاد سعيدي با مهارت و استادي و با استعانت غزلي از حافظ تحت عنوان ( ما را بس ) اشعاري را با لهجه و اصطلاحات گلپايگاني سروده است و اين غزل در نوع خود بي نظير است . اين غزل توسط سايت آخاله و با گويش جديدتر توسط استاد اجرا گرديده است . با نظرات خود ما را در اشاعه اين فرهنگ ياري فرماييد





وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











حدیث عشق در جهاد سازندگی (۱)

پای صحبت مشهدی جعفر عنوان مطلبی از همشهری عزیزمان آقای رضا زهدی بود که در هر شماره مجله «جهاد روستا» طی سال های اولیه تشکیل جهاد سازندگی به چاپ میرسید. خاطر نشان می سازم آقای زهدی اهل روستای وانشان و افتخار بچه های جهاد است که فعالیت خود را از دفتر مرکزی جهاد سازندگی از سال 1359 در کمیته فرهنگی به عنوان سردبیر مجله جهاد روستا شروع کرد.

دکتر ابراهيم جعفري

                                                                  
حدیث عشق در جهاد سازندگی


پای صحبت مشهدی جعفر

قُل اِنّما اعظَکم بِواحده اَنْ تقوموا لله مَثنیْ و فرْدی

     بخوان آیات سبز آشنا را               تلاوت کن ز جان قُل اِنٌَما را
      بیا در این هوای پاک خرداد           جهادی کن دوباره خانه ها  را

     جهاد سازندگی ظرفیت عظیم و برخاسته از متن انقلاب اسلامی ایران بود که بسیاری از جوانان شیفته امام و استقلال کشور را در تشکیلات خود جای داد و استعداد آنها را شکوفا ساخت. حرکت شکوهمند جهاد در عمران و سازندگی روستاها خلاصه نشد و همچون موجی خروشان جبهه های نبرد حق علیه باطل را در نوردید و سنگرسازان بی سنگر در زمره حماسه آفرینان دفاع مقدس طی 8 سال دوشادوش رزمندگان دلاور اسلام نماد افتخار و عزت آفرینی جهاد سازندگی محسوب گردیدند.
    اگر بخواهیم از منظر علمی به ظهور جهاد سازندگی نظری بیفکنیم، لازم است مروری اجمالی به تحولات بعد از جنگ جهانی دوم داشته باشیم.
    گفتمان غالب بر کلیه شئونات جوامع مدتها پس از جنگ جهانی دوم، مدرنیزم بود. برخی ویژگی های دوران مدرن در عرصه مدیریت اداری به شرح زیر خلاصه می شد.
خطر گریزی، نظم و ثبات، دیوان سالاری سلسله مراتبی، ارتباطات عمودی، ساختار از پیش تعیین شده و ...
     اما به مرور زمان با چالشی که برخی اندیشمندان در نظر و عملکرد مدرنیته ایجاد نمودند، گفتمان تازه ای به نام پست مدرنیزم شکل گرفت که برخی مولفه های آن در عرصه مدیریت اداری به شرح زیر می باشد. خطر پذیری، انعطاف پذیری، ساختار شبکه ای، خودسامانی، ارتباطات چند وجهی، رهبری تحول آفرین و....
    میشل فوکو بر این اعتقاد است که: «انقلاب اسلامی ایران سرآغاز انقلاب های پست مدرن در جهان است». با این وصف تشکیل جهاد سازندگی همزمان با لرزش پایه های مدرنیزم در جهان معاصر و ورود به مکتب مدیریت اقتضایی و سازمان های یادگیرنده به عنوان سمبل های پست مدرنیزم، پاسخی انقلابی به عدم اعتقاد و نیاز به نظام اداری سابق به شمار می رود.
    به عبارت دیگر جهاد سازندگی با ویژگی هایی نظیر غالب بودن انگیزه های معنوی نسبت به انگیزه های مادی، وجود باورهای اعتقادی، وجدان کاری و داشتن روحیه ایثارگری و فداکاری، روحیه خدمتگزاری بالا و ... به عنوان گرایش پست مدرن و ضد مدرنیسم در نظام اداری پس از پیروزی انقلاب ظهور کرد. از این رو مدیریت جهادی کاملا علمی و هماهنگ با نظریه های نوین مدیریت بود، که فعالیت خود را با محروم ترین اقشار جامعه یعنی روستائیان آغاز نمود.
صرف نظر از موارد فوق یادآور می شوم اساسا" عشق جهاد گران  برای محرومیت زدایی از  روستا ها از فرمان حضرت امام خمینی "ره" در 27 خرداد ماه سال 58 مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی سر چشمه گرفته و با انگیزه های اعتقادی همراه بود .
    
پای صحبت مشهدی جعفر عنوان مطلبی از همشهری عزیزمان آقای رضا زهدی بود که در هر شماره مجله «جهاد روستا» طی سال های اولیه تشکیل جهاد سازندگی به چاپ می رسید.
                                       .   

خاطر نشان می سازم آقای زهدی اهل روستای وانشان و افتخار بچه های جهاد است که فعالیت خود را از دفتر مرکزی جهاد سازندگی از سال 1359 در کمیته فرهنگی به عنوان سردبیر مجله جهاد روستا  شروع کرد.
    ایشان آزاده سرافرازی است که پس از 7 سال رنج اسارت در زندان های عراق (1362 تا 1369) به دامان میهن اسلامی بازگشت و فعالیت های خود را از سرگرفت. خوشبختانه هنوز هم با همان انگیزه و روحیه بار مسئولیت فرهنگی حوزه نمایندگی ولی فقیه را در وزارت جهاد کشاورزی به دوش می کشد.

   

 لازم به ذکر است که نشریه «جهاد روستا» از مرداد ماه 1359 ابتدا در 8 صفحه و در مواردی 16 صفحه در قطع نصف روزنامه معمولی به صورت ماهیانه انتشار می یافت و تا سال 1362 به صورت رایگان در میان روستائیان توزیع می شد که با تکامل آن در این سال ها به صورت مجله های با قیمت 50 ریال به صورت هفته نامه تقدیم روستائیان می گردید.
    پای صحبت مشهدی جعفر، مطلب ویژه ای بود که توسط آقای زهدی در قالب داستان مسائل مربوط به انقلاب را برای روستائیان بیان می کرد. در واقع مشهدی جعفر مظهر یک روستایی آگاه و مسئولیت شناس بود که به وظایف خود جامه عمل می پوشید. این قالب نوشتاری در برگیرنده مسائل کشاورزی، مناسبت های تاریخی و بخصوص دفاع مقدس بود.
    با طرح  این موضوع تصمیم گرفتم به روش آقای زهدی روایتی را از دوران فعالیت در جهاد سازندگی گلپایگان (1365- 1359) تقدیم علاقمندان نمایم.
قبل از آن دو نکته را متذکر می شوم.
• همگام با بازگشایی دانشگاه ها پس از سه سال تعطیلات انقلاب فرهنگی و حضور در کلاسهای درس، جامعه شناسی توسعه، جامعه شناسی روستایی و ... با طرح دیدگاه اندیشمندان غربی به این فکر فرو رفتم که
«یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم،        آب در کوزه و ما تشنه لبان می
گردیم»
اگر تجربه های گوناگون در عرصه دفاع مقدس و سازندگی در روستا ها را تدوین می کردیم، می توانستیم از مدت ها پیش در عرصه نظریه پردازی به تولید دانش بومی دست یابیم. اما غفلت از جمع بندی نظری فعالیت ها که با ایثار و فداکاری همراه بود، ما را در حلقه وابستگی قرار داده بود.
• آنچه که اینجانب به رشته تحریر در می آورم صرفا بخشی از برداشت ها و مشاهدات یک عضو ساده جهاد است. بنابراین بر همه همکاران بخصوص دوستان بازنشسته فرض است که میراثی از دستاوردهای خود طی فعالیت در جهاد سازندگی را به صورت مکتوب ثبت کنند تا فرهنگ مدیریت جهادی با مرور زمان به بوته فراموشی نرود و چه بسا دستمایه گرانسنگی برای نسل حال و آینده قرار گیرد.
      در آن مقطع زمانی در جهاد سازندگی سه کمیته فعالیت می کرد کمیته های عمران، کشاورزی و فرهنگی که پس از آن واحد شوراهای اسلامی روستایی نیز به این مجموعه اضافه شد.
     اینجانب با توجه به روحیه و علاقه شخصی از همان ابتدا وارد کمیته فرهنگی شدم و مسئولیت ما در کنار سایر کمیته ها انتقال ارزشهای انقلاب و تعمیق آنها در میان مردم روستایی و تبلیغ و انعکاس دستاوردهای عمرانی و کشاورزی بود.
 
  

   در ارتباط با انتقال و تعمیق ارزش های برآمده از انقلاب اسلامی ایجاد کتابخانه های روستایی، برپایی کلاس های عقیدتی، توزیع مجله جهاد روستا و با فاصله دو سال پس از آن توزیع مجله «صالحین روستا» مخصوص اعضای شوراهای اسلامی روستاها، برگزاری مراسم دعای توسل و کمیل، نمایش فیلم در روستا ها و نیز مشارکت جدی در برگزاری مراسم یاد بود شهیدان و ... بود.
     علاوه بر آن مشارکت فعال در برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی روستا و در طول دوران دفاع مقدس جمع آوری هدایای مردمی برای ارسال به جبهه ها در دستور کار ما قرار داشت که با عنایات خداوند متعال در مقاله ای دیگر به صورت تفصیلی به آن خواهم پرداخت.
     واقعیت این است که زمان و ساعت کاری برای جهادی ها مفهومی نداشت و بخصوص فعالیت های فرهنگی اغلب شب ها صورت می پذیرفت. یکی از این موارد نمایش فیلم بخصوص در روستاهای بدون برق بود. در اوایل شب به محض رسیدن به روستا با بلندگو ورود و آمادگی خود را جهت پخش فیلم اعلام می کردیم. به عنوان مثال در شب 22 بهمن سال 61 فیلمی را برای نمایش به روستای هنده بردیم. در سکوت شب و تاریکی به محض این که دانش آموزان صدای ما را شنیدند، با شور و شوقی وصف ناپذیر و دوان دوان خود را به ماشین جهاد رساندند. وضعیت جاده داخل روستا به گونه ای بود که ماشین ما با وجود برخورداری از دنده سنگین به علت برف و یخبندان نمی توانست وارد روستا شود. از این رو پس از اعلام، از گوشه و کنار موجی از حرکت بچه های روستایی به سوی ما روان شد، موتور برق، دستگاه آپارات، وسایل برقی مانند سیم سیار و ... را در چشم به هم زدنی به مسجد روستا که فاصله زیادی با ما داشت، رساندند. آن شب پس از حضور در مسجد نمور و روشن کردن لامپ ها به وسیله موتور برق و استقرار دستگاه آپارات و سخنرانی کوتاه، فیلم «سفر سنگ» به نمایش درآمد و تا ساعت 12 شب طول کشید. بدون استثناء در هر روستا پس از نمایش فیلم روستائیان با اصرار ما را به منزل خود برده و شام را میهمان آنها بودیم. در آن شب پس از صرف شام هنگام بازگشت به شهر مسئول حمام عمومی روستا اظهار داشت با اعلام ورود شما از طریق بلندگو مادر پیر من از اتاق بیرون آمد و بر اثر لغزش، از ارتفاع چند متری سقوط کرد و پایش شکسته شد. لطفا کمک کنید تا او را به بیمارستان شهر برسانیم. با وجود ظرفیت محدود، 7 یا 8 نفر در ماشین جای گرفتیم و با پشت سرنهادن جاده صعب العبور و تحمل دردهای ناشی از فشرده شدن بدن ها ساعت 3 نیمه شب به بیمارستان امام حسین (ع) رسیدیم که خوشبختانه پس از 6 ماه «ننه حشمت» خوب شد و خیال ما راحت شد.
     خاطره دیگری در همین زمینه دارم وقتی برای نمایش فیلم به روستای بدون برق هرستانه رسیدیم، در آن تاریکی محض بلندگوی ماشین ما دچار نقص فنی شد. از رهگذری که ما را شناخت، تقاضا نمودیم برای دعوت از مردم به مسجد اقدامی به عمل آورد. ایشان بلافاصله به درب منزل یکی از اهالی روستا که به قول امروزی ها دارای صدای «شش دانگی» بود و اساسا کارش فراخواندن مردم در هنگام نیاز بود (جارزن)، رفت و از او یاری طلبید.اسم آن پیرمرد باصفا و صمیمی مرحوم مشهدی حسین قلیایی بود. او به روی سکویی رفت و با صدای عجیبی که لرزش آن در فضای کوهستانی روستا طنینی به یادماندنی را ایجاد می کرد، مردم را جهت تماشای فیلم به مسجد دعوت کرد. در فاصله 5 یا 10 دقیقه انبوه زن و مرد وارد مسجد شدند و به تماشای فیلم نشستند.

    سحرهای ماه مبارک رمضان در آن سال ها فراموش نشدنی است، زیرا بچه ها پس از اذان صبح حداکثر طی 15 دقیقه خود را به محل جهاد می رساندند و پس از اقامه نماز صبح به سخنرانی گوش فرا می دادند. این موضوع فقط به ستاد جهاد محدود نمی شد، بلکه برخی از روزهای هفته همراه با سخنران دعوت شده یعنی استاد گرانقدر جناب آقای حاج جعفر توکلی راهی اردوهای عمرانی شامل راهسازی، آبرسانی، و ... می شدیم که به طور مشخص در روستاهای مناطق پشتکوه و عربستان مستقر بودند. معمولا در آستانه طلوع آفتاب به مقصد رسیده، پس از ایراد سخنرانی و خدا قوتی گفتن به افرادی که در اردو بودند، به شهر باز می گشتیم.
    از میان فعالیت های جهادی، بازسازی قنات های منطقه عربستان از ویژگی خاصی برخوردار بود. اینجانب به عنوان عکاس وقتی وارد قنات می شدم، در حالی که کَوَل (قالب بیضی شکل بتونی ) گذاری می شد، دنیایی از زیبایی و آثاری از عظمت پروردگار را مشاهده می نمودم. در اینجا لازم است یادآور شوم که قنات یا کاریز شاهکار اختراع ایرانیان است، زیرا در مناطق کویری و خشک با حفر چاه های متعدد و اتصال آنها به یکدیگر که با رنج و محنت فراوان همراه است، یک کانال آب زیرزمینی از مادر چاه تا مظهر قنات احداث می گردد.
    در سال 1362 به مناسبت هفته جهاد سازندگی ویژه نامه ای از دستاوردهای جهاد تهیه گردید که در آن به طور ویژه فعالیت در زمینه احیاء قنوات را نمایان ساخته بود.  علاوه بر آن تلاش جهادگران برای آبرسانی و لوله کشی روستاها، احداث حمام و مدرسه ، احداث راه روستایی و ... گام های اولیه ای بود که جهادگران در راستای محرومیت زدایی برداشتند و در آن ویژه نامه به صورت مشروح ذکر گردید. با وجود صرف حداقل 4 ماه برای تهیه و تدوین این ویژه نامه متاسفانه امروز پس از 32 سال، هیچ نسخه ای از آن در دسترس نیست. این مورد نیز حکایت از بی توجهی ما برای مستند سازی فعالیت هاست.
    در راستای تقویت معنویت بچه های جهاد معمولا یک یا دو بار طی هر فصل با مینی بوس جهاد روزهای پنجشنبه راهی تهران می شدیم تا در مراسم دعای کمیل مهدیه تهران، زیارت قبور شهدای انقلاب و دفاع مقدس در بهشت زهرا و نماز جمعه تهران شرکت نماییم. در کنار آن با همکاری بسیج به منظور آموزش نظامی رهسپار صالح پیغمبر و یا دره شهیدان می شدیم. در واقع هم از آموزش نظامی و هم آموزش عقیدتی بهره مند می شدیم.
    عصر یکی از روزهای ماه مبارک رمضان پس از طی نمودن مسیر ناهموار صالح پیغمبر و صعود به قله پس از صرف افطاری در آن زیارتگاه، دعای کمیل دلپذیری خواندیم و برگشتیم تا هنگام سحر به منزل رسیدیم.
    بدون تردید یکی از خاطره های شیرین برای اینجانب یکی از روزهای سال 1360 بود که هنگام صبح وقتی وارد جهاد شدم، همه درسالن اجتماعات جمع شده بودند. در آن جلسه اعلام شد که تعدادی از جهادگران استان اصفهان در آینده ای نزدیک با رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی«ره» ملاقات خواهند داشت که سهم جهاد سازندگی گلپایگان 4 نفر است. پس از نوشتن اسامی روی برگهای کوچک و بهم زدن کامل آنها، مرحوم آقای صادقی اسامی 4 نفر را به قید قرعه بیرون کشید که چهارمین قرعه به نام اینجانب در آمد.
    زمان موعود فرا رسید و ما به جماران رفتیم. اگرچه امام سخنرانی نکرد، اما هنوز چهره نافذ و سرشار از صلابت ایشان طی آن دیدار در ذهن من حک شده و هیچگاه فراموش نخواهد شد. خدا رحمت کند مرحوم آیت ا... توسلی را که در آن مراسم حضور پررنگ داشت.
    سعی و تلاش ما این بود که فعالیت های فرهنگی را با ابتکار و خلاقیت همراه سازیم. در سالگرد شهادت سیدعباس نوربخش  از شاعر معاصر آقای رضا اسماعیلی که خوشبختانه هنوز هم در وصف ائمه معصومین(س) و شهیدان و ... شعر می سراید، دعوت به عمل آوردیم. و یا در هفته جهاد سازندگی که با دهه اول ماه محرم همزمان بود، آقای محمدرضا رحیمی جانبازی که در اسارت دشمن بعثی بود و خطاب به خبرنگار زن گفت: ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است و ... سخنرانی کرد.
    اما جالب تر این که در دهه فجر سال 1364، برای تنوع پیشنهاد گردید که از میان چهره های خارجی طرفدار ایران که در این ایام میهمان جمهوری اسلامی هستند، کسی را برای ایراد سخنرانی به گلپایگان بیاوریم.
    اینجانب مامور شدم با عزیمت به تهران و حضور در هتل لاله (محل استقرار آن ها ) در این زمینه اقدام نمایم. در آن سال یکی از استادان دانشگاه پاریس به نام "دکتر عبدالمجید تراب زمزمی" که تونسی الاصل بود و در روزنامه کیهان هر روز در رابطه با جنگ ایران و عراق مطلب می نوشت و من مرتب مقالات ایشان را پیگیری می کردم، میهمان ویژه جمهوری اسلامی بود.
    با تلاش فراوان و تحمل سختی های زیاد موفق به ملاقات او شده و ایشان را مجاب کردم که در یکی از روزهای دهه فجر به گلپایگان بیاید. ما هم در گلپایگان با فرستادن چند نیروی مطمئن برای آوردن ایشان، در روز موعود منتظر ورودشان در مسجد جامع بودیم آن زمان از تلفن همراه خبری نبود تا ما با دوستان تماس گرفته و از وضعیت آنها در مسیر مطلع شویم. شبستان مسجد جامع جمعیت زیادی را در خود جای داده بود و من پشت میکروفن با خواندن دکلمه، شعر و ... با مردم سخن می گفتم. از شما چه پنهان که در دلم غوغایی برپابود تا این که پس از حدود 45 دقیقه یکی از بچه ها آمد و مژده داد که آمدند. همانجا به مردم گفتم حالا به ساحل آرامش رسیدم. و ...
 به هر حال تراب زمزمی پس از استقبال از سوی روحانیت حاضر در مجلس که در راس آنها حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا رضا حسینی قرار داشت و استراحت و سردادن شعار «ثوره ثوره حتی النصر» و «مرحبا بک یا ناصر ثورتنا و ...» به ایراد سخنرانی به زبان عربی پرداخت که مترجم هم به زبان فارسی بر می گرداند و ...
    این اقدام برای حاضرین در مجلس جالب توجه بود، زیرا سابقه نداشت کسی با زبانی دیگر در شهر ما سخنرانی داشته  باشد.
    علاوه بر آقای حاج توکل، آقای حاج محمدتقی صبایی هم در موارد متعدد در امور فرهنگی روستایی با ما همکاری داشتند. یکی از موارد برجسته آن حضور ایشان در مراسم دعای کمیل در روستاها بود. ما سعی می کردیم در مناطق مختلف روستایی با مینی بوس جهاد و بنیاد شهید علاقه مندان را از روستاهای مجاور به یک روستا آورده و پس از برگزاری برنامه سخنرانی و قرائت دعای کمیل، دوباره آنها را به موطن خود بازگردانیم. آقای صبایی با سخنرانی های شورانگیز و برآمده از اعتقاد راسخ به انقلاب و امام خمینی«ره»، معنویتی ویژه در آن محافل ایجاد می نمودند.
    اکنون جا دارد به کسانی که در این مسیر شکوهمند پیشگام بودند، اشاره ای مختصر داشته باشم. بدیهی است که شهیدان جهاد طلایه دارانی بودند که همچون ستاره ای درخشان در قلب مردم و جهادگران می درخشند.
    شهید مهندس محمد وکیلی فرد از روزهای آغازین تشکیل جهاد که با مشارکت گسترده مردمی در درو کردن محصولات کشاورزی تا مراحل تکاملی آن همراه بود، چشم و چراغ  کمیته کشاورزی محسوب می شد. او که از روحیه ای لطیف و ضمیری روشن و در عین حال  دیدگاه انتقادی برخوردار بود، در جهت دهی علمی به فعالیت ها نقش بارز و برجسته ای داشت.
    شهید وکیلی فرد اولین فردی بود که به یاری محرومان کردستان شتافت و همه را تشویق به حضور و فعالیت در جهاد سازندگی آن سامان می نمود. سرانجام در مسیر عشق به خدمت در آن دیار جانش را تقدیم راه خدا نمود.
   

 از خلوص، صفا و صمیمیت شهید سیدعباس نوربخش هرچه بگویم ، حق مطلب را ادا نکرده ام. قبل از عزیمت به جبهه های نبرد که به شهادت او منجر شد، با هم در مسیر جاده دُر و تیکن بودیم که جمله ای را با این مضمون گفت: «دلم برای پرواز و شکستن حصار دنیا پر می کشد و ...» سرانجام او در هنگام اقامه نماز صبح در منطقه عملیاتی خیبر با ترکش خمپاره به سوی خدا شتافت. 
                                              . 

  شهید حسین سخایی را بی قرارترین انسانی یافتم که برای ایثار و فداکاری و تقدیم جان شیرین خود در راه خدا و برای امام خمینی «ره» دست از پا نمی شناخت. واقعا دنیا برای او یک قفس تنگ بود و در مرزبندی بین خط امام و سایر خطوط فکری و سیاسی حساسیت فوق العاده ای داشت تا این که به مرادش یعنی شهادت  رسید.
    شهید مصطفی ذوالمجدین یکی از بی ادعاترین و در عین حال وفادارترین اعضای جهاد به جبهه های نبرد و رزمندگان اسلام بود. به راستی او مرد عمل و دارای باطنی پاک بود که از انجام هیچ فعالیتی روی گردان نبود. در ارسال کمک های مردمی به جبهه های نبرد دشوارترین کارها را بر می گزید و سرانجام در همین مسیر به لقاء پروردگارش رسید.
  

   شهید عبدالحسین بیاتی را می توان یک انسان خودآگاه قلمداد نمود که در عین بیسوادی، درک بالا، غیرت و مردانگی و بصیرت در او موج می زد. ایشان نگهبان کارخانه پنیر بود قبل از عملیات بیت المقدس که بنا بود جمعی از جهادگران روانه جبهه شوند، مسئولین او رامتقاعد کرده بودند که اگر مسئولیت حفاظت از وسائل و امکانات کارخانه پنیر را که در آن مقطع نیمه کاره بود، پذیرفته و در این زمینه دقت عمل داشته باشد، اجر و ثواب آن به مراتب بیش از عزیمت به جبهه است. اما چند ساعت پس از آن تفاهم، نتوانست طاقت بیاورد و با پای پیاده از کارخانه پنیر (محل شرکت زراعی) و پیمودن چند کیلومتر راه با چشمانی پر از اشک به جهاد آمد و همراه با سایرین عازم جبهه شد. به پیشنهاد شهید سخایی با ضبط صوتی که در اختیار کمیته فرهنگی بود، با او مصاحبه کردم. (آن زمان استفاده از دوربین فیلمبرداری متداول نبود) با زبان شیرین و صمیمی گفت «می رویم: پدر صدام را دربیاوریم و .....» پس از چند ماه حضور در جبهه در عملیات رمضان شهید شد. هنگام تشییع پیکر مطهرش در روستای خشکرود، این صدا از طریق بلند گو پخش گردید و احساسات مردم برانگیخته شد و ...

 

 بعد از شهیدان جا دارد از پیشگامان جهاد سازندگی گلپایگان که امروز در قید حیات نیستند، یاد کنیم.
 شادروان مهندس رسول گلکار مسئول کمیته عمران جهاد سازندگی در سال های نخستین فعالیت اگرچه همشهری ما نبود اما با تعلق خاطری که به گلپایگان داشت، انصافا روز و شب نمی شناخت. او اهل تهران بود که پس از مراجعه به جهاد سازندگی استان اصفهان، گلپایگان را برای فعالیت برگزیده بود. بدون تردید اکثر فعالیت های عمرانی چند سال اول جهاد مرهون مدیریت، نظارت و پیگیری مرحوم گلکار است.
    

 مرحوم حسین اسعدی چهره دیگری بود که با وجود معلولیت جسمی، سرشار از ذوق و هنر بود. هنوز هم در برخی روستاها، دیوار نوشته های او به چشم می خورد. خطی بسیار زیبا داشت و در آن زمان که ما در کمیته فرهنگی در صدد نشر فرهنگ انقلاب بودیم، پلاکاردها، دیوارها ، تراکت ها و جلد نشریات جهاد و ... مزین به خط او بود.
   
اگر از میان قافله جهادگران شهرمان از مرحوم صادقی، مرحوم منتصری، مرحوم تقی بیاتی، مرحوم علی بیاتی، مرحوم شهبازی و مرحوم صابری یاد نکنیم، کمال بی انصافی است. هریک از این بزرگواران به نوبه خود در حرکت جهاد سازندگی گلپایگان سهم بسزایی داشتند. خداوند آنها را غریق رحمت واسعه خود قرار داده و با صدیقین و صلحا محشور فرماید.
  
  آنچه را ملاحظه نمودید، برگ هایی از دفتر خاطرات اینجانب از دوران فعالیت در جهاد سازندگی گلپایگان بود که نمایانگر تفکر جهادی و مجاهدت برخاسته از دیدگاه امام خمینی «ره» است. با عنایات خداوند متعال در بخش دوم این مقاله به تلاش های جهاد سازندگی گلپایگان در ایام دفاع مقدس می پردازم. امیدوارم این مقاله سرآغازی برای ثبت خاطرات همکاران باشد تا نسل حال و آینده با «فرهنگ جهادی» آشنا شوند.
    در پایان فرازی از آخرین پیام امام خمینی «ره» خطاب به جهادگران را تقدیم می نمایم:
«جهاد شمائل دنیای آزادی و استقلال در عرصه کار و تلاش و پیکار علیه فقر، تنگدستی، رذالت و ذلت است».
  
 
«فرزندان عزیز جهادیم به تنها چیزی که باید فکر کنید، استواری پایه های اسلام ناب محمدی(ص) است».

اين مطلب تاکنون 1555 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با دکتر ابراهيم جعفري

طبیبان دوّار
پروفسور مریم میرزاخانی اسطوره یا الگو؟
هنر هفتم در گلپایگان - استقبال از افتتاح سینما بهاران
لزوم رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری
حال زمین خوب نیست (۲) - نکوداشت مهندس حسین عبیری گلپایگانی
چشم انداز پیشرفت گلپایگان از نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی
طبیعت گلپایگان گنجینه گیاهان دارویی
نقش کتابخانه آیت الله محمدی در توسعه فرهنگی گلپایگان
پیرایه های ناسازگار با فرهنگ عاشورا
حاج صادق آهنگران ،حلقه ای میان عقل و عشق در دوران دفاع مقدس
یادکردی از محمد حسنین هیکل
هزار راه نرفته " نگاهی نو به ادای نذر در جامعه امروز "
طنز و تحولات اجتماعی
فردا برای خواندن دیر است
راز درخشندگی نوروز در جهان
نوسازی دبیرستان امام خمینی "ره" یا بازسازی هویت فرهنگی؟
حال زمين خوب نيست (۱)
آموزش ابتدایی و توسعه
با چشم کتاب بخوانیم نه با گوش!‏
مشابهت های اخلاقی نلسون ماندلا و دکتر معتمدنژاد
دغدغه رو به پایان یونسکو ،به مناسبت نمایشگاه مطبوعات
حدیث عشق در جهاد سازندگی (۲)
ديپلماسي ايراني از زير درخت سيب در نوفل لوشاتو تا بالكن هتل كوبورگ وين
یاد یاران -بدرقه بانوی با فضیلت و پرهیزكار - شادروان فخرالسادات سیدین (توكل)
حدیث عشق در جهاد سازندگی (۱)
فرصت طلایی مشارکت های مردمی در توسعه پایدار گلپایگان
میراث ماندگار استاد احمد جهانبخشی
ارتباطات مشارکتی ،چشم اندازی نو به مطالعات بومی در ارتباطات توسعه
بازتاب مطالب سایت آخاله در مطبوعات
گردشگری و کاهش فاصله فرهنگی
تيكن كجا؟ كاخ اليزه كجا؟
سهم سایت آخاله در بهداشت روانی همشهریان
تحقیقات مشاركتی حلقه گمشده توسعه علمی در ایران
تجدید عهد با دکتر معتمدنژاد
رسانه ؛ حافظ حرمت جامعه مدنی
"مطبوعات محلی" بستری برای شكوفایی استعدادهای بومی
با قاسمعلی فراست در میان "نخل های بی سر" (به اهتمام دکتر ابراهيم جعفري )
تونل های غزه سرای عشق و امید
عبور از جام بیستم ،فراتر از اشك ها و لبخندها
با فوتبال دوستان گلپايگاني از خندق هفده تن تا استاديوم هاي برزيل
ردپاي «سرمايه اجتماعي» و «حكمراني خوب» در مديريت شهري گلپايگان
آسیب شناسی تعامل روابط عمومی ها و رسانه ها
معلمي و هنر تسهيل‌گري
نوروز زاینده سرمايه اجتماعي است
گلپايگان و توسعه پايدار
انقلاب کاست و حاج ابراهیم صحت
آخاله پاتوق همشهريان
آیین چراغ خاموشی نیست



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


22:49   17 تير 1394
سایت آخاله
ضمن تشکر از مطلب بسیار ارزشمند جناب دکتر جعفری لازم میدانم در مورد شهید عبد الحسین بیاتی به این نکته اشاره کنم و اضافه نمایم که شجاعت کم نظیر ایشان در اسارت 200 سرباز بعثی با تفنگ خالی در جبهه از عجایب رویدداها در طی 8 سال دفاع مقدس است و گزارش تصویری آن از شبکه 1 سیما در همان زمان پخش گردید / متشکرم

23:25   17 تير 1394
ابراهیم جعفری
با سلام و عرض تشکر از جناب آقای نیکنامی به استحضار می رسانم با عنایات خداوند متعال در دومین بخش از این مقاله که به مناسبت "هفته دفاع مقدس" تهیه و تنظیم خواهد شد ،سعی می کنیم آن فیلم را تهیه نموده و در معرض نمایش قرار دهیم.

1:15   18 تير 1394
حسن وکیلی فرد
با سلا م خدمت جناب دکتر ابراهیم جعفری خدمات خانواده جعفری جناب استادعلی اکبر و جناب دکتر ابراهیم برای همه اهالی گلپایگان آشناست خداوند این عزیزان را حفظ کند

1:34   19 تير 1394
حامد خوشنویسان
ضمن عرض سلام و آرزوی توفیق برای شما بزرگوار خوشحالم که نام خدمتگذاران این شهر بیادتان مانده و از آنها نام میبرید همانا زندگی و هست و نیستمان را مدیون این بزرگوارانی هستیم که با اهدای خونشان به ما سربلندی و عزت دادند راهتان پر رهرو باد

12:11   20 تير 1394
فاطمه هيبدي
دكتر جعفري عزيز.سپاس. شما بواقع يكي از خدوم ترين و يكرنگ ترين نيروهاي جهادي كه مي شناسم هستيد

21:12   12 مرداد 1394
بهرامی
زبان قاصر است از وصف پایمردی و فداکاری جهادگران مخلص این سنگر سازان بی سنگر ولی گوش جان سپردن به خاطرات عزیزانی که آن دوران طلایی را درک کرده اند و با دل و جانشان عجین شده باعث میشود یاد و خاطره آن دوران زنده شده و چراغی باشد برای ادامه راه و آگاه سازی نسلهای بعدی . بی نهایت متشکرم جناب آقای دکتر جعفری که نوشته زیبایتان مثل همیشه عالی بود

8:43   29 خرداد 1396
حسین عبیری گلپایگانی
جناب دکتر جعفری درود بر شمابر خود لازم می دانم به عنوان یک هم محلی قدیمی از زحمات فوق العاده حضرت عالی در جهاد سازندگی گلپایگان در دهه شصت سپاس گزاری کنم

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |