آخرين به روز آوري سايت پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷

نمايي از شهر گلپايگان با ديدي باز از مسجد جامع و ساختمانهاي قديمي ، فروردين ۱۳۸۰ ( محمود نيکنامي )



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


گارس از دستش نَمي افته
بسيار خسيس است

مدرسه ؛ مستعمره کنکور ، همدلی با وزیر محترم آموزش و پرورش


.


آشنایی با آثار تاریخی گلپايگان در دوره سلجوقی

بی شک دوران اتابکان سلجوقی را می توان، عصر شکوفایی سرزمین پهناور جرباذقان (گلپایگان) نامید. وجود عالمان و شاعرانی همچون نجیب الدین جرباذقانی (صاحب دیوان اشعاری مشتمل بر ۲۰۰۰ بیت) ابن ماکولا عِجلی جرباذقانی و ابوشرف ناصح ابن ظفر جرباذقانی (مترجم تاریخ یمینی) و همچنین احداث بناهای باشکوهی ...


مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب - استاد علي اکبر جعفري

در آغاز مسول ساختن سد اختخوان مهندس طالقانی بود ولی به علت ساختن سد کرج استعفا داد و مهندس عليقلی بیانی که رشته تحصيلی اش مرتبط با سدسازی و لوله کشی شهرها بود به اختخوان رفت و دوسال و نيم آن جا ماند و کار سد را به سرانجام رساند.











هنرمندانه زندگی کنیم.

نیاکان ما (کارگزاران فرهنگ ایرانی) انسان‌های هنرمندی بوده‏اند و پایه‎های زیبای اندیشه نیک، سخن‌ پسندیده و رفتار انسانی را بنیان نهاده‌اند. برخی از مردمان جهان نیز با پیروی از فرهنگ روادار خود، به آرامش رسیده‎اند و آرامش، بخشی از شادی است. فقط کشور کوچکی مانند «موناکو» به لحاظ ایمنی در کنار ژاپن ایستاده است. یاکوزاها (تبهکاران) نماد ژاپنی‌ها نیستند، چرا که جنایت و جرم در ژاپن با جمعیتی ۱۳۰ میلیونی، در سال بسیار اندک است تا آن جا که شگفتی پژوهشگران را برانگیخته است؛

ابراهيم جعفري - علي درويشي

                                                                                        
                                                                   ‏                

   جایگاه زندگی هنرمندانه در غوغای زندگی ماشینی امروز                

                   هنرمندانه زندگی کنیم.

                انتشار در روزنامه اطلاعات سه شنبه 1396/9/21


 
با همسر خود در ستیزیم، با فرزند خود درگیریم، با همکار خود در تنش‌ایم. با رئیس محل کار خود و با خودمان نیز در جنگیم؛ روند ستیز با خود، گاهی انسان‌ها را به مرز خودزنی نزدیک می‌کند.
بی‎گمان این زندگی پیکار جویانه (یا نام‌اش هرچه که هست) زندگی هنرمندانه نیست؛ ولی در جهان ماشینی که ما در آن بسر می‎بریم و در همزیستی با پدیده‎های تنهایی‎آور نو (مانند دیجیتالیزم، ابزارهای انفورماتیک، مولتی‎مدیاها و شبکه‎های اجتماعی) نیاز داریم که یک زندگی هنرمندانه را پیشه کنیم. هدف از زندگی هنرمندانه، موسیقی‌دان‎شدن، ساخت فیلم، سرودن شعر، نقاشی، رمان‌نوشتن، تندیس‌تراشیدن و پرداختن به هنر«پایکوبی» یا «معماری» و هفت هنر نیست؛ (که اگر باشد چه بهتر؛) همچنین مشهورشدن (سِلب‌ریتی یا به گویش آمریکایی، سه‌له‌بری) هم نیست، زیرا چه بسا آدم‌های مشهور که در کار خود هنرمندند، ولی زندگی درونیِ هنرمندانه‌ای ندارند، یا شاید بسیاری از آنان، در آشکار، چهره پیروزمند جهان هنرند، ولی در پنهانِ خود، یک زندگی شکست‎خورده دارند.
چیستیِ زندگی هنرمندانه
پژوهشگران در استخری، چندین کوسه و ۳ دلفین قرار دادند؛ کوسه‌ها با فشار گرسنگی، آغاز کردند به یورش به دلفین‌ها؛ اما دلفین‏‎ها رامِ یورش آن‌ها نشدند و به جنگ هم نپرداختند، بلکه بازیگوشانه، جاخالی می‏‎دادند تا جایی که یکی از کوسه‎ها از گرسنگی بی‎‏حال می‎شد و دیگر کوسه‎ها او را می‌دریدند. این بازی ادامه یافت، تا این که در استخر فقط دلفین‌ها زنده ماندند.

             See the source image
شاید گفته شود که در زندگی ما نیز گاهی «بازی زندگی» به بهای جان انسان‌ها تمام می‌‏‎شود، که چنین است و باید این واقعیت را پذیرفت، چه این که «مرگ» در شمارِ قاعدهِ ‏‎بازیِ زندگیِ انسان است؛ اما از هراس مرگ نباید مُرد، بلکه تا زمانی که نفسی می‏‎رود و می‎آید، باید زندگی کرد، یک زندگی هنرمندانه! ‏
بازی در سرشت انسان است؛ کسی بازی را به یک کودک یک‎ماهه نمی‏‎آموزد، ولی او در یک‏‎ماهگی می‌کوشد جغجغه را لمس کند، در
۲ ماهگی آن را تکان دهد و از ۳ ماهگی با انگشتانش بازی کند.
زندگی ما نه فقط در زمان کودکی، بلکه بیشتر زندگی‌ ما، بازی است، یک بازی خردمندانه.
به لحاظ همین ویژگی، دلفین بیش از دیگر جانوران به انسان نزدیک است؛ در گذشته «تئوری‎پردازان کوچه بازار» هنگامی که از «راز موفقیت انسان» سخن می‎گفتند، گوشزدشان این بود که: «گرگ باش تا دریده نشوی!» شاید این سفارش درباره برخی کسان که زمینه‌اش را داشتند، پاسخگو بود، ولی ناسازگار با انسان‌هایی‌ست که روح بزرگی دارند؛ «گرگ‎سرشتی»، انسان را همواره در وضعیت کشمکش قرار می‌دهد و از دیگرسو، «وحشیگری» همخوان با خوی آرام انسان نیست. ‏
‏ مفهوم زندگی هرچه هست، پیکار نیست. هرچند به هرگوشه زندگی انسان که بنگریم (کوشش برای به دست‎آوردن نان، برای زندگی بهتر، برای بیمارنشدن، برای به دست‎آوردن چیزهایی که دوست داریم و کوشش برای از گزند دورداشتن فرزند) پیکار است، پس دیگر توجیهی ندارد که انسان با خودش و دیگر انسان‌ها و پیرامونیان (انسان‌ها، جانوران و محیط) نیز در پیکار باشد.
اگر بپذیریم که زندگی پیکار نیست، بلکه بازی است؛ و از آن‎جایی که در سرشت بازی، شادی نهفته است، بی‎گمان به خوشی(خیر) خواهیم رسید و از خوشی‌های ما، پرتویی بهبودگر بر زندگی دیگر انسان‎ها که شاد نیستند (به ویژه خشمگین‌ها) خواهد تابید. ‏
چیستی هنرمند
ویژگیِ برجسته هنرمندی، تخیل است؛ پس خوب است انسان برای پیروزی در بازی زندگی، مانند هنرمندان، نیروی تخیل (نه خیالپردازی) را در خود بپرورد و به خود بیاموزد که فقط نیکی را تخیل کند؛ نیکی برای خود و دیگران؛ تا از پرتو روشن این تخیل، غبارِ تیرهِ تنش، از زندگی‌ او و دیگران روفته شود.
هنرمندان پهنه (یا عرصه) زندگی کم نیستند، آنان به اندازه‏ای در اندیشه دیگرانند (مهربانی به دیگران در هر زمان) که دیگر زمانی برای اندیشیدن به خود ندارند. هنگامی که گاندی سوار ترن شده بود و یک لنگه صندلش به خیابان افتاد، هنوز تا حرکت ترن، چند ثانیه زمان داشت که پیاده شود و آن را بردارد، اما او لنگه دیگر را نیز از پایش درآورد و به پایین انداخت که «نداری» آن ‌را بردارد.

                

زیبایی از دیگر ویژگی‎های سرشتی هنر است، به دیگر سخن، نام هنر با زیبایی گره خورده است. انسان در بازبینیِ زندگی خود، برای این که دریابد هنرمندانه است یا نه، خوب است به ویژگیِ زیبایی توجه کند. زندگی انسان از چه ویژگی‎های زیباشناسانه می‎تواند برخوردار باشد؟ آخشیج (عنصر) زیبایی در هنر، خود را در پدیده‎هایی مانند تصویرها، رنگ‎ها، نماها، نمایش‌ها، سازه‎ها و آواهای می‎نمایاند؛ اما زیبایی در زندگی انسان می‎تواند در مهربانی، رفتار راستین (صداقت)، خوشزبانی و بزرگواری نمود کند. برای نمونه، انسان با بخشش، به خود یاری می‎رساند که سرسختیِ سنگ‌شده در خود را بتراشد و دور بریزید و از آن پیکره‌ای دیگر بتراشد که گوشه‎های تیز و بُرندهِ کمتری داشته باشد؛ بخشش، نجات دیگری نیست، بلکه نجات خود از یک درگیری اندیشگی‌ست و به آرام‎رساندن قلبی که بیهوده، پرتپش و نارام شده است. ‏
گاهی پیچیدگی‌های زندگی، انسانی آرام را وادار به لغزشی ناخواسته می‎کند که سپس از کرده خود شگفت‎زده می‌شود؛ این‎که چنین انسانی باید بهای رفتار خود را بدهد، سخنی نیست؛ ولی نه این که راه بر بخشش برای همیشه بسته شده باشد. اگر دیگران نمی‎توانند خود را از شر درون‌شان برهانند، شاید بخشش ما یاری‌شان کند و آنان را در روند پالودگی قرار دهد. ‏
سختی‎های راه
شاد زیستن کار سختی‎ست، چون فشارهای اندوهبار بسیار است، از این‎رو برای شاد زیستن باید کوشش کرد. گاهی نیز خودِ شادی به سراغ آدم می‎آید، ولی بسیاری کسان، گرچه در به رویش می‎گشایند، ولی او را نمی‎شناسند و دوباره در به رویش می‎بندند.
سرخوشیِ همیشگی در زندگی، آمیخته به میانه‌روی است، به دیگر سخن، زندگی شاد، گونه‏ای رفتار میانه در پیش‎گرفتن است که زیبنده هر انسانی است؛ اما زندگی سراسر اندوهبار، نه خوشایند انسان است و نه سزاوار فرزند و همسر انسان. ‏
شاید کسانی بپندارند که اندوه، درونیِ آنان است و می‌کوشند بروزش ندهند؛ که پندار نادرستی‌ست، چون پرتوی دلتنگی‌آورش(چه بخواهیم یا نخواهیم) بر سر و روی دیگران می‎پاشد و پکرشان می‎کند؛ ما این پرتوی رنج‎آور را نمی‎بینیم، ولی پیرامونیان ما به خوبی می‎بینند و رنج می‎برند. به گفته شاعر: (همان بهرکه شادی بپاید ور اندوه بگذرد ور خنده بتازد ور گریه گوشه گیرد!) بی‌گمان، اندوه، مهمان ارزشمندی نیست که به پیشوازش برویم و سرخوشی را از وجودمان برانیم و به ناخوشایندی‌ها، خوشامد بگوییم.
معنی گم‎شده پیشرفت ‏
اگر پیشتازی در به چنگ‌آوردن دارایی، به جای گستره عرضی، به ژرفاییِ زندگی می‎انجامید، خوب بود؛ ولی چه می‌توان کرد که اینگونه نیست!
ماهیت پیشرفت در زندگی نزد بیشتر کسان، مگر تاخت در زندگی مادی نیست؛ یعنی به‎دست‎آوردن داراییِ فزونتر و امکانات بیشتر.(سخن درباره بدوخوب این‎ها بماند!) فقط باید گفت که سرکردن زندگی با چنین خواست‌هایی، انسان را به جای به ژرفابردن، در رویه(سطح) زندگی نگه می‎دارد. کسی که دل‌اندیشه
(دغدغه)هایش از این جنس است(امور روزانگیرجانوری) و دلواپسی‎هایش را داشتن‎و داشتنِ بیشتر شکل می‌دهد، بجاآوریِ آدابِ ظاهریِ کیش و دین و مرام نیز به او برای داشتنِ زیستی انسانی، یاری نمی‌رساند؛ و بر عکس یک انسان بی‏‎ایدئولوژی و بی‎جهان‎بینی ولی وارسته از اندوهِ داشتن و با سیرِ همیشگی در بیکرانگی، چه‎بسا به خوی انسانی و فرزانگی دست یازیده باشد.
داشتن هزار کار برای انجام‌دادن نیز، زمانی برای انجام کار مهم باقی نمی‎گذارد و زمان‌های کوچکِ دورهم‌بودن در خانه را تباه می‌کند. کار بیشتر در زمان اندک، شام‎خوردن تندتند برای آن که به کارهای دیگر مادی خود برسیم! اما چه‎کاری مهم‌تر از حضور در کانون خانواده؟ هنگامی که این‎همه زمان کم داریم، بی‌گمان زمانی برای دیدن افق (افق زندگی، افق هستی‎یت خودمان، افق شخصیت فرزند)نمی‎ماند و انسان بیش از پیش در روزانگی دست‎وپا خواهد زد و چشم‌‌اش فقط یک‌مترِ فضای جلوی پایش را خواهد دید. ‏
هنگام رانندگی، نیروهایی از بیرون می‌کوشند بر ما چیره شوند و از جاده خارج‌مان کنند، ولی ما پیاپی در کوشش‌ایم که کنترل خودرو را وا نگذاریم. در زندگی هم نیاز به کنترل همیشگی‌ست تا بختک اندوه بر انسان آوار نشود. ناگواری‌های ریز و درشت زیادی، در پیِ ستاندنِ شادی از انسان است، ولی انسان می‌تواند با دلخوش‌داشتن به تندرستی خود، بهانه‌ای برای شادی بیابد و این کار آسان، روشی برای آسان‎گرفتن زندگی سخت است. ‏
انسان خوب است باور بیاورد که گوهر شادی، نه در دوردست، بلکه در درونش است و بر اوست که آن را استخراج کند، نیازی به کنکاش زیاد هم نیست، همین که وجودیت‌ گوهرش را مورد شناسایی قرار دهد، بسنده است؛ این گوهری نیست که نیاز به پنهان‎کردن داشته باشد، باید نمایانش ساخت و درخشندگی‌اش را به رخ کشید. ‏
آنان که می‌شنگند

نیاکان ما (کارگزاران فرهنگ ایرانی) انسان‌های هنرمندی بوده‏اند و پایه‎های زیبای اندیشه نیک، سخن‌ پسندیده و رفتار انسانی را بنیان نهاده‌اند. برخی از مردمان جهان نیز با پیروی از فرهنگ روادار خود، به آرامش رسیده‎اند و آرامش، بخشی از شادی است. فقط کشور کوچکی مانند «موناکو» به لحاظ ایمنی در کنار ژاپن ایستاده است. یاکوزاها (تبهکاران) نماد ژاپنی‌ها نیستند، چرا که جنایت و جرم در ژاپن با جمعیتی ۱۳۰ میلیونی، در سال بسیار اندک است تا آن جا که شگفتی پژوهشگران را برانگیخته است؛ ژاپن به لحاظ امنیت در میان کشورهای صنعتی جهان، مرتبه نخست را دارد و همین، لبخند آرامش بر لبان مردمانش نشانده است، یا برعکس، آرامش درونی آنان سبب شده است که از جرم و لغزش دور باشند. در چنین جامعه‎هایی، بی‎گمان مردمان‌اش شادند. همچنین شکیباترین مردمان جهان نیز ژاپنی‌ها هستند و این را به ویژه در رخدادهای اتمی فوکوشیما نشان داده‌اند. شکیبایی، پیش‎نیاز شادی در زندگی است.
اما شادترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۶ میلادی ـ بر پایه آمار سازمان ملل ـ در جغرافیایی دیگر می‎زیند. در سیاهه شادترین مردمان، چهره سفیدپوستان دانمارکی بیش از همه می‌درخشد، در این سیاهه، ایرانیان در مرتبه صدوپنجم ایستاده‎اند.
                                   Image result for شادی ژاپنی ها

گزارش سازمان‌ملل دربرگیرنده ۱۵۷ کشور جهان است و در هر کشور از ۳۰۰۰ تَن پرسش شده است؛ و روشن شد که ۷ ویژگی می‎تواند سبب شادبودن مردم شود؛ یکی این که مردم امید به زندگی بیشتری داشته باشند و دوم این که پشتیبانی اجتماعی از آنان قوی باشد و در زندگی آزادی گزینش داشته باشند و فساد در جامعه‎شان ریشه ندوانده باشد و مردم دست بخشنده داشته باشند و به نسبت جمعیت، تولید ناخالص ملی بالا باشد. ‏
سنجه سازمان‎ملل در سال‎های پیش برای به‌دست‎آوردن میزان شادی مردمان جهان، درآمد، نداری(فقر)، آموزش، تندرستی و دولت خوب بود که در سال ۲۰۱۶، سنجه «شادی» نیز به این‎ها افزوده شده است؛ و شگفت این که در آمارها، در بیشتر کشورها حتی نزد مادران، داشتن فرزند، پدیده‌ای برای نزدیک‌شدن به شادی نبوده است!

در سال ۲۰۱۶ گرچه سوئیس به مرتبه دوم رفته‎است، ولی آنان نیز در شمار شادترین مردمان جهانند. همچنین ایسلند، نروژ، فنلاند، کانادا، هلند، نیوزلند، استرالیا و سوئد. کشورهای ناشاد نیز سوریه، افغانستان، بوروندی، توگو، بنین، رواندا، گینه، لیبریا، تانزانیا و ماداگاسکار اند.

See the source image

پدیده‏های شادی‎زا ‏
به گفته یوسف امیرزاد، کارشناس ارشد مدیریت، گاهی پدیده‌هایی مانند احترام‌گذاشتن که گمان نمی‎رود در نیکبختی انسان نقشی داشته باشد، چهره پررنگی از خود در بازی زندگی نشان می‌دهند. ‏
او می‎افزاید: «شما از ژاپنی‌ها گفتید، خوب است به جایگاه احترام در ژاپن نیز اشاره شود. در پیشگامی در احترام به دیگری، در بیشتر جامعه‎ها، کُندی زیادی دیده می‎شود، زیرا هرکسی چشمداشت احترام‏دیدن دارد تا احترام‏گذاشتن؛ اما ژاپنی‎ها خوشنودی را در پیشگامی در خاکساری می‌جویند و هیچ کشوری در آداب‎دانی به پای ژاپنی‌ها نمی‎رسد. آنان از کودکی، بدجور ادب‌گزار بار می‏آیند و واژه ترکیبی «دومو ـ آریگاتو ـ گوزای ـ ماسوآ: سپاسگزار

«‏Domo arigato gozaimasu»‏ سیال زبان‎شان است؛ آنان با پیشدستی در احترام‎گزاری، به خوشنودی خود و دیگران دست می‌یابند. هنگامی که مهمان از راه می‎رسد، سر خم می‌کنند؛ هنگامی که خود به مهمانی می‎روند، بازهم سر خم می‎کنند. گارسون که که غذا روی میز می‎گذارد، همه برایش سر فرود می‎آورند، یا مدیر یک شرکت بزرگ سازنده خودرو، برای پوزش‎خواهی، نزد خریدار سر فرود می‌آورد. بچه‌ها نیز در مترو، با دیدن یک میانسال، گروهی از جا بر می‎خیرند (انگار که بخواهند از هم پیشی بگیرند) و چند صندلی را برایش تهی می‎کنند.»

 ‏
امیرزاد از زندگی خودش می‌گوید: «دیدن یک فیلم زیبا با کودک خود می‎تواند شادی‌آفرین باشد. کارتون‌های زیادی با ارزش مفهومی وجود دارد که در خانه ما زیاد دیده می‎شود؛ این بهانه‎ای است که همه دور هم گرد آییم.» ‏
او سپس به دیگر ابزارهای شادی‌بخش می‌پردازد: «همین که فیلم‎های کمدی پرفروشند، نشان از این‌ دارد که مردم در پی شادی می‎گردند و نقش دیدن فیلم‌های کمدی در شادی کانون خانواده، انکارناپذیر است. در۶ ماه نخست سال ۱۳۹۶، فیلم‌های کمدی سینمای ایران به نسبت فیلم‌های دیگر، موفقیت بیشتری در گیشه داشته است و آمار فروش‌شان، گواه پیشواز تماشاگران است و همین سبب خواهد شد که سال آینده نیز شمار این‌گونه فیلم‌ها بیشتر شود و بسیاری از فیلم‌سازان در اندیشه ساخت فیلم‌های کمدی باشند.»

                        See the source image


‏«البته به اصطلاح هیچ گربه‌ای برای خوشنودی خدا موش نمی‌گیرد وگروه سازندگان فیلم‎ها نیز برنامه‎هایشان شادی مردم نیست؛ ولی مردم اند که می‎توانند از این پیشامد به سود خود بهره گیرند و فیلم‎ها را ابزار زندگی خود سازند و برای شادی خود و خانواده، ماهی یک فیلم کمدی ببینند.» ‏
علی‌درویشی
دکتر ابراهیم جعفری

اين مطلب تاکنون 6935 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با ابراهيم جعفري - علي درويشي

هنرمندانه زندگی کنیم.



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


22:43   21 آذر 1396
اشراقی
با سلام . هنرمندانه نگاشته شده است / متشکرم

21:53   03 دي 1396
زهره زاهدی
سلام وتشکر از جملات پنداموز شما...وای کاش هنر شاد زیستن وهنرمندانه زیستن رابیاموزیم.چراکه واقعا هنرمندی میخواهد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |