آخرين به روز آوري سايت دوشنبه ۳۰ مردادماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


منارا به مليج مي گه چه
براي هر كاري تناسب لازم است




صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد


وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي

استاد فرزانه و معلم خستگي ناپذير ُ، شادروان منوچهر خالصي حدود 12 سال در شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي اجرا كننده برنامه ي .يك مسابقه و سي سوال .بود و اين اواخر در شبكه آموزش آرايه هاي ادبي را تدريس مي كرد. در انجمن هاي ادبي تهران همچون .انجمن گلستان سعدي و انجمن امير كبير و... حضوري فعال داشت و همچون شمع نورافشاني مي كرد...

استاد علي‌اكبر جعفري

هدف از گرد آوری وشرح زندگانی دانشوران وفرهيختگان شهرستان گلپايگان دادن الگوهای مناسب به جوانانی است که در وادی پرفراز ونشيب دانش وآگاهی ره می سپرند. در اينجا ياد آوری نکته های زير ضروری است:
در همه جای دنيا دانشمندان وانديشمندان گذشته را بزرگ می‌دارند. در مجامع علمی جهان وقتی نام خوارزمی برده مي‌شود همه به احترام اوبه پا می خيزند. اما اگر با بزرگداشت گذشتگان می خواهيم کاری کنيم که جوانان امروز به استخوان های پوسيده ی آبا واجدادشان ببالند سخت خطا کاريم.و اگر با انجام اين کار می‌خواهيم امروزيان راتحقير کنيم و به آنان بفهمانيم که نتوانسته‌اند مثل پدرانشان در زمينه های گوناگون علمی و ادبی و هنری بشکفند باز هم دراشتباهيم اما اگر می‌خواهيم آنان را برانگيزيم تا راه آن بزرگان را در پيش گيرند کارمان درست است وبايد آن را دنبال کنيم.
در عين حال که گذشته و گذشتگان را به ياد جوانان می اندازيم بايد اکنون و اکنونيان رانيز به آنان بشناسانيم. همين طور تا آنجا که ميسر است با ايشان از آينده سخن بگوييم جوان را در جريان امروزش قرار دهيم.واز ديروز برای ساختن امروز و قردامدد بگيريم.بايد مواظب باشيم وقتی می‌گوييم در گذشته رازی  ابن سينا  خيام قردوسی و...... داشته ايم معنی حرفمان اين نباشد که همان داشتن های گذشته کافی است وبايد بدان باليد.بايد از اين بزرگان به عنوان کسانی که همواره زنده اند سخن گفته باشيم.



در فراق دوست

به مناسبت درگذشت استاد منوچهر خالصي

 

 با ديدگان فرو بسته لب بر جام زندگي نهاده ايم  و اشك سوزان بر كناره ي زرين آن فرو مي ريزيم . اما روزي مي رسد كه دست مرگ نقاب از ديدگان ما بر مي دارد و آنچه را كه در زندگي مورد علاقه‌ي ما بود از ما مي‌گيرد. فقط آن زمان مي فهميم كه جام زندگي از اول خالي بوده و ما از روز نخست از اين جام جز باده‌ي خيال ننوشيده‌ايم.

 از اشعار لرمانتوف شاعر روسي ( 1841 - 1814 ) 

 
به هر نفس دلم از داغ يار لرزد و ريزد   
  چو برگ گل كه ز باد بهار لرزد و ريزد
بيا كه بي گل روي تو اشكم از سر مژگان  
   چو شبنمي است كه از نوك خار لرزد و ريزد
به هم رسان ثمري زين چمن كه شاهد دنيا  
  شكوفه ايست كه از شاخسار لرزد و ريزد
ز آب ديده به راهت هميشه كاسه چشمم  
  چو جام پر به كف رعشه دار لرزد و ريزد
برون خرام كه وقت است لاله هاي چمن را  
  ز شوق روي تو رنگ از عذار لرزد و ريزد
بس است اين همه قصاب آبروي تو ديگر  
  در اين زمانه ي بي اعتبار لرزد و ريزد

 
 
استاد فرزانه و معلم خستگي ناپذير  شادروان منوچهر خالصي روز بيست و يكم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هجده خورشيدي در گلپايگان ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم علي خالصي فردي روشن ضمير  اهل شعر و ادب و صفا و پاكي بود و خياطي مي كرد. مادرش بانويي دلسوز  مهربان و خانه دار بود. منوچهر فرزند اول خانواده بود و همواره مي‌گفت پدرم اولين آموزگار من در زندگاني بوده است.  

اين خانواده با دستي خالي اما با كوله باري از شرف و انسانيت به تربيت وي و ساير فرزندان همت گماردند. 

منوچهر دوران دبستان و دبيرستان را در شهرستان گلپايگان سپري كرد و با شركت در آزمون ورودي دانشسراي مقدماتي و قبولي در آن آگاهانه پا به عرصه‌ي انسان سازي گذاشت و به تربيت و تعليم نوجوانان ايران زمين همت گماشت.  

پس از اتمام دوره‌ي دو ساله‌ي دانشسرا كار معلمي را از دبستان هاي خوانسار آغاز كرد. 5 سال بعد يعني در سال 1341 خورشيدي به گلپايگان منتقل شد و در دبستان هاي معظمي فردوسي و عسجدي و سپس در دبيرستان فردوسي به تدريس ادبيات و علوم اجتماعي پرداخت. شاگردان او از شور و حال وصف ناپذير كلاس درسش با خاطره اي خوش ياد مي كنند و مي گويند : هميشه در كلاس با سخنان جذاب و خواندن اشعار زيبا و دلنشين به ما درس اخلاص  محبت  وفا  اميد آرزو و عشق به زندگي مي داد. و اين شيوه‌ي پسنديده را تا واپسين دم زندگي ادامه داد. زيرا معتقد بود كه : 

معلم ياور كودكان  شكوفا كننده ي ذهن انسانها  آموزنده ي محبت به انسانيت و شكل دهنده ي آينده ي بشريت است.  

هدف والاي او آماده كردن نسل جوان براي آينده در سايه آموزش و پرورش بود و پيوسته ياد آور مي شد كه :  

اگر معلمي نتواند آينده را براي جوانان بسازد  حتما مي تواند جوانان را براي آينده بسازد.  

منوچهر ضمن تدريس به مدت 6 سال مديريت داخلي بيمارستان هاي بزرگ تهران مانند بيمارستان مهر  بيمارستان آبان و بيمارستان جم را بر عهده داشت و من خود شاهد بودم كه صميمانه به بيماران درماندگان و مستمندان تا آنجا كه مي‌توانست كمك مي‌كرد.  

حدود 12 سال در شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي اجرا كننده برنامه ي يك مسابقه و سي سوال  بود و اين اواخر در شبكه آموزش آرايه هاي ادبي را تدريس مي كرد. در انجمن هاي ادبي تهران همچون انجمن گلستان سعدي و انجمن امير كبيرو... حضوري فعال داشت و همچون شمع نورافشاني مي كرد. زماني كه با صداي گرم و رسايش قطعه شعري را مي خواند حاضران در سالن با سكوت و آرامش همچون تشنه كاماني در انتظار ترنم باران كلامش بودند. 

اين استاد گرانمايه يكي از چهره هاي تاثير گذار در تاسيس مجتمع آموزشي دكتر حسابي واقع در خيابان ولي عصر (عج) بود و با تدريس هنرمندانه اش در دروس معارف و ادبيات در جذب دانش‌آموزان ياوري شفيق و دلسوز براي ساير همكاران بود و همواره مي گفت : 

معلمان سازندگان يك ملت‌اند . واي بر ملتي كه با سازندگان خود بيگانه است.
و يا:
جامعه اي كه به معلمانش بهايي نمي دهد  ارزشي در بين جوامع ندارد. 

 آري ! در اندرون هر معلم بزرگ  دنياي بزرگتري وجود دارد كه كشف آن نياز به كاشفاني بزرگ دارد. 

 در جلسات ماهانه‌ي انجمن فرهنگي  هنري اديب گلپايگاني دستاورد او هميشه مطالب نغز  و اشعار دلنشين بود و پيشنهاد كرد كه كتاب گلستان سعدي و حكايات آموزنده‌ي آن توسط افراد انجمن خوانده شود و در باره‌ي هر كدام بحث و گفتگو شود كه متاسفانه اين پيشنهاد ديري نپایيد و شمع وجودش به خاموشي گرایيد.  

گفتمش نقاش را نقشي كشد از زندگي     با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 در ايجاد و تهيه‌ي كتاب براي كتابخانه ها تلاشي مستمر داشت . از جمله مي‌توان به تاسيس كتابخانه ي مسجد النبي واقع در ميدان نبوت در سال 1360 و ارسال كتاب براي كتابخانه هاي مدارس گلپايگان اشاره كرد.

 زمينه آشنايي

اكنون كه اين خامه بر اين نامه مي‌گريد نزديك به نيم قرن از آشنايي و پيوندهاي دوستي من با آن عزيز در خاك خفته ام مي گذرد. آشنايي ما از ديداري تصادفي در كتابفروشي تابان به مديريت دوست گرانقدر ديگرمان شادروان ابوالفضل خادمي شروع شد. مكاني كه جايگاه اهل مطالعه و علاقه مندان به كتاب بود. دو همدل و همزبان يكديگر را يافته بوديم كه گفته اند :  

يك روز با معلم خردمندي مصاحب بودن  بهتر از مطالعه ي هزار صفحه كتاب با ارزش است.

 دوران تحصيل من در رشته رياضي دانشكده‌ي علوم دانشگاه تهران همزمان با دوران تحصيل او در دانشكده ي ادبيات آن دانشگاه بود. ما در كلاس هاي پر بار و مفيد اساتيد والامقام اين دو دانشكده بصورت مستمع آزاد شركت كرده و از خرمن دانش سرشار آنان خوشه چيني مي كرديم. در آنجا ما ياد گرفتيم كه : 

معلمان ماهر انديشه خود را به دانش آموزان تحميل نمي كنند بلكه انديشيدن را به آنان ياد مي دهند. 

همه زندگي او كلاس درس بود . 

در جلسات دوستان هميشه اول وقت به نماز مي ايستاد و اين فريضه ي بزرگ الهي را انجام مي داد . 

 وقتي از سفر حج مراجعت كرد به ديدارش شتافتم. از خاطرات سفر برايم گفت و ضمن اينكه اشك در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد :

 به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند     كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي

 و وقتي حال پريشان مرا ديد كه به خاطر خونريزي شبكيه چشمم به توصيه پزشكان از انجام اين وظيفه محروم مانده ام گفت : 

 برو طواف دلي كن كه كعبه از سنگ است     كه اين خليل بنا كرد و آن خداي خليل

 و خود شاهد بودم كه مخارج مهماني بازگشت از سفر حج را توسط يكي از آشنايان به گلپايگان فرستاد تا بين مستمندان آبرومندي كه به نان شب محتاجند تقسيم كند. 

 هميشه آرزو مي كرد از سرچشمه زلال اسلام سيراب شود و ديگران را سيراب كند و زنگار خرافات و پيرايه ها را از چهره ي اين آيين صلح و محبت و مهر بزدايد و خداي بخشنده ي بخشاينده ي اديان ابراهيمي را مهربانترين عامل نسبت به بندگان خويش معرفي كند. 

 بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند  
 

هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ايم

  بسيار پر گذشت بود . هرگز كينه ي كسي را به دل نمي گرفت و مي گفت :   

خوشا دوران كودكي  ! كه نه ما را سوز سينه بود و نه دل هايمان جاي كينه بود و با افسوس و آه زمزمه مي كردكه :

 خاطرات كودكي برنگردد دريغا         قيل و قال كودكي برنگردد دريغا

 او اعتقاد داشت كه : 

كينه توزي نتيجه ي دل هاي بيمار انسان هاي حقير و زبون است.  

هرگاه ظلمي را مشاهده مي كرد و يا مورد ستم قرار مي گرفت مي گفت :  

آقاي جعفري ! خوشحالم كه معاد هست. 
 به كسري چنين گفت بوذر جمهر  
 

كه تا مي خرامد به كامت سپهر

مبادا به كس كينه ورزد دلت  
  ملرزان دلي تا نلرزد دلت


تمام موفقيت هايي را كه در زندگي كسب كرده بود مرهون لطف خداوند و همدلي  و همياري همسر وفادار و فرزندان شايسته ي خود مي دانست زيرا : 

هر كجا مرداني را مشاهده كرديد كه بر قله هاي رفيع دانش ترقي خدمتگزاري و موفقيت گام بر مي دارند در كنارشان فذاكاري وفا ايثار و از خودگذشتگي همسرانشان را جويا شويد. 

 امروز او در ميان ما نيست . جسمش اسير خاك شد و روحش در افلاك به پرواز درآمد تا در جوار رحمت پروردگار به آرامش ابدي دست يابد. چون نسيمي آرام و سبكبال از گلزار هستي گذشت و ما همچون گ��و�ن با ريشه هاي ستبر اسير خاك مانده ايم.
منوچهر زنده است زيرا : 

هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق         ثبت است بر جريده ي عالم دوام ما

 مزارش نه در بهشت زهرا بلكه در سينه‌ي عاشقان و عارفان درگاه احديت است.

بعد از وفات تربت ما در زمين مجوي    در سينه هاي مردم عارف مزار ماست

 از خداوند بزرگ براي آن رفيق شفيق طلب رحمت و براي خانواده و فاميل گرانقدرش  تحمل صبر بردباري و پايداري آرزو مي كنم . 

نسيم آسا از اين صحرا گذشتيم   
  سبك رفتار و بي پروا گذشتيم
چو ناف آهوان  صد پاره ي جان  
  بيافكنديم و از هر جا گذشتيم
غباري نيست بر دامان همت  
  از اين صحرا بسي بالا گذشتيم
به چشم ما كنون هر زشت  زيباست  
   چو از هر زشت و هر زيبا گذشتيم
به پاي كوشش از ديروز و امروز  
  گذر كرديم و از فردا گذشتيم
گريزان از بر سودابه‌ي دهر   
  سياوش وار از آذرها گذشتيم
كنون در كوي نا پيدا خراميم  
  چو از اين صورت پيدا گذشتيم
رشيد از ما مجو نام و نشاني  
  كه از سر منزل عنقا گذشتيم

علیاکبر جعفری 10 /9 /1386 خورشیدي

 

 

يادگارهايي از استاد

----------------------------------------

 

 

 

-------------

 

-------------

 

-------------

 

اين مطلب تاکنون 10508 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

پاسخ به معماهاي هندسي(۱)
پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


30:47   20 آذر 1386
مجيد فتوت
باسلام آخاله وقتي مطلب را خواندم كه آقاي خالصي فوت نموده اند دلم گرفت .يك لحظه رفتم توي دوران نوجواني و برنامه هاي زيبايي كه ايشان در تلويزيون اجرا مي نمودند و همه خانواده افتخار مي كردند كه يك گلپايگاني داره برنامه اجرا مي كند. روحش شاد.

16:35   22 آذر 1386
lمحمود نيكنامي
از استاد ارجمند جناب آقاي جعفري تشكر مي كنم كه اين گونه سيماي فرزانگان شهرمان و كساني كه بهر صورتي به اين شهر خدمت كرده اند را معرفي كرده و استادانه و مستند از آنها ياد مي نمايد . پايدار باشد

9:30   24 آذر 1386
مریم(کاندا)
سلام امروز این سایت را باز کردم و در کمال ناباوری خبر فوت استاد بزرگ خاصی را خواندم بی اختیار اشکهایم جاری شد من برای آمادگی کنکور در کلاسهای ایشان شرکت می کردم در خیابان انقلاب هرگز فراموش نمی کنم طنین صدای ایشون را که چگونه در روح و جان همه نفوذ می کرد بسیاری از دختران بودند که شرایط نامساعد فرهنگی داشتند ولی در پایان دوره با شیرینی و هدیه از ایشون به خاط نفوز کلامشان تشکر می کردند حیف که در ایران نیستم تا به مراسم ایشان بیایم روحش شاد

9:13   25 آذر 1386
مسعود
بنده هم به نوبه خود درگذشت اين همشهري فرهيخته را به خانواده ايشان و جامعه ادبي تسليت عرض مي نمايم. اي کاش در زمان حياتش از ايشان تجليل مي شد.

30:5   26 آذر 1386
علی عموکرمی
با درود و سپاس از استاد جعفری که در خصوص استاد منوچهر خالصی به زیبایی قلم فرسائی نموده اند. بنوبه خود برای آن مرحوم شادی روح و برای خانواده گرامی ایشان صبر آرزومندم. بقول شاعر گرانمایه : هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق و یه بیت شعر هم از خودم برای این استاد گرامی: اهل دل را روح بالا بايد و فکر درست چونکه اين دنياي بي مهر و وفا جز خاک نيست چون این روح ماست که میماند و این استاد گرامی نیز چون سایر اساتید این مرز و بوم از روح بالا و روحانی برخوردار بوده است پس همیشه زنده در یاد ماست. بدرود http://mkarami.artshost.com/dramoukpage.htm دکتر علی عموکرمی

10:10   06 دي 1386
محمدرضا نوری
بسيار متاثر شدم. روحش شاد . يادش گرامي و راهش پر رهرو باد. آرزوي طول عمر براي بازماندگان خصوصا کليه فرهيختگان ميهنمان بويژه شهرمان را دارم.

14:59   09 دي 1386
هما
سلام من از شاگردان جناب آقای خالصی بودم که هنوز باورم نمی شود که باید با این نبودن با این رفتن ناگهانی بسازم روحشان شاد

24:27   01 بهمن 1386
مجتبي از يزد
اي كاش نمي فهميدم... خدا روحشان را با علي بن ابي طالب مهشور گرداند ان شا الله

9:28   30 دي 1390
محبوبه شراهی
انا لله و انا الیه راجعون سلام من هم از مرگ ایشان متاثر شدم راستش من بدنبال شعر بسیار زیبا و تاثیر گذاری که ایشان در کلاس کنکورمان که از سروده های یکی از شاگردانشان بود می خواندند می گشتم که با این سایت و خبر فوت ایشان روبرو شدم خدا رحمتشان کند آن شعر اینطور تمام می شد : "خورشید را دیده ای که به هنگام رفتنش وقتی به پشت کوه سرازیر می شود او رنگ می زند با خون خویش بر تکه های ابر وین سرخی شفق که بجا مانده در افق از مرگ او حکایت جانسوز می کند" اگر از دوستان کسی قسمت ابتدای این شعر را بخاطر دارد ممنون می شوم برایم بنویسد باز هم برای استاد طلب آمرزش می کنیم

28:39   14 آبان 1391
giliard
ba salam ,az khabare dargozashteshon khaili khaili moteasef shodam.ishan az maadod moalemini boodand ke dar zendegi man besiar taasir gozashtand. man az ishan darse zendegi gereftam, ensani vala va barjasteh .yad va amozeshhayeshan hich vaght nemimirand.

8:12   11 تير 1392
شیرین جدیدزاده
از شاگردانش بودم در دبیرستان ادیب پیشاوری ( قدس کنونی)خیلی به ایشان علاقه مند بودم و هنوز در دفتر شعرم خطشان و شعرهایشان را دارم .از این سالها خیلی گذشته بود و من خیلی سال بود که ایشان را دیگر ندیده بودم اما یک روز همسرم به خانه آمد و گفت یک نفر فوت کرده اعلامیه اش را دیدم شاید باور نکنید جوابی که دادم چه بود. گفتم فقط نگی آقای خالصی . همسرم با تعجب گفت : یعنی چی تو این همه آدم شما اسم او را بردید . همیشه درسهایش و جملاتش و. در ذهنم بو و هنوزم هست . خدا یش بیامرزد روحش شاد.

19:2   17 بهمن 1392
کی کاوسی
چه زود دیر میشود... استاد فقید آقای منوچهر خالصی معلم دلسوزی بود که خلوص نیت، ایمان ، لطف ، صداقت و یقین به معاد در رفتار و عملکردش موج میزد. هرگز شعری را که در آخرین روز کلاس بیان کرد ، فراموش نمیکنم: " حسرت نبرم به خواب آن مرداب کارام درون دشت شب خفته است دریایم و نیست باکم از طوفان دریا همه عمر خوابش آشفته است" روحش قرین رحمت پروردگار باد از خدا میخواهم خانواده محترم و مومنش همیشه در سلامتی و دلخوشی باشند. همچنین صبری جزیل در فقدان آن مرحوم برایشان آرزومندم.

28:29   11 اسفند 1392

باسلام خدمت استاد گرامی از سایت دیدن کرده و مطالب جالبی بود شاهرخی واحد55 تهران

5:11   24 اسفند 1393
علي
آنان كه محيط فضل و آداب شدنند. در جمع كمال شمع اصحاب شدنند .ره زين شب تاريك نبردند به روز .گفتند فسانه اي و در خواب شدنند .(ايشان دبير بنده در دبيرستان شهيد بهشتي تهران بودنند مرد فاضل و انساني شريف كه ديگر چنينن انسانهاي وارسته اي را در زندگي كمتر ميبينم روحش شاد )

0:9   27 آبان 1394
سهیل فخری نیان
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز اینجانب نوه استاد خالصی هستم و با افتخار از اینکه راه پدر بزرگ را در پیش گرفته و به عرصه تدریس و معلمی پای نهاده ام بسیار خوشحالم، ایشان جایشان همیشه بین ما خالی می باشد ولی یاد و خاطره پدربزرگ همیشه در دل ما جاوید است، امیدوارم سالهای آینده و پیش رو را همواره رهرو ایشان باشم
سربلند باشید ممنون

9:51   12 آذر 1394
عباس خرمی
به به بعنوان یک شاگرد کوچک وعقب مانده اماعاشق تشکروسپاس ازاستادجعفری وجناب نیکنامی عزیزکه بزرگوارانه واثرگذاریادمیکنند ازذوالحقوقین ومردان بزرگی چون مرحوم استادمنوچهر خالصی خالص
بله جناب استادعزیز
اوقات خوش آن بودکه بادوست به سررفت
باقی همه بی حاصلی وبی خبری بود......
یادش همواره گرامیست

2:8   16 خرداد 1395
رضا شیخ
آقای خالصی معلمی بسیار تاثیرگذار در دوران دبیرستان من بود. من از این بزرگوار چیزهای زیادی یادگرفتم.روحش شاد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |