آخرين به روز آوري سايت سوم شهريورماه ۱۳۸۹

 
  اخبار
  شعر و ادب
  جملات گلپايگاني
  مقالات
  در محفل قديمي‌ترها
  عكس‌هاي گلپايگان
  عكس‌هاي قديمي گلپايگان
  سرگرمي‌هاي رياضي
  صداي ماندگار
  فرهنگ و رسوم
  هنر
  بلاگستان
  بانك اطلاعات آخاله‌ها
   وضعيت آب و هواي گلپايگان
  پيام‌هاي كلي سايت
  تماس با ما











 

مقاله


رنگين کمان آرزوها

استاد علي‌اكبر جعفري  

به عزم مرحله عشق پيش نه قدمى
كه سودها كنى اَر، اين سفر توانى كرد

سال ۱۳۵۰خورشيدی برای من بسيار رنج آور و طاقت فرسا بود؛ زيرا به سبب بيماری چشم به مدت يک سال ازرفتن به کلاس و تدرس رياضيات محروم ماندم. در آن سال با سمت راهنمای تعليماتی عمومی به خدمت ادامه دادم. به اداره ی آموزش وپرورش رفتم و از مرحوم نصرالله معظمی مسئول کارپردازی سئوال کردم: «در انبار اداره چه وسائل کمک آموزشی موجود است؟»
ايشان گفتند بيائيد باهم به انبارسری بزنيم.
وقتی وارد فضای خاک آلود و تاريک انبارشديم، پس از جستجوی زياد، به جعبه‌ي بزرگی برخورديم که درآن بيش از ۵۰ عدد پروژکتور کوچک، همراه با قريب ۵۰۰ فيلم آموزشی، داستانی و... در زير لايه‌ای از گرد و خاک به فراموشی سپرده شده بود.
باموافقت مسئولين آموزش وپرورش آن زمان تمام آن‌ها را با رعايت موضوع بين دبستان‌ها، مدارس راهنمائی و دبيرستان توزيع کرده و بامراجعه به تمام واحدهای آموزشی، معلمين گرانقدر و مشتاق را عملاً آموزش داديم.
شور و شوقی که از آن زمان در دانش‌آموزان و اوليای آنان به وجود آمده بود وصف‌ناپذير است. معلمين گزارش می‌دادند که شاگردان باديدن اين الگوهای مناسب، بيشترِ آزمايش‌های کتاب علوم را خودشان باوسائل ساده و ابتدائی انجام مي‌دهند و به نتيجه مي‌رسند.
اين خاطرات شيرين را اکثر همکاران فرهنگی به ياد دارند و آن وسائل به احتمال قوی جزو ابواب‌جمعی بسياری از آموزشگاه‌هاست. اعتقاد راسخ دارم که بعد از گذشت ۳۶ سال و در عصر رايانه‌ها هنوز می‌توان از آن ابزار استفاده‌ی بهينه کرد.
عشق و شور و مسئوليت پشتوانه‌ی موفقيت است.

ايران عزيز ما با كشور ژاپن تقريباً هم‌زمان با علوم جديد و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمين آشنا شد.
كشور ژاپن به لحاظ الگوبردارى درست از غرب و با تكيه بر سنت‌هاى اصيل ملى، كار خود را از آموزش شروع كرد. در دور افتاده ترين روستاها، با همكارى مردم، به طور جدى، مدارس ابتدائى را تأسيس و گسترش داد. معلمان اين مدارس براى تدريس علوم از روش «يادگيرى با عمل» بهره جستند. بدين معنا كه دانش‌آموزان را وادار ساختند با اجراى آزمايش، پديده‌هاى طبيعى را تجزيه و تحليل و تفسير نمايند و لذا موفق شدند با عشق و ايمان و علاقه و كوشش خستگى‌ناپذيرى، بر مشكلات خود چيره شوند.
همگان، در اين فكر بودند كه: با حداقل هزينه، قناعت فردى و جمعى، بيشترين درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گيرند. همه هماهنگ با تلقى و برداشتى درست و عميق و هم راستا و هم سو براى بهبود كيفيت آموزش گام برداشتند، براى خانه هاى مسكونى خود حداقل و براى مدارس حداكثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش از روش «شاگرد محورى» بهره گرفتند. همه چيز را در اختيار مدرسه و معلم و دانش آموزان قرار دادند، براى محيط آموزشى قداست ويژه اى قائل شدند. به دانش آموز شخصيت و مسئوليت را به طور يكسان تفويض كردند، آموزش علوم با اجراى آزمايش بوسيله دانش آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقيم و غير مستقيم با طبيعت و قوانين موجود در طبيعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره‌ي مدرسه و كلاس شريك كردند و آموزش نظرى با عملى به گونه اى همگام و همراه شد كه در مدت كوتاهى توانستند، علوم را كه مبنا و اساس صنعت و تكنولوژى است به طور چشمگيرى تقويت كنند.
مسئولان سياسى و علمى و فرهنگى ژاپن بارها گفته اند، كه : «برخلاف آنچه عده‌اى تصور مى كنند، ما ابتدا از توسعه‌ى آموزشى و علمى شروع كرديم و بعد به دنبال آن، به توسعه ى اقتصادى دست يافتيم»، در واقع مبناى اصلى توسعه اقتصادى ژاپن «توسعه آموزشى» است.
متأسفانه دير زمانى است كه، علماى ما به علوم طبيعى توجه و عنايت چندانى نداشته‌اند، و بيشتر وقت گرانبهاى خود را در مباحث و مسائل نقلى صرف كرده اند. لذا كشور نتوانست، شخصيت هاى برجسته اى همچون : ابن سينا – محمد بن موسى خوارزمى – ابوريحان بيرونى – جابربن‌حيان – رشيدالدين فضل‌الله و شيخ بهائى را ( كه در علوم طبيعى نيز تخصص داشتند ) به جامعه عرضه كند.
از سوى ديگر وقتى زمامداران، اميركبير، بنيانگزار دارالفنون را از صحنه بيرون كردند، هدف هاى اصلى او را نيز فراموش كردند.
در كشور ما علوم طبيعى تدريس شد، اما بدون اجراى آزمايش!! دروسى مانند فيزيك، شيمى و زيست شناسى و زمين شناسى به جاى اين كه در طبيعت تدريس شود و دانش‌آموز با چشم خود ببيند، با دست خود لمس كند، با مغز خود بيانديشد و با قلب خود اطمينان پيدا كند-( بجز موارد استثنائى)- در كلاس‌هاى در بسته بدون تماس با خود طبيعت كه موضوع درس است، مانند قصه و داستان تدريس شد.
در مغرب زمين، شاگرد و معلم با كار و كوشش و تلاش شبانه‌روزى، در آزمايشگاه هاى كوچك و بزرگ، قوانين طبيعى را با روش علمى كشف كردند، و آنرا بسط دادند كه به صورت كاربردى درآوردند و بدين ترتيب مبانى صنعت و تكنولوژى خود را استحكام بخشيدند. هر روز با آزمايش جديدى در رشته هاى مختلف علوم، به حقايق تازه اى دست يافتند. با وسواس علمى و دقت فراوان باد و باران، زمين و آسمان، ماه و ستارگان، دشت و بيابان، كوه و كوهستان، صحرا و درختان، حيوان و انسان و... را مطالعه كردند و بر كره زمين استيلا يافتند و راهى فضا شدند.
مواد خام را در اينجا و آنجا شناسايى و آزمايش كردند. مزارع و كشتزارها، درياها و اقيانوس ها، موزه ها و كتابخانه ها را در اختيار دانش آموزان خود قرار دادند. و از ايشان خواستند تا با غور و بررسى طبيعت، شخصاً قوانين را كشف و با آزمايش و روش هاى علمى قوانينى كه قبلاً به وسيله دانشمندان كشف شده بود دوباره بررسى و تحقيق و صحت درستى آن را تأييد وِِيا با رد آن قانون جديدى وضع يا آن را كامل نمايند.
گاهى كلاس دانش آموزان در كنار بركه آب يا رودخانه و مزرعه تشكيل مى شد و هردانش آموزى براى خود با كمك چند ابزار ساده مانند ذره بين، آئينه، قيچى، نيروسنج، قطب نما، آهن ربا و... از همان دوره ابتدايى روش بررسى طبيعت را مى آموخت با اين روش دروس و مطالب آموزشى مستقيماً از نوك انگشتان به مغز انتقال مى يافت. بدين ترتيب رموز عالم را به طورى نسبى كشف كردند و هزاران وسيله را توليد، و صدها بيمارى لاعلاج را درمان كردند. چهره جامعه تغيير و پيشرفت هاى حيرت انگيزى درتمام شاخه ها صورت پذيرفت.
ما در حق دانش آموزان خود كه از خوش استعدادترين، دانش آموزان جهان مى باشند. كوتاهى كرديم استعدادهاى ايشان را تباه ساختيم. مستقيم ترين راه تدريس علوم را كه روبرو كردن دانش آموز با پديده هاى طبيعى است، رها ساختيم و از دانش آموزان خود خواستيم كه فقط عبارتى كه قانون را بيان مى كند، از بر كنند و ظاهراً به همين يادگيرى طوطى وار بسنده كرديم و خوشحال شديم كه دانش آموزان ما نيز قوانين طبيعى را مى دانند. در حالى كه اين يك خيالبافى محض بود. از بر كردن يك عبارت با درك و فهم و تجزيه و تحليل و اظهارنظر درباره يك پديده طبيعى بسيار متفاوت است. همان گونه كه مونتاژ كردن يك تلويزيون با اختراع آن بسيار فرق مى كند .
رسالت امروزما چيست ؟
براى آن كه بتوانيم کاستی های گذشته راجبران كنيم، هيچ راهى نداريم، جز آنكه در نظام آموزش علوم در مدارس خود يك انقلاب عملى به وجود آوريم. بايد حصارهاى قطور، مستحكم ، آهنين و غير قابل نفوذى كه بين كلاس درس و طبيعت در مدارس ما كشيده شده است منهدم كنيم. كلاس علوم را در طبيعت برپا كنيم. با عمل و اجراى آزمايش و با اشاره به پديده هاى طبيعى درس بدهيم، و از دانش آموزان نيز بخواهيم با اجراى آزمايش و عمل و ساختن وسائل ساده و ارزان قيمت كه قانون طبيعى را نشان دهد، درس را پس بدهند. نمره امتحان تنها به عملى تعلق گيرد كه نشان مى دهد دانش آموز قانون معينى را درك و قدرت تجزيه و تحليل آن را پيدا كرده است.
اكنون كه در دانشگاه هاى ما در پاره اى از رشته ها – بخصوص علوم پايه – زمزمه كار تحقيقى آغاز شده است جا دارد اين زنده كردن روح تحقيق و پژوهش را از مدارس ابتدايى، راهنمايى و بخصوص دبيرستان شروع كنيم زيرا محققان آينده كشورما كسانى هستند كه اكنون درمدارس ابتدايى آموزش مى بينند.
براى اين كار به يك بسيج عمومى و مشاركت اجتماعى نيازمنديم، به مردم اعلام كنيم كه از اين پس نمى خواهيم نفت خود را به ثمنِ بخس بفروشيم، نمى خواهيم معادن غنى و سرشار خود را با بهائى ناچيز در اختيار بيگانگان قرار دهيم و ... بلكه مى خواهيم نفت خود را به وسيله كارشناسان و مهندسان ايرانى شناسايى استخراج و تصفيه كرده و با تبديل
آن به مواد قابل عرضه ، بازارهاى جهانى را تسخير كنيم.
آياتاکنون ازخود سئوال كرده ايم كه به چه دليلى معادن سيليس خود را با ارزان ترين قيمت به بيگانگان بفروشيم و عدسى هاى گوناگون را با گرانترين قيمت وارد كنيم؟ آيا تا به حال از خود پرسيده ايم كه چرا بايد هزاران تن مواد خام به خارج صادر و مواد مصرفى ابتدايى را از خارج وارد كنيم؟ آيا حيف نيست ملتى كه داراى استعدادهاى درخشان و معادن سرشار و آب و هواى مناسب ( حدود ۴۵ درجه اختلاف دما در يك شبانه روز، ) مى باشد ازقافله ی تمدن عقب بماند ؟
پاسخ اين سئوال و ده ها سئوال ديگر در زمينه عقب ماندگى در شـؤن زندگى اجتماعى و فردى را بايد در آموزش و پرورش پيدا كرد. در آموزش و پرورش بايد يك راست به سراغ معلم و روش تدريس رفت.

معلمان ، كودكان ( ۷- ۶ ) ساله را به عنوان ورودى سيستم تحويل مى گيرند و پس از ۱۲ سال آموزش از سيستم خارج می کنند.
اگر روش تدريس معلم آميخته با تحقيق و پژوهش، آزمايش و تجربه و در ارتباط با مسائل خانوادگى اجتماعى – اقتصادى، فنى و صنعتى و كشاورزى، خدماتى باشد. اگر معلم با استفاده از وسائل ديدارى، شنيدارى و سائل آزمايشگاهى، بازديدهاى علمى و نيز با برخوردى صحيح ( جذاب – هدايت گر- محبت آميز- از روى رفق و مدارا و سلامت نفس و ...) آموزش دهد، و اگر معلم از امكانات موجود حداكثر بهره بردارى را بنمايد و البته اگر معلم به خلق و خوى معلمى آراسته و در عين حال از نظر زندگى تأمين باشد، مى توان انتظار داشت كه وظيفه خود را به خوبى انجام دهد، تا گام هاى اوليه در راه تربيت نسل نو براى تحقيق پژوش برداشته شود.
لذا همه بايد به معلم و مدرسه كمك كنيم تا بتواند رسالت بزرگ خويش را به انجام برساند مى دانيد كه معلمان در كشورهاى شرقى در بين خوش استعدادترين، علاقه مندترين و آگاه ترين و دلسوزترين دانش پژوهان انتخاب مى شوند و پس از كسب آموزش هاى نو و مناسب راهى كلاس مى شوند.
كشورهاى پيشرفته در ابتداى رونق علوم در كشور خود، شخصاً براى تدريس اين شاخه وسيله آزمايش طراحى كردند، به كمك وسائل ارزان قيمت آزمايشگاه درست كردند چون جائى براىتقليد کورکورانه نداشتند، روى پاى خود ايستادند و مدارس خود را از هر نظر منجمله روش تدريس نو تجهيز كردند.
شيگه كى كادو يا متخصص علوم پايه در وزارت آموزش و پرورش ژاپن مى گويد : «هدف ما تنها تربيت يك انسان حقيقى و خلاق مى باشد، مى خواهيم دانش آموزانى تربيت كنيم كه كاوشگر باشند، خود به تنهايى فرضيه ها را طراحى كنند و با به كارگيرى خلاقيت ذهنى خود سنت تقليد و دنباله روى را زير پا گذارند.»
سال ها است كه آموزش علوم در ژاپن از طريق آزمايش هاى عملى پيگيرى مى شود و دانش اموزان نه با خواندن كتاب هاى درسى بلكه با استفاده از ميزهاى آزمايشگاهى قوانين طبيعى را فرا مى گيرند از دانش آموزان خود مى خواهند تا خود به پژوهش و تحقيق بپردازند و اين كار تحقيقى از همان دوره ابتدايى آغاز مى شود و در همه زمينه ها از جمله ادبيات توسعه مى يابد.
ايشان كتابخانه را آزمايشگاه و مركز تحقيقات دروس ادبيات قرار داده اند، معلم فهرستى ازكلمات را به دانش آموزان مى دهد ازآن ها مى خواهد مفاهيم، معانى، مترادف ها، متضادهاى اين كلمات را خود شخصاً با مراجعه به كتابهاى مختلف دركتابخانه ها پيدا كنند. نوشتن شرح حال نويسندگان و شاعران برجسته و ... از تكاليف تحقيقى دانش آموزان است.
در زمينه تحقيق و پژوهش هر قدمى كه برمى داشتند، طبيعت هم چند قدم به ايشان نزديك ترمی شد، زيرا همانطورى كه مى دانيد، طبيعت اسرار خود را درگوش دانشمندان، محققان و پژوهندگان زمزمه مى كند. و دانشمندان و محققان مى باشند كه اين زمزمه ها را تقويت مى كنند، ده ها بار اشاره هاى طبيعت را تجزيه و تحليل و تفسير مى نمايند. مجهول را به معلوم تبديل مى كنند و به زبان دانش و « زبان رياضى » مى نويسند و از اسرار طبيعت كه ازمواهب الهى است بهره برداى مى كنند.
در قرون وسطى اروپائيان در جهل و بى خبرى به سر مى بردند در مدارس آن ها كه اسكولاستيك ناميده مى شود بيشتر مباحث عبارت بود از نقل آراء بزرگان يونان، براى كتاب هاى قديمى و نقل مطالب مندرج در آن، بحث و تبادل نظر پيرامون مسائلى نظير اينكه پيش از خلقت آدم فرشتگان كجا منزل داشتند؟ ابعاد فيزيكى فرشتگان چقدر است؟ و طول قد حضرت آدم به هنگام هبوط چقدر بود؟...
اما حركت هاى علمى وداهيانه و پيگير فرانسيس بيكن و رنه دكارت اروپائيان را از انزواى علمى خارج كرد. رنه دكارت به روش پيشينيان درروش آموزش خط بطلان كشيد. و راه و رسم جديدى را پيش روى دانش پژوهان قرار داد كه مشخص ترين آن عدم اعتماد و اطمينان به سخن پيشينيان بود. رنه دكارت با اينكه در ايام جوانى در رديف دانشمندان زمان خود قرار گرفت، شجاعانه در آموخته هاى خود ترديد كرد و بر آن شد كه با انديشه شخصى خود كسب علم و معرفت نمايد. « رساله گفتار » رنه دكارت تقريباً بيان كوششى است كه در اين راه طولانى به عمل آورده است. در اين رساله رنه دكارت مى گويد، افراد بشر همه داراى عقل و خرد مى باشند يعنى همه اين وسيله كسب علم و دانش را در اختيار دارند. اما به دليل آن كه همگان اين وسيله را يكسان و درست به كار نمى برند، گمراه مى شوند. تنها كسانى مى توانند به حقيقت علم برسند كه روش صحيحى را در« راه به کار بردن عقل » پيش گيرند.
دانشمند انگليسی فرانسيس بيكن و حكيم فرانسوى رنه دكارت كوشيدند كه اصولى را به دست دهند كه كشف مجهولات ميسر گردد، دستورات بيكن تقريباً روى تجربه و مشاهده تأكيد دارد در حالى كه دكارت بيشتر روى روش درست به كار بردن عقل تكيه دارد. اما در واقع اين دو دستور نه تنها با هم منافات ندارند بلكه مكمل يكديگرند، در عمل نيز هر دو در فعاليت هاى علمى خود، هر دو دستور را بكار برده اند.
اين دوكوشيدند دانش پژوهان را ترغيب كنند كه در راه كسب معرفت با پاى خود گام بردارند و به عصاى ديگران تكيه نكنند.

تحقيقات علمى رنه دكارت بيشتر تفكر و تجربه شخصى بود، چنانچه خود او گفته است « همواره كتاب جهانى را مطالعه مى كرد، كار او سير تأمل در آثار طبيعت و چگونگى خلقت بود، يكى از دوستانش حكايت كرده است كه روزى به ديدن او رفته بودم، خواهش كردم كتابخانه خود را به من نشان دهد، او مرا به پشت ساختمان برد، ديدم گوساله اى را پوست كنده براى تشريح آماده كرده بود، گفت : بهترين كتاب ها كه غالباً مطالعه مى كنم از اين نوع كتاب ها است.
فرانسيس بيكن تخستين كسى است كه بر پيكر جهل علم نماى اسكولاستيك زخم كارى زد روش بيكن مشاهده و تجربه و جمع آورى مواد بود، او معتقد بود براى استخراج قواعد بايد نهايت دقت و تأمل را بكار برد و به نقل قول و روايت اعتماد نكرد. بلكه فرد شخصاً بايد به مشاهده و تجربه و تحقيق بپردازد و در استخراج كليات نيز نبايد شتابزده عمل كند. در موقعى كه فرد مشغول تجربه مى شود، نبايد به حافظه خود اعتماد كند بايد نتايج مشاهدات خود را ثبت نمايد و سپس طبقه بندى كرده و جدول هاى مناسبى را تنظيم سپس به نتيجه گيرى بپردازد در نتيجه گيرى نيز مى گويد : پس از تأمل بسيار و زير و رو كردن مواد جمع آورى شده، آنچه به راستى با واقعيت مطابق و قابل استفاده است مى گيريم و باقى را دور مى اندازيم و هرگز در مسير علم شتاب و بلند پروازى نمى كنيم.
البته مى دانيد كه مردم اروپا كم كم از خواب بيدار شدند روش هاى جديد را در كسب علوم و فنون به كار گرفتند غير از كشاورزى به صنعت هم روى آوردند و در اين راه پيشرفت فوق العاده اى كردند. مصنوعات زيادى را توليد و سپس به فكر افتادند كه مواد خام را از كشورهاى ديگر وارد كنند و معادن خود را حفظ كنند درِ چاههاى نفت خود را بستند و نفت ديگران را به ارزان ترين قيمت خريدند بدين ترتيب كشورهاى ديگر مخصوصاً كشورهاى جهان سوم، عقب مانده و مسلمان را هدف قرار دادند، منابع ايشان را به غارت بردند و مصنوعات خود را با قيمت هاى گزاف به همان ملت هاى غارت شده تحميل كردند.
و اين بيدارى مغرب زمين از زمانى شروع شد كه ما در خواب رفتيم، به خود مشغول شديم و به وسيله ايادى استعمار ( دشمنان دانا ) و دوستان نادان گاهى به آخرت گرايى مطلق دعوت مى شديم ناصرالدين شاه امتياز احداث راه آهن و ترامور و بهره بردارى از كليه معادن و منابع ( به جز طلا و نقره و سنگ هاى قيمتى ) و بهره بردارى از جنگل ها و احداث قنوات و كانال هاى آبيارى به مدت ۷۰ سال و اداره گمركات و حق صدور همه نوع محصولات به ايران رابه مدت ۲۵ سال به يك نفر يهودى انگليسى به نام « بارون جوليوس دوريتر » سپرد.
راه چاره همانگونه كه اشاره رفت به صورت پيشنهادى زير است :
۱ – بپذيريم كشورى هستيم عقب نگه داشته شده، زيرا هنوز نتوانسته ايم از يك سو در مقابل بلا يايى همچون سيل و زلزله و برآمدگى آب دريا و ... مقاومت كنيم و ايمن باشيم و از سوى ديگر نتوانسته ايم دردهايى همچون فساد، دروغ، جهل و بى سوادى و خرافه پرستى و سرپيجى از قانون و ... را ريشه كن كنيم.
۲ – شديداً باور داشته باشيم كه مى توان با بهره گيرى صحيح از امكانات خود و با جهاد و تلاش و كوششى شبانه روزى و توكل بر خداى دانا و توانا گذشته را جبران نموده و به كشورى پيشرفته رسيد. بدانيم كه چند عملى جراحى شگفت انگيز كه در نقاط مختلف كشور به وسيله جراحان زبردست ما انجام مى گيرد و نيز درخشيدن چند دانش آموز در المپيادهاى فيزيك، رياضى، شيمى، كامپيوتر در سطح جهان گرچه موجب افتخار ملى و مذهبى ما است اما دليل بر پيشرفت کامل پزشكى يا آموزشى، نيست، بلكه وقتى در اين زمينه ها پيشرفت كرده ايم كه بهداشت عمومى تا آنجا بالا رود كه محيط كوچه و خيابان و دشت و جنگل و رود و كوه و..... بهداشتى و عارى از ميكروب گردد و آمار بيماران به شدت نقصان پذيرد. و در عوض بيمارستان هاى مجهز تأسيس كنيم و نيز در زمينه آموزش تعداد قابل ملاحظه اى از دانش آموزان، مفاهيم اصلى فيزيك، رياضى، شيمى، و كامپيوتر را خوب درك كنند و بينش علمى پيدا نمايند. و قادر باشند دانش خود را در حل مسائل فردى و اجتماعى، فنى و صنعتى به كار گيرند.
۳ – همه را براى كار بيشتر و توليد انديشه و فكر قوى تر، جديدتر و برتر تشويق كنيم. در هر كارى از متخصصين همان رشته بهره گيرى كنيم كه حضرت على عليه السلام فرمودند : « وا ستعينوا فى كل صناعه باهلها » يعنى در هر كارى از متخصص آن بهره بگيريد.
۴ – اختلاف سليقه را در روش ها و مديريت ها يك مسئله عادى و طبيعى تلقى كنيم و بدانيم در فعاليت هاى گروهى تحمل آراء مخالفين اولين شرط همكارى با ديگران مى باشد. همه همگام و همدل براى رسيدن به اهداف مقدس آموزش و پرورش كوشا باشيم.
۵ – بدانيم تنها و تنها در سايه يك آموزش و پرورش نيرومند مى توانيم صاحب همه چيز بشويم و بر عكس اگر همه چيز داشته باشيم و فاقد آموزش و پرورش صحيح باشيم، همه چيز را از دست خواهيم داد.
۶ – سعى كنيم احداث كتابخانه هاى عمومى، احداث آزمايشگاههاى علوم جهت دانش آموزان و علاقه مندان را يك فعاليت جدى صد در صد ضرورى تلقى كرده، مردم را تشويق كنيم كه حداقل در كنار هر كتابخانه يك آزمايشگاه عمومى علوم نيز احداث نمايند.
۷ – به معلمان خود كمك كنيم تا درس علوم را تنها همراه با آزمايش تدريس نمايند و در آزمايشگاهها را حتى بعد از تعطيل شدن مدارس به روى دانش آموزان علاقمند و خوش استعداد خود بگشائيم تا آنچه از علوم مطالعه مى كنند همراه با عمل باشد زيرا زير بناى تحقيق در علوم همين اجراى آزمايش های مندرج در كتب درسى از آسان به مشكل است .
۸ – براى كسانى كه در احداث و تجهيز آزمايشگاه هاى عمومى و همچنين اجرا و آموزش عملى دروس علمى تلاش مى كنند ارج و اعتبار ويژه اى قابل شويم.
۹ ـــ با پديده ی شوم تجارت گندم نمايان جوفروش ـــ آنان که به جای نو آوری، ارايه ی روش های تدريس و... با نوشتن کتاب های مبتذل حل المسايل يا تهيه‌ی سی‌دی‌های پاسخ به سوالات رياضی ، علوم ، ادبيات و.... زمينه های تفکر و انديشيدن را از کودکان نوجوانان وجوانان ايران زمين سلب کرده و در پی سودجويی خويشند ـــ مبارزه کنيم تاخرمهره های خود رابه جای لعل درکانون جواهرفروشان عرضه نکنند. پيروزی اين سرزمين مقدس ومردم باهوش وشرافتمند آن رنگين کمان آرزوهای اين ملت است.

منابع :
 دائره المعارف ايرانيکا
خاطرات ۴۷ سال تدريس
* تمامي عكس‌ها مربوط به دبستان پيشرو شهيد حسينجان زينلي گلپايگان در سال‌هاي تحصيلي 86-85 و 85-84 مي‌باشد.

علیاکبر جعفری 28 /11 /1386 خورشیدي

شما هم چند كلمه بنويسيد (6 نظر)

اين بخش تاكنون 905 بار مشاهده شده است.

مقالات مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
خانه تکاني
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا)؛ شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه باز مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد p
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيدان عاشق
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است
 
   

كليه حقوق براي پديد آورندگان .:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي  
 | .
Copyright © 2003-2006 Akhale.com. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Info@Akhale.com |