آخرين به روز آوري سايت : سه شنبه ۳ مردادماه ۱۳۹۶

رودخانه انار بار - توحيد نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


چهل تا مليج با زاق و زوقش دناره
منظور بيهوده بودن كار كوچك را مي رساند

آشنایی با آثار تاریخی گلپايگان در دوره سلجوقی

بی شک دوران اتابکان سلجوقی را می توان، عصر شکوفایی سرزمین پهناور جرباذقان (گلپایگان) نامید. وجود عالمان و شاعرانی همچون نجیب الدین جرباذقانی (صاحب دیوان اشعاری مشتمل بر ۲۰۰۰ بیت) ابن ماکولا عِجلی جرباذقانی و ابوشرف ناصح ابن ظفر جرباذقانی (مترجم تاریخ یمینی) و همچنین احداث بناهای باشکوهی ...


غفلت از میراث امام صادق(ع) ما را محتاج غرب کرده است - آيت اله صافي گلپايگاني

علّت این‌که حضرت صادق علیه‌السلام در بین ائمه صلوات الله علیهم اجمعین در این حدّ موفق به نشر علوم اسلامی و معارف قرآنی گردیدند که حتی به این مناسبت، مذهب شیعه - که همان اسلام خالص است- به نام آن حضرت معروف و جعفری نامیده شد، این است که اوضاع و احوال سیاسی زمان آن حضرت این فرصت نشر معارف و علوم را فراهم نمود که حضرت بتوانند بیش از سایر اهل بیت علیهم السلام به این عمل اقدام نمایند


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد











داستان يک زندگي

در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده ايم برای نگاه كردن به اطراف ايستادمدر آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود برگشتم و خانم مسن كوچكی را ديدم كه با خوشرويی و لبخندی كه وجود بی‌عيب او را نمايش می‌داد به من نگاه می‌كرد. او گفت: "سلام عزيزم نام من رز است هشتاد و هفت سال دارم آيا می‌توانم تو را در آغوش بگيرم" پاسخ دادم: "البته كه می‌توانيد" و او مرا در آغوش خود فشرد. پرسيدم: "چطور شما در چنين سن جوانی به دانشگاه آمده ايد

استاد علي‌اكبر جعفري

 

داستان يک زندگی
در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده ايم برای نگاه كردن به اطراف ايستادمدر آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود برگشتم و خانم مسن كوچكی را ديدم كه با خوشرويی و لبخندی كه وجود بی‌عيب او را نمايش می‌داد به من نگاه می‌كرد. او گفت: "سلام عزيزم نام من رز است هشتاد و هفت سال دارم آيا می‌توانم تو را در آغوش بگيرم" پاسخ دادم: "البته كه می‌توانيد" و او مرا در آغوش خود فشرد. پرسيدم: "چطور شما در چنين سن جوانی به دانشگاه آمده ايد
به شوخی پاسخ داد: "من اينجا هستم تا يك شوهر پولدار پيدا كنم ازدواج كرده يك جفت بچه بياورم سپس بازنشسته شده و مسافرت نمايم." پرسيدم: "نه جدا چه چيزی باعث شده" كنجكاو بودم كه بفهمم چه انگيزه‌ای باعث شده او اين مبارزه را انتخاب نمايد. به من گفت: "هميشه رويای داشتن تحصيلات دانشگاهی را داشتم و حالا يكی دارم." پس از كلاس به اتفاق تا ساختمان اتحاديه دانشجويی قدم زديم و در يك كافه گلاسه سهيم شديم ما به طور اتفاقی دوست شده بوديم ‌برای سه ماه ما هر روز با هم كلاس را ترك می‌كرديم او در طول يكسال شهره كالج شد و به راحتی هر كجا كه می‌رفت دوست پيدا می‌كرد او عاشق اين بود كه به اين لباس درآيد و از توجهاتی كه ساير دانشجويان به او می‌نمودند  لذت می‌برد او اينگونه زندگی می‌كرد در پايان آن ترم ما از رز دعوت كرديم تا در ميهمانی ما سخنرانی نمايد من هرگز چيزی را كه او به ما گفت فراموش نخواهم كرد وقتی او را معرفی كردند در حالی كه داشت خود را برای سخنرانی از پيش مهيا شده‌اش آماده می‌كرد به سوی جايگاه رفت تعدادی از برگه‌های متون سخنرانی‌اش بروی زمين افتادند آزرده و كمی دست پاچه به سوی ميكروفون برگشته و به سادگی گفت: "عذر می‌خواهم من بسيار وحشتزده شده‌ام بنابراين سخنرانی خود را ايراد نخواهم كرد  اما به من اجازه دهيد كه تنها چيزی را كه می‌دانم به شما بگويم" او گلويش را صاف نموده و‌ آغاز كرد: "ما بازی را متوقف نمی‌كنيم چون كه پير شده‌ايم ما پير می‌شويم زیرا كه از بازی دست می‌كشيم تنها يك راه برای جوان ماندن شاد بودن و دست يابی به موفقيت وجود دارد شما بايد بخنديد و هر روز رضايت پيدا كنيد." "ما عادت كرديم كه رويايی داشته باشيم وقتی روياهايمان را از دست می‌دهيم می‌ميريم انسانهای زيادی در اطرافمان پرسه می‌زنند كه مرده اند و حتی خود نمی‌دانند تفاوت بسيار بزرگی بين پير شدن و رشد كردن وجود دارد اگر من كه هشتاد و هفت ساله هستم برای مدت يكسال در تخت خواب و بدون هيچ كار ثمربخشی بمانم هشتاد و هشت ساله خواهم شد هركسی می‌تواند پير شود آن نياز به هيچ استعداد خدادادی يا توانايی ندارد رشد كردن هميشه با يافتن فرصت ها برای تغيير همراه است."
"متسف نباشيد يك فرد سالخورده معمولا برای كارهايی كه انجام داده تسف نمی‌خورد كه برای كارهايی كه انجام نداده است" او به سخنرانی اش با ایراد سرود شجاعانپايان بخشيد و از فرد فرد ما دعوت كرد كه سرودها را خوانده و آنها را در زندگی خود پياده نمایيم. در انتهای سال رز دانشگاهی را كه سالها قبل آغاز كرده بود به اتمام رساند يك هفته پس از فارغ التحصيلی رز با آرامش در خواب فوت كرد بيش از دو هزار دانشجو در مراسم خاكسپاری او شركت كردند به احترام خانمی شگفت‌انگيز كه با عمل خود برای ديگران  سرمشقی شد كه هيچ وقت برای تحقق همه آن چيزهايی كه می‌توانید باشید دير نيست.

                               --------- --------- --------- ---------

لطفا این داستان را برای دوستان خود ارسال نمایید کسانی که برایتان ارزشمند هستند اما اگر این کار را انجام ندادید نگران نباشید هیچ حادثه ناخوشایندی برای شما رخ نخواهد داد شما تنها این فرصت را که به دنیای شخص دیگری با این مطلب روشنایی بیشتری ببخشید از دست خواهید داد کسی چه می داند شاید یکی از دوستان شما هم اکنون یشترین نیاز را به خواندن این مطلب داشته باشد.
گرد آورنده:علی اکبر جعفری

اين مطلب تاکنون 6367 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


18:0   22 تير 1389
رضا امینی
به نام خالق هستی استاد من از دانشجویان آموزشکده شهداتون هستم. مقاله جالبی بود و کمی باور نکردنی . . .

20:18   02 شهريور 1389

سلام من استاد به خودم و همه شاگرد هاي ديگرتون تبريک ميگم به داشتن استادي مثل شما سال گذشته افتخار داشتم درس ديفرانسيل را باهاتون بگذرونم

27:52   27 آبان 1389

فوق العاده بود..................

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |