آخرين به روز آوري سايت :پنجشنبه ۸ تیرماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


چوق كلافه دزّا
اشخاص دراز بي قواره را اينگونه تشبيه ميكنند ؛ چوب رنگرزها

آشنایی با آثار تاریخی گلپايگان در دوره سلجوقی

بی شک دوران اتابکان سلجوقی را می توان، عصر شکوفایی سرزمین پهناور جرباذقان (گلپایگان) نامید. وجود عالمان و شاعرانی همچون نجیب الدین جرباذقانی (صاحب دیوان اشعاری مشتمل بر ۲۰۰۰ بیت) ابن ماکولا عِجلی جرباذقانی و ابوشرف ناصح ابن ظفر جرباذقانی (مترجم تاریخ یمینی) و همچنین احداث بناهای باشکوهی ...


" ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!؟

ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!! ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ! .....


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


مسجد تاريخي حاج ملاعلي

شبستان تاريخي مسجد حاج ملاعلي با معماري زيبا در مرکز شهر گلپايگان در خيابان مسجد جامع واقع است اين بناي ارزشمند با قدمت ۲۰۰ ساله هم اکنون قابل استفاده و بازديد دوستداران ميراث فرهنگي مي باشد


بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد










اصطلاحات آب و هوايي گلپايگان


در منطقه‌ي گلپايگان همانند بسياري از نقاط وسيع ايران‌زمين كه اقتصاد كشاورزي و دامداري اساس زندگي مردم را تشكيل مي‌دهد ارتباط بسيار نزديكي با آب و هوا و تغييرات جوي دارد.سرماي سخت در مهر و امكان سرما زدگي وجود دارد. در بهار هم تا دهم اردي‌بهشت امكان يخ‌ بندان هست كه به آن سرماي چهلم عيد مي‌گويند.

در منطقه‌ي گلپايگان همانند بسياري از نقاط وسيع ايران‌زمين كه اقتصاد كشاورزي و دامداري اساس زندگي مردم را تشكيل مي‌دهد ارتباط بسيار نزديكي با آب و هوا و تغييرات جوي دارد. در نتيجه، در باورها و اعتقادات آنها مطالبي رسوخ يافته و جاي گرفته است كه به علت تجربه‌ي طولاني و شايد قرنها كه عملاً آنها را آزموده‌اند، سخت بدانها معتقد شده‌اند و گاهي حكم قانون لايتغير را پيدا نموده است و مردم پاي‌بند آنها گرديده‌اند، گرچه بخشي از آنها ناشي از جريان‌هاي فكري و يا عدم آگاهي به علت‌العلل و ريشه پديده‌ها دارد و جهل و بي‌سوادي عامّه مردم نيز كمك به قبول اين باور نموده‌ است. اين مطلب در نقاط جهان عموميت دارد و خاصّ ايران و ويژه‌ي گلپايگان هم نيست. به هر صورت چون زندگي و گذران و اقتصاد و كشاورزي مردم با آب و هوا و تغييرات جوي بستگي دارد، اصطلاحات چندي رواج يافته كه از نظر مطالعه‌ي فرهنگ عامه‌ داراي اهميت است و براي نمونه بعضي را مي‌آوريم:
- سرماي سخت در مهرماه و امكان سرمازدگي وجود دارد. در بهار هم تا دهم اردي‌بهشت امكان يخ‌بندان هست كه به آن سرماي چهلم عيد مي‌گويند.
- در آذرماه كه سرما شديد مي‌شود، اگر برف ببارد مي‌گويند قوس‌گير شده و اگر يخ‌بندان سخت باشد مي‌گويند قِرقِشوم ماسيده است.
- در روزگار گذشته اگر برف نمي‌باريد و يا به تأخير مي‌افتاد شخصي را با آذوقه و لباس گرم و كافي و مناسب آماده كرده به ارتفاعات برف‌گير مي‌فرستادند و نام او را
«كُردَه» يا «كُردَه‌علي» (KORDA) مي‌گفتند و عمل مهاجرت او را به كوه «كُرده به كوه» مي‌ناميدند و اغلب هم ديده مي‌شد كه بعد از رفتن كرده به كوه، باريدن برف شروع مي‌شد و بر اعتقادات مردم صحّه مي‌گذاشت. اين باور همانند دعاي باران و به مصلي رفتن براي باران، همه‌گير بوده است و تشريفات چنين بوده كه كرده خوانساري‌ها روز 25 دي‌ماه به كوه مي‌رفته و پنجم بهمن از كوه بر مي‌گشته، سپس كرده گلپايگاني‌ها روز پنجم بهمن (35 زمستان) به كوه مي‌رفته و 15 بهمن (45 زمستان) از كوه پايين مي‌آمده است.
معروف است هنگامي‌ كه كرده گلپايگاني‌ها به كوه مي‌رود در بين راه به كرده خوانساري‌ها مي‌رسد و در ضمن سلام و احوال‌پرسي طبق عادات و اخلاق رايج منطقه، كرده خوانساري‌ها به همتاي گلپايگاني‌اش طعنه و زخم زبان مي‌زند و مي‌گويد: «ببينم چكار مي‌كني» (يعني از لحاظ ريزش برف و شروع سرما) و وي جواب مي‌گويد: «تو كه پشتت به من بودي كاري نكردي، من كه پشتم به بهار است (1)».
در مدت كرده به كوه يعني از 25 دي‌ماه تا 15 بهمن هرگونه عامل آب و هوايي را به نحوي منتسب به كرده به كوه مي‌كنند. اگر برف ببارد، مي‌گويند: «كرده ما بار كوله‌اش را زمين گذاشت» و اگر باران و بوران و كُلَك همراه با سرما باشد مي‌گويند: «كُرده فوت كرده» برف همراه با باران را به زبان محلي «برف‌ِلي» مي‌گويند و «كف‌گليز» (يعني آب و كف دهان) كرده هم به آن مي‌گويند.
اولين برف را «برف‌غلاغ» گويند چون كلاغ‌ها با باريدن نخستين برف با صدا و فرياد، شادماني مي‌كنند.
روز پنجم بهمن (سي و پنجم زمستان) كه كرده خوانساري‌ها از كوه پايين مي‌آيد مي‌گويند «نفس دزده زَده» و وقتي كرده گلپايگاني‌ها در روز پانزدهم بهمن از كوه پايين مي‌آيد مي‌گويند «نفس آشكار» يا «فاشكه» زده است و معتقدند كه هوا كم‌كم رو به خوبي مي‌رود.
از روز ششم تا چهاردهم بهمن را «چارچارِ تُرك‌ها» گويند كه مصادف با سي و ششم تا چهل و چهارم زمستان است و از روز بيستم بهمن به بعد (چهل روز پيش از عيد)‌ را «چِلّه‌ي گربه‌ها» گويند و از چهارم تا دهم اسفند را «ننه دالو» گويند و معتقدند كه پيرزني به نام «دالو» به خاطر گرمي هوا شترهايش را كه آبستن يا به اصطلاح محلي «اُسَن» نمي‌شده‌اند، پيش يكي از پيامبران مي‌برد و از او مي‌خواهد كه از خداوند خواهش كند تا هوا سرد شود و شترها اُسَن شوند، به خاطر دعاي پيامبر، هوا سرد مي‌شود. گاهي در اصطلاح «سرماي پيرزن» هم مي‌گويند و همچنين به «ننه سرما» نيز معروف است.
ماه اسفند را ماه «اختيارات» هم مي‌گويند و مسافرت از اين ماه به بعد مناسب است يعني قبل از اسفند به خاطر سردي هوا و عدم امكانات گذشته مسافرين به علت سردي هوا خطرات زيادي را مي‌بايست متحمل مي‌شدند، لكن از اسفندماه به بعد مشكلات كمتري در راه پيش مي‌آيد.
در روزهاي برفي، مراسم شيرين برف بردن مخفيانه به خانه اقوام و همسايگان و گول زدن دوستان و در نتيجه بردن شرط و تهيه آتش و مهماني و سور دادن و سياه كردن و پختن آش عموميت دارد.
ريزش باران
ريزش باران‌هاي بهاري را «قنوش» گويند و معتقدند اگر قنوش سيزدهم يا هيجدهم به بيست و ششم و چهل و ششم و شصتم (شصته بارون)‌ اتفاق افتد براي زراعت مفيد است. اين قنوش‌ها به ترتيب عبارتند از:
سيزدهم، بيست و ششم فروردين و پنجم، چهاردهم، بيست و پنجم و نهم ارديبهشت.
به رگبار تند بهاري «رَش» گويند. از 29 خرداد تا سوم تير را «اُفتو مَحَلَق» (=آفتاب مُعلق)‌ گويند و اين شش روز را گرم‌ترين ايام سال مي‌خوانند و كشاورزان سعي دارند، در اين ايام به زراعت گندم آب ندهند زيرا به علت گرماي شديد، تعريق و تعرق زياد شده و باعث خفگي محصول مي‌گردد.
و نيز اعتقاد دارند كه شير گاوها در اين شش روز كمتر شده و در مَشكه زني، كره كمتري به دست مي‌آيد. هواي مرطوب و خفه كننده تابستاني را «شِلّه» (=هواي شرجي) مي‌گويند.
از چهارم تيرماه باد خنك زده و از چهاردهم اين باد خنك فاشكله مي‌زند و پس از باد خنك هوا رو به خنكي مي‌رود. بادها كم‌كم شروع به وزيدن مي‌كنند و گلّه‌داران قوچ‌ها را از گلّه جدا مي‌كنند.(2)
اصطلاحات مربوط به ميزان بارندگي و پيش‌بيني باران در گلپايگان
- يَه نمي : باراني كه زمين را كمي مرطوب كند.
- سول‌گاز: سول به ناودان‌هاي چوبي گويند و سول‌گاز زماني است كه از پُشت بام‌هاي كاهگلي، باران به شدت ريخته شود.
- يه طاق رحمت: باراني كه حدود 6 ساعت ببارد.
- اُسالي: سالي كه بارندگي فراوان باشد.
- آفتو خنديدن: اگر خورشيد چند لحظه از زير ابر بيرون آمده و دوباره زير ابرها پنهان گردد، باور دارند كه باران خواهد باريد.
- آغله بستن: اگر دور ماه هاله ببندد، باران خواهد آمد.
- آسمون كپ شدن: وقتي سرتاسر آسمان را ابر فراگيرد.
- آسمون واشدن: وقتي كه آسمان از ابر پاك شده يا ابرها كم شوند.
- تيركمون حسن حسين: رنگين كمان
- كِرومه: مه غليظ
- نو و كُنِه كردن: وقتي كه پس از مدتي بارندگي، باران متوقف شده و پس از آن دور ابرها آسمان را بپوشانند كه بارندگي دوباره شروع خواهد د.
- پِشك هوا شكستن: تغيير هوا
- پِندوم كردن هوا: هوا گرم و مرطوب شدن.

-------------------
(1) پايان نامه ليسانس آقاي دكتر محمد مسيبي - دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان
(2) همان – صفحه 70 و 71

این مطلب تاکنون 2527 بار دیده شده است.


نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


27:15   22 اسفند 1391
علی
با سلام .دوست عزیزی که نوشتی نوروز را در ارتفاعات کوچری تجربه کنید فکر کنم چند وقتی است به کوچری نرفتین.چون نه رئدخانه ای در کار نه درختی.باید بی تعارف بگم خیلی بی صفا و زشت شده.اما هیچ کس نیست بگه که ایا این همه هزینه کردن و خراب کردن محیط طبیعی ایا ارزش دارد؟r /> گاپایگان به کوچریش معروف بود.اما الان حتی کوه هایش نیز خراب شده و تمام درختانش خشک.واقعا حیف بود.......... *********************** با تشکر از شما ، اگر چند کيلومتر جلو تر برويد قبل از عباس آباد و حتي خود عباس آباد همچنان زيبا و دلانگيز است عکسي را که مشاهده ميکنيد همين محلي است که آدرس داديم / موفق باشيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |