آخرين به روز آوري سايت ۳۱ فروردين ماه ۱۳۹۳

گلها و سبزيجات بهاري در ارتفاعات گلپايگان -موسير ، لاله ، مرزنجوش ، شويد



گدا رانه چيز ، نه جا چيز
تهيدست نه چيز دارد ونه جاي چيزي دارد

اولین رادیوی نفتی در گلپایگان

چهارم ارديبهشت تحولي عظيم در حوزه رسانه ايران اتفاق افتاده است . اولين امواج صدا از درون جعبه جادوئي به گوش ايرانيان در اين روز رسيده است . به بهانه اين روز خاطره راديوي نفتي در گلپايگان به روايت پدرم ، شادروان حاج محمدکاظم نيکنامي مي خوانيد . روحش شاد


استاد علی اکبر جعفری

روز اول که به من گفتي ،( الف ) را ،( با ) را*
دل تو خون شد تا ياد بگيرم ( يا ) را
اول از ( آب ) شروع کردي يعني نم نم به من آموختي آموختن ( دريا ) را *
گفته بودي به من ( آيينه ) سه بخش است ولي * سنگ صد بخش نموده است همين معنا را


شبها بر گاهواره من بس راز و نياز با خدا کرد..

به بهانه روز مادر كه به تعداد روزهاي آينده اش دلواپسي و به تمام روزهاي گذشته اش صبوري پيشه شده قطعه شعري به تضمين از شعر ( ايرج ميرزا ) ، سروده آقاي محمد علي سعيدي تقديم به همه مادران ..


.











پيش ما سوختگان، مسجد و ميخانه يكيست

عماد خراساني

پيش ما سوختگان، مسجد و ميخانه يكيست

                             
                           
  عماد خراسانی*

                                        
 
                                                              گردآورنده: علي‌اكبر جعفري
                                                                 jafari545@yahoo.com 


حجم 1.39MB
 

پيش ما سوختگان� مسجد و ميخانه يكيست
حرم و دير يكي� سبحه و پيمانه يكي است


اينهمه جنگ و جدل حاصل كوته‌نظريست
گر نظر پاك كني� كعبه و بتخانه يكيست


هر كسي قصه شوقش به زباني گويد
چون نكو مي‌نگرم� حاصل افسانه يكيست


اينهمه قصه ز سوداي گرفتارانست
ورنه از روز ازل� دام يكي� دانه يكيست


ره هركس به فسوني زده آن شوخ ار نه
گريه نيمه شب و خنده مستانه يكيست


گر زمن پرسي از آن لطف كه من مي‌دانم
آشنا بر در اين خانه و بيگانه يكيست


هيچ غم نيست كه نسبت به جنونم دادند
بهر اين يك دو نفس� عاقل و فرزانه يكيست


عشق آتش بود و خانه خرابي دارد
پيش آتش� دل شمع و پر پروانه يكيست


گر به سرحد جنونت ببر عشق عماد
بي‌وفايي و وفاداري جانانه يكيست

شرح حال عماد خراساني

عمادالدين حسنی برقعی � معروف به عماد خراسانی شاعر مشهور خراسان در سال ۱۳۰۰ و در مشهد به دنيا آمد و از دوازده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد, در جوانی "شاهين" تخلص می کرد. سپس تخلص " عماد" را برگزيد. او زندگی سراسر عاسقانهيی داشت و همين عشق و شوريدگی غزلهای او را بر سر زبانها انداخت. عماد يک بار در زندگیاش ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت. او از سال ۱۳۳۱ در تهران ساکن شد و تا آخر عمرش تنها زندگی کرد. �مهدی اخوان ثالث� که يکی از دوستان صميمی عماد بود در مقدمهيی بر کتاب �ورقی چند از ديوان عماد� شرح حال و زندگی کاملی از عماد را نوشته است که اين کتاب تاکنون بارها با همان مقدمه تجديد چاپ شده است.
پرويز خا�فی يکی از غزلسرايان معاصر� عماد خراسانی را يکی از معتبرترين چهرههای غزل معاصر دانسته و گفت: در دورهيی که غزل در ادبيات ما شرايط خاصی داشت و به سکون و سرگردانی رسيده بود� �محمد حسين شهريار� � �حسن رهی معيری� و �عماد خراسانی� هر کدام با زبان و بيان خاص خودشان در پی غزل اصيل و سنتی رفتند. در ضمن اينکه عماد با حفظ ساختار و استحکام شعر کهن� حالاتی را ارايه میدهد که قابل توجه است و درد جامعه امروز را میشناسد.
خا�فی درباره زندگی و شعر عماد گفت: نکته مهم در غزل عماد� تجلی دردها� ناراحتیها و سرخوردگیهايی است که او در زندگیاش با آنها روبرو بوده است. او اصالت غزل را حفظ میکرد و هيچ وقت از روی تفنن غزل نگفته است � بلکه مفهوم غزل يعنی عشق و دوست داشتن را شناخته وبه کار میبرد. خا�فی کار عماد را بالاتر از شهريار دانست و گفت: شهريار تراش خاص زبان فارسی را گاهی اوقات رعايت نمیکرد� ولی زبان عماد شفاف و تراش داده شده است.
حسين منزوی نيز غزل عماد را غزلی بينابين دانسته و گفت: غزل عماد ضمن اينکه به ارزشهای کلاسيک پايبند است� از برخی فضاها و اصولهای تازه هم خالی نيست. غزل عماد عاشقانه است و کمتر از مضامين فلسفی و اجتماعی استفاده کرده است. منزوی گفت: غزل عماد� غزل و تغزل و حديث نفس است. البته طبيعی است که در سن و سال پيری مانند همه به شکايت از دنيا و مسا�ل آن بپردازد� اما غزل او مانند غزل سايه و يا نيستانی نيست که علاوه بر طرح مضامين شخصی و عاطفی� به مشکلات اجتماعی و مسا�ل زمانه نيز بپردازد.
عماد خراسانی شاعر معاصر ايرانی صبح سه شنبه 28بهمن پس از يک دوره بيماری در 82 سالگی در تهران درگذشت.

ياد� از عماد خراسان� و يك گفتگو� منتشر نشده

- استاد از خودتان بگوييد� متولد چه سال� هستيد�
در 1299 در مشهد متولد شدم� روزش معلوم نيست� م�مور ثبت روزش را معلوم نكرده� فقط نوشته 1299. در 3 سالگ� مادرم�مرحوم شد� در 6 سالگ� پدرم. پدربزرگ و مادربزرگ زحمت من را قبول كردند. يك مزرعه داشتيم در 40 فرسخ� مشهد� به اسم �كاهوخرمن� و خلاصه تحت سرپرست� پدربزرگ و مادربزرگ� بزرگ شدم. بعد از اينكه مرحوم شدند ديگر به خدا واگذار شدم� البته�مادربزرگم تا اين اواخر زنده بود� درس خواندم ول� رياضياتم ضعيف بود و ضريب داشت� 52 نمره از فارس� و ديكته گرفته بودم وخلاصه بقيه�اش را نتوانسته بودم از رياضيات نمره بياورم� اين بود كه تجديد شدم. آن وقت�ها امتحان تجديد� 6 - 7 ماه بعد بود� دراختيار آنها بود. من هم نخواندم و زحمت� نكشيدم� خوب آدم وقت� زحمت� نكشد� نتيجه�ا� هم نم��برد.

- استاد! شعر را از چه سال� شروع كرديد�
از 9 سالگ� تقريبا�� البته آن�هاي� كه من م��گفتم شعر نبود� در آن روزگار. ول� داي��ا� داشتم به نام �حسن عل� تقو�� برا� اينكه من�را تشويق كند خيل� زحمت م��كشيد� ميهمان� م��داد و به من تكليف شعر خواندن م��كرد� خوب من هم تشويق م��شدم. و آن زمان�خوب فرق شعر خوب را از بد نم��فهميدم چيزهاي� م��گفتم.

- آيا داي� شما� شما را پيش استادان شعر م��بردند� كه شعرتان را نشان بدهيد و عيب�هايش را بگيرند�
نه� فقط تشويقم م��كرد كه شعر بخوانم.

- خودتان بعدها� با چه استادان� آشنا شديد و شعرتان را با آن�ها كار كرديد�
والله� استاد� به آن صورت نداشتم� من خودم به ادبيات علاقه داشتم� دنباله�اش را گرفتم� خوب به يك نتيجه�ا� هم رسيدم� ول��چندان خودم را قبول ندارم.

- استاد! شما از 5 ميليون فرزند بيشتر داريد يا كمتر�!
خيل� كمتر.

- فكر كنم بيشتر باشد� چون كس� نيست كه اهل كتاب باشد و استاد عماد خراسان� را نشناسد يا حت�� اصلا� نشناسد�ول� وقت� شعرش را به هر زبان� بشنود� خوشش نيايد.
والله� نسبت�هاي� به من دادند كه پسر عماد خراسان�...� من پسر� نداشتم� اصلا� فرزند� نداشتم� زن� كه گرفتم همان موقع مرحوم�شد� اصلا� زن� نداشتم و فرزند� نداشتم و شعر� هم دارم با عنوان: به فرزند نداشته خويش... .

- درباره ازدواجتان كم� بگوييد� جالب است.
24 - 25 ساله بودم كه ازدواج كردم� با يك خانم� كه تهران زندگ� كرده بود و مشهد يك�خرده�ا� از نظر امكانات زندگ� مشكل بود� بعد او را برده بودند� مسجد� آب آنجا كثيف بوده يايك چنين چيز�... آمده بودند تهران� ميهمانخانه اجاره كرده بود آن�ها خرجش را داشتند و تهران�گذاشتنش مريض�خانه و نتيجه�ا� نگرفتند و مرحوم شد. به رحمت خدا رفت ول� اصلا� از كارمن مطلع نبودند. تخلص من� اول� تا يك مدت كوتاه� �شاهين� بود. تا مدت� �عمادالدين�برقع컡 سپس �عماد خراسان�� بود. آن هم �فريدون مشير�� خدا بيامرز باعث شد و نام �عمادخراسان�� مشير� برايم انتخاب كرد.

- آقا� عماد! همين كه يك عده دوست دارند از اسم شما استفاده بكنند و خودشان رابه شما منتسب كنند علامت اين نيست كه شما در كارتان موفق بوديد�
چرا� همين طور است. ول� خيل� از اين نسبت�ها راض� نيستم.

- چند سال پيش من اين خبر را ديدم كه نوشته بودند� استاد عماد خراسان� (دور ازجون شما) فوت كرده وقت� اين خبر را شنيديد چه حس� داشتيد�
خنده�ام گرفت� كه راجع به آدم زنده�ا� بنويسند كه فوت كرده ]الان�[ آن خانم� خانم ]...[�! يك�همچنين چيز�� كتاب چاپ كرده� تحقيق نكرده� تنبل� كرده و تحقيق نكرده بود� ديگر آن خانم�تحقيق نكرده وگرنه آن خانم من را م��شناخته.

- ول� شما از شنيدن اين خبر خنديديد� حالا به نظر شما نسبت آدم�ها با مرگ چگونه�است و چيست�
آدم�ها م��آيند به دنيا و م��روند� م��گويد:

از اينجا به كجا م��رويم�
چرا آمديم و چرا م��رويم�
شعر از من نيست از كس ديگر است.

- از شعر شاعران جديد چيز� م��خوانيد� با شاعران جديد چه قدر آشنا هستيد�
بله� با اخوان خيل� دوست بودم� يك عكس� هم هست با زن و فرزندش گرفتيم. آدم خيل��شوخ و با نمك� بود. آدم سير نم��شد از مصاحبتش.

- دوست� شما با اخوان از راه شعر بود يا نه� دوست��ا� بود كه بعد به شعرم��انجاميد� يعن� چون شاعر بوديد با هم دوست بوديد�
بله خوب� خيل� نزديك فكر م��كرديم.

- ام�ا او بيشتر در شعر نو فعاليت م��كرد و كمتر غزل م��سرود� ول� شما در زمينه�ديگر� آيا بحث و مجادله در زمينه شعر با هم داشتيد�
نخير� من از شعر نو اخوان خوشم م��آمد� وادارش م��كردم بخواند.

- آيا اخوان شما را وادار نم��كرد شعر نو بگوييد�
نه البته يك شعر بعد از مرحوم شدنش گفتم:
زين سفر نامده رفت� به سفر بار دگر
سفر� كش نبود دولت ديدار دگر
آمده بود پيش من� من رفته بودم مشهد� همديگر را نديديم كه او مرحوم شد.

- چرا از مشهد به تهران آمديد� در تهران چه كارهاي� كرديد� وارد چه انجمنها ومحافل شعر� شديد و از چه كسان� ت�ثير گرفتيد�
در سال 31 به تهران آمدم� اندك� در اين انجمن�ها حاضر م��شدم ول� چيز� به آدم اضافه�نم��كردند ممكن بود چيز� كم كنند ول� اضافه نم��كردند.

- آيا در تهران جاي� تدريس م��كرديد� كلاس� داشتيد� كسان� بودند كه از محضرشما استفاده بكنند و شعرشان را نشان بدهند� پاتوق شما كجاها بود�
با اخوان بودم� از شعر نو هم خيل� دور نبودم. اخوان واقعا� شعر نيما را زنده كرد. در �زمستان�بهار بود.

- رابطه شما با مرحوم نيما چگونه بود�
يك شب او را ديدم و بعد از آن ديگر نديدم.

- رابطه شما با دانشگاه چگونه بود� زمان� كه به تهران آمديد� آيا با محافل�دانشگاه� رفت و آمد داشتيد�
نخير� من آدم� منزو� بودم� خيل� با مردم حشر و نشر نداشتم.

- بسيار� از ادبا و هنرمندان و بخصوص علما� كسان� كه اينگونه كار م��كنند�اساسا� آدم�ها� منزو� هستند� فكر م��كنيد چرا�
شايد خو� و خصلت اينگونه اقتضا م��كند.

- كسان� هم كه اين افراد را دوست دارند يك حق� دارند� دوست دارند اين افراد راببينند از محضرشان استفاده كنند� از آن�ها ياد بگيرند آن حق چه م��شود�! آن�ها بايدبيايند اين افراد را كشف كنند�!
ياد گرفتن كه ندارد ول� اينگونه مجالس نشانه آن است كه به فكر افتاده�اند.

- اين به نظر شما خيل� دير نيست�
خوب� دير هست.

- ول� شما مقصر نيستيد�!
نخير.

- كسان� كه بايد كشف كنند و بيايند و بگردند...
بله� خيل� دير هست ول� خوب باز هم هر وقت اين قضيه را دنبال كنند به صلاح است.

- استاد! زمان� كه شما منزو� بوديد تفريح�گاهها� شما كجا بوده� حال م��گوييم�درونگرا در حقيقت آيا م��رفتيد برا� خودتان تفريح� بكنيد�
م��رفتم مشهد باغ مل��ا� داشت� آنجا م��رفتم و دوستان را م��ديدم.

- در ايام جوان� در تهران چ�� تهران كجا م��رفتيد.
تهران تقريبا� هيچ�جا� دوستان م��آمدند خانه ما. گاه� ما م��رفتيم پيش دوستان� دور و برتهران� يك سفر هم رفتيم به لندن برا� معالجه.

- درباره مرحوم مشير� و تخلصتان م��شود بيشتر بفرماييد.
بله� روزنامه �ايران ما� شعر از ما چاپ م��كرد و بالايش م��نوشت عماد مشهد�� آن موقع�آقا� مشير� مجله روشنفكر را دا شت در صفحه هنريش ديدم يك غزل از من چاپ كرده وبالايش نوشته عماد خراسانخوشم آمد از اين تخلص. اسم بنده سيدعماد الدين برقع است و از ايشان تشكر كردم كه باعث شد كه از اين تخلص استفاده كنم.  

 

این مطلب تاکنون 5631 بار دیده شده است.

شما هم چند كلمه بنويسيد

آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |