آخرين به روز آوري سايت شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶

در ماه ربیع بس مکرر صلوات بر فاطمه(س) و احمد و حیدر صلوات



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


كوزه گر از كلبنده اُو مي خورد
سازنده از مصنوع خودش استفاده نمي كند

متن پیمان امام حسن(ع) و معاویه

دوران حکومت امام حسن(ع) گرچه بسیار کوتاه بود اما بردارنده بسیاری از نکات اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و معرفتی است که برای شیعیان می تواند درسهای بی شماری به ارمغان آورد. حوادثی که در دوران حکومت امام حسن(ع) اتفاق افتاد به شرح ذیل قابل بررسی است؛


کتابخانه آیت الله محمدی - به مناسبت هفته کتاب خوانی و کتابدار

گلپایگان از دیرباز تا کنون با راه اندازی کتابخانه ها به عنوان کانون دانایی و خردورزی ، زمینه دستیابی دانش پژوهان را به متون علمی و ذخائر فرهنگی فراهم ساخته است.. گلِ سرسبد کتابخانه های عمومی اين شهر ، کتابخانه باعظمت آیت الله محمدی گلپايگاني می باشد


(مرگ در کمین )عوارض وحشتناک قرص ترامادول


" ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟!؟

ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!! ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ! .....


وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











شكوه انسانيت

استاد محمدعلي سعيدي گلپايگاني


شكوه انسانيت
استاد محمدعلي سعيدي گلپايگاني

��������
jafari545@yahoo.com

چون افق شست به خون دامن مهر
غول شب پرده بر افكند از چهر

بر تن آراست سيه جامه ي شب
مهر بر داشت زبرنامه ي شب

آسمان روي فرو شست به قير
تيرگي شد همه جا عالم گير

رهروي شب به همان شيوه ي پيش
گام برداشت به شبگردي خويش

به تك آورد سمند شبرنگ
به همه جاي جهان كرد آهنگ

روي آورد به هر شهر وديار
همه در خواب خوش وشب بيدار

گه قدم بر سر افلاك گذاشت
گاه بر گستره ي خاك گذاشت

كوه و صحرا و در و دامن دشت
همه را ديد وزهر جاي گذشت

رخت از دجله به بغداد كشيد
خسته و كوفته بر دجله رسيد

شهر جز روي سيه فام نداشت
نفس مرغ حق آرام نداشت

از دل خاك سيه تا ملكوت
همه بر لب زده مهري زسكوت

همه از هيبت ظلمت خاموش
شب گرفته همه را در آغوش

گاه مانند نسيم سحري
نرم و آهسته چو پرواز پري

راه در محفل مي خواران يافت
راز پنهان ريا كاران يافت

جمعي از باده ي عشرت سرمست
يار در پيش وصراحي در دست

بي خبر از غم واندوه جهان
غافل از حال دل سوختگان

گاه بر بستر بيماران تاخت
بر تن خسته ي تب داران تاخت

گاه شد هم نفس شام فراق
درد وغم ريخت به جان عشاق

گه در آمد به سراپرده ي حال
در نهانخانه اي از بزم وصال

همه جا سر زد ودرراه گذر
آتشي كرد از او جلب نظر

جاي ويران وفراموشي ديد
نخلي و كلبه ي خاموشي ديد

پاي ديواري از آن كهنه سراي
آتش و ديگ واجاقي بر پاي

ديگ كز آتش دل تاب نداشت
روسيه بود كه جز آب نداشت

گاه از آن كلبه ي بي پيكر ودر
ناله ي غمزده اي داد خبر

كاندر آنجا غم پنهاني هست
رنج تيمار يتيماني هست

زار وبيمار تني بيوه زني
آتش افروخته در جان و تني

غم فكنده به دلش جوش وخروش
چون دل ديگ بر آتش زده جوش

كودكان را بفريبد ناچار
كه بود آش عدس بر سر بار

لحظه اي چند بگيريد آرام
پخته بايد شود اين بنشن خام

زين معماي نهان در نيرنگ
سست شد پاي شب وكرد درنگ

ديد جز ديده ي بي خوابي نيست
برسر آتش جز آبي نيست

شب از اين منظره مانده به عجب
كامد از راه يكي مرد عرب

ميهمان از سر وسامان پرسيد
از غم ورنج يتيمان پرسيد

به دل سوخته دلداري داد
مژده ي ياري وغمخواري داد

راز آن ديگ بر آتش كه شنيد
آب در چشمه ي چشمش گرديد

رفت و با توشه وانبان آمد
درد را ديد و به درمان آمد

بانگ برداشت كه مادر برخيز
سوختي جانم از آن آتش تيز

مشو از بي كسي خود دلگير
اين هدايا را از من بپذ ير

من چو آن بنده ي هيزم كش تو
آورم هيزم بر آتش تو

تا طعام تو فراهم گردد
گنه من غم تو كم گردد

آن يتيمان را بر گير از خواب
جانشان را به غذاي درياب

زن چو با ديده ي حيرت نگريست
پيش خود گفت كه يارب اين كيست

كيست اين آينه ي رحمت حق
مظهر جود وسخاي مطلق

اين فرستاده اي از سوي خداست
يا فرشته است كه از خلق جداست

سايه ي فر هما بر سر اوست
گوهر صدق وصفا زيور اوست

كيست اين روشني صبح اميد
كه به اين تيره شب ما تابيد

كيست اين همدم اصحاب نياز
آشنا با غم و بيگانه نواز

كيست اين تاخته بر لشگرغم
كه شبيخون زده برفقر وستم

كيست اين در دل شب نا آرام
خواب بر ديده ي خود كرده حرام

كيست اين سايه ي حق بر سر شب
دست حق بر تن وبر پيكر شب

كيست اين درد ستم را درمان
آب بر آتش دل سوختگان

زن كزاين زمزمه هاشد خاموش
گوش دل داد به آواي سروش

شب چو مي رفت كه گردد سپري
تارسد نوبت صبح دگري

مرغ حق گفت به آواز جلي
كه علي بود علي بود علي

این مطلب تاکنون 2167 بار دیده شده است.


نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |