آخرين به روز آوري سايت سه شنبه ۲۶ ديماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


خيلي خوش پر و پي هست ، تو كُرتو نعناهم راه ميره
هنگامي كه من غير استحقاق ، ادعايي دارد

.


انجمن ادبی فانوس گلپایگان باشگاه گفت وگوی شاعران - دکتر ابراهيم جعفري

جای بسی خرسندی است که انجمن ادبی فانوس از سال 1390 تا کنون فرصتی فراهم ساخته تا استعداد علاقه مندان به ادب و شعر فارسی از طریق نقد و بررسی اشعار و آثار ادبی شان شکوفا گردیده ودریچه ای برای ترویج فرهنگ گفت و گو ایجاد شود


هنرمندانه زندگی کنیم - علی درویشی - ابراهیم جعفری

نیاکان ما (کارگزاران فرهنگ ایرانی) انسان‌های هنرمندی بوده‏اند و پایه‎های زیبای اندیشه نیک، سخن‌ پسندیده و رفتار انسانی را بنیان نهاده‌اند. برخی از مردمان جهان نیز با پیروی از فرهنگ روادار خود، به آرامش رسیده‎اند و آرامش، بخشی از شادی است...



  آخر الامر من از چاله به چاه افتادم

 گاه در فکر زن و بچه و امرار معاش
گاه در فکر عروسم من و گه دامادم
به رفیقم که شده صاحب زر گفتم دوش
راه آن چیست مراهم بنما ارشادم









کوچه

فريدون مشيري


كوچه (شاهكار فريدون مشيري)

گردآورنده: علي‌اكبر جعفري

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخان
ه‌ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت

***

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوش
ه‌ي ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

***

يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آين
ه‌ي عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي ازين شهر سفر كن

***

با تو گفتنم :
حذر از عشق
ندانم
سفر از پيش تو
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم


***

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نال
ه‌ي تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد

***

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم


این مطلب تاکنون 2779 بار دیده شده است.

شما هم چند كلمه بنويسيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |