آخرين به روز آوري سايت چهارشنبه ۲ بهمن ماه ۱۳۹۸

زمستان سد گلپایگان



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد...



Abilify MyCite اولین داروی هوشمند جهان


.


وعده های انتخاباتی گهی مانند کشک

انتخاباتست و بازم وعده ها شد آشکار
وعده هایی که گهی پوچ است و می باشد شعار
وقت تبلیغات و وقت وعده های بی عمل
سوی مجلس رفتن و بر صندلی گشتن سوار


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


بخ ، چي ، شي ؟ ( براي چه؟ ۹ استاد جهانبخشي

استاد احمد جهانبخشی سراینده اشعار محلی گلپایگانی در ده های گذشته مبادرت به تهیه یک کاست از آثار خود نمودند که در نوع خود ارزشمند است يکي از اين اشعار با گويش محلي گلپايگاني با عنوان بخ ، چي ، شي ؟ ( براي چه؟) در اين کاست وجود داشت که شنيدنش خاطره انگيز است . به لحاظ کيفيت پايين ظبط صدا سعي کرديم با آهنگ گذاري روي آن اين نقيصه را تا حدودي برطرف کنيم لذا از کاربران محترم به اين خاطر پوزش مي خواهيم . استحضار داريد که در حال حاضر امکان ضبط مجدد توسط استاد امکان پذير نيست . با آرزوي عافيت براي ايشان صداي دلنشين استاد را با اين شعر بشنويد











کوچه

فريدون مشيري


كوچه (شاهكار فريدون مشيري)

گردآورنده: علي‌اكبر جعفري

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخان
ه‌ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت

***

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوش
ه‌ي ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

***

يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آين
ه‌ي عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي ازين شهر سفر كن

***

با تو گفتنم :
حذر از عشق
ندانم
سفر از پيش تو
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم


***

اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نال
ه‌ي تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد

***

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم


این مطلب تاکنون 3377 بار دیده شده است.

شما هم چند كلمه بنويسيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |