|
از برون آمد صداي باغبان |
|
گفت كو ارباب؟ كارش داشتم |
|
از درون گفتم كه اينجايم، بگو |
|
گفت هر جا هر چه بايد كاشتم |
|
|
* |
|
|
گفتم آخر بود در گلهاي تو |
|
ناز دلخواهي كه گفتم داشتي؟ |
|
گفت در وا كن بيا بيرون ببين |
|
هرگز اين گلها كه كِشتم كاشتي؟ |
|
|
* |
|
|
رفتم و ديدم كه سِـحر باغبان |
|
معني ناسازگاري سوخته |
|
آتشي از شمعدانيهاي سرخ |
|
در حرير سبزه ها افروخته |
|
|
* |
|
|
جعد شبنم دار سنبل خورده تاب |
|
در هوا پاشيده مشك و زعفران |
|
چشم مست نرگس بيدادگر |
|
بازگشته تازه از خواب گران |
|
|
* |
|
|
و آن بنفشه زرد و مشكين و كبود |
|
غرق گل چسبيده در آغوش هم |
|
تا جَهَد از محبس شمشاد ها |
|
رفته بالا از سر و از دوش هم |
|
|
* |
|
|
زير تار گيسوي افشان بيد |
|
سوسن و مينا و ناز افتاده است |
|
هر زمان در سينهي گلهاي سرخ |
|
برگ لرزان چناران برده دست |
|
|
* |
|
|
لحظهاي در هر گلي كردم نگاه |
|
زير لب گفتم كه پس آن ناز كو؟ |
|
باغبان بر شاخهاي انگشت زد |
|
يعني اين ناز است، چشم باز كو؟ |
|
|
* |
|
|
گفتم اين را ديده بودم پيش از اين |
|
اين كجا ناز است؟ اين ناز شماست |
|
خشمگين شد گفت جز يك ناز نيست |
|
يا
اگر باشد به شيراز شماست |
|
|
* |
|
|
باغبان گر اين سخن بي طعنه گفت |
|
راستي را چشم جانش باز بود |
|
كان گل نازي كه دلخواه من است |
|
يك گل ناز است و در شيراز بود |
|
|
* |
|
|
|
|
|
|
مهدى حميدى شيرازى، سال 1293 در شيراز به دنيا آمد و پدرش سيد محمدحسين ثقةالاسلام شيرازى، شاعر، بازرگان و نماينده دوره اول مجلس شوراى ملى بود. مهدى دوران دبيرستان را در زادگاهش به پايان برد و بعد از آن رشته ادبيات را در دانشگاه تهران انتخاب كرد و پس از اخذ ليسانس به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و شغل معلمى را برگزيد. اولين مجموعه شعرش را در سال 1321 با عنوان «از ياد رفته» منتشر كرد كه تماماً در قالب غزل بود. حميدى شاعرى بود كه در جبهه مخالف نيما يوشيج و نوگرايان ايستاد و در پايان سال 1321 دومين دفتر شعرش را به نام «عصيان» به دست چاپ سپرد. |
| در دوران معلمى عاشق يكى از دانشآموزان خود شد و غزل معروف «گر تو شاه دخترانى من خداى شاعرانم» را سرود كه نام حميدى را بر سر زبانها انداخت و همين شعر دستمايهاى شد تا شاملو در دفاع از نيما و جريان شعر نو «او را به دار شعر خويش آونگ» كند.
حميدى در سال 1324 قصيده «مصاحبه با نيما پيشواى نوپردازان» را منتشر كرده بود كه در جبهه شاعران كلاسيك و مخالفان نيما او را در صف اول قرار داد. حميدى بعد از شهريور 20 با قصايد حماسىوار پيرامون شرايط نابسامان سياسى و اجتماعى ايران و در حمله به اشغالگران بيگانه و جدايى خواهان آذربايجان، مورد توجه خاص و عام واقع شد و به او لقب «شاعر ملى» داده بودند. حميدى در سال 1325 از دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبيات فارسى موفق به اخذ دكترا شد و در رشته الهيات به تدريس مشغول شد. «شكوفه ها و نغمه هاى جديد» و «سالهاى سياه» شامل اشعار وطنى و سياسى- انتقادى، «پس از يك سال» و «اشك معشوق» شامل اشعار عاشقانه كه همچنان تجديد چاپ مىشود، «ده فرمان» و «طلسم شكسته» عناوين بخشى از آثار اوست. حميدى در حوزه ترجمه نيز گاه گاهى فعال مىشد و حاصل آن قطعه «زمزمه بهشت» مجموعه شعرى از كنستانتين دينالد و رمان «ما و شش پنى» از سامرست موام بود، اين اثر بعدها با عنوان «ماه و شش پشيز» توسط پرويز داريوش به فارسى برگردانده و منتشر شد. دكتر حميدى بعد از انقلاب اسلامى نيز كتابهاى «شعر در عصر قاجار» و «فنون شعر و كالبدهاى پولادين آن» را منتشر كرد و كتاب «درياى گوهر» سه مجلد از مجموعه بهترين شاعران و نويسندگان معاصر جهان را كه در سالهاى قبل از انقلاب ترجمه و منتشر كرده بود، تجديد چاپ نمود. اين مجموعه به همراه اغلب آثار حميدى نزديك به دو دهه است كه از سوى انتشارات اميركبير تجديد چاپ نمىشود و در بازار ناياب است. دكتر حميدى در تيرماه سال 1365 چشم از جهان فرو بست و در حافظيه شيراز به خاك سپرده شد. |