آخرين به روز آوري سايت ، دوشنبه ۷ فروردین ماه ۱۳۹۶

نوروز نشانی ز بهاران دارد * یاد خوشی از دیار یاران دارد * این آتش عشقی که نهان در دل ماست * آتشکده ای به نام ایران دارد



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


به خاطر ايشونه، كه زلف بي بي پريشونه
از صدقه سر كسي به نعمت رسيدن

حضور امام جمعه گلپایگان در عرصه های گوناگون

حضور امام جمعه محترم گلپایگان حضرت حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای اسماعیلی در عرصه های گوناگون « اقدام و عمل » که در رسانه های محلی و شبکه های اجتماعی بازتاب می یابد ، جالب توجه و موجب دلگرمی همشهریان است ...


تقدیر اداره کل روابط عمومی و تبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام از آقای دکتر ابراهیم جعفری


چشم انداز پیشرفت گلپایگان از نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی - دکتر ابراهيم جعفري

نوید من به مردم گلپایگان ، انتقال آب به این منطقه است. انتقال آب از پشت کوه های زاگرس به منطقه مرکزی کشور آرزوی دیرینه من بوده است. با اجرای این پروژه بزرگ ملی تا یک هزار سال دیگر منطقه مرکزی کشور از این آبی که امروزه به هدر می رود، بهره مند می شود.....


آشنایی با آثار تاریخی گلپايگان در دوره سلجوقی

بی شک دوران اتابکان سلجوقی را می توان، عصر شکوفایی سرزمین پهناور جرباذقان (گلپایگان) نامید. وجود عالمان و شاعرانی همچون نجیب الدین جرباذقانی (صاحب دیوان اشعاری مشتمل بر ۲۰۰۰ بیت) ابن ماکولا عِجلی جرباذقانی و ابوشرف ناصح ابن ظفر جرباذقانی (مترجم تاریخ یمینی) و همچنین احداث بناهای باشکوهی ...


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد












آفتو خنديد صبح زود كه آفتاب از لاي ابرها بتابد چنين مي گويند
آله افتاده كسي را گويند كه در منزل دوستي چند روز اطراق كند
آلون كردن سماجت در طلب چيزي
از ديوار شكسته بايد ترسيد افراد بي دست و پا گاهي اقدامات خطرناكي انجام مي دهند.
از سورچ دووار خودشا بالا كشيد از گوشه ديوار بالا رفت
از ما مرغه و تو كلكلون ازشما خروسه و گر پشتبون به كسي درباره چيزي كه دارد يا هنري كه نشان مي‌دهد گفته مي شود
از هر طرف باد بياد هيشون ميكنه به آدم ابن الوقت گويند
از هولش در اومدن آسودگي خيال
اين همه خان رو يكيشا بدين چراغ موشي كنايه از تفرعن زياد در عين بي چيزي است
اگر خدا بخواد به علف زوره هم ميدهد بركت محصول دست خداست
با بابا را يه بابا بي بابا را صد بابا براي بچه هاي يتيم هركسي به نحوي اظهار نظر مي كند
با شيطان گلوزه كاشتن كنايه از داشتن همكار و شريك كلاش و مرد رند است
با چيزي مدارا كردن به آهستگي چيزي را مصرف كردن
بار به بارخونه گرونه چيزهاي احتكار شده درانبارهاي عمومي گرانتر است
باريد به كرتوم نباريد به پرتوم اشخاصي كه از مكنت كافي برخوردارند بيان مي كنند
باغا گذاشتيم رو كلون براي تهيه كلون آنقدر خرج كرد كه مجبور شد باغ را بفروشد
قلاق نشون دادن فکر کسي را مشوش کردن
قال معركه را كندن به نزاع پايان دادن
قالي پرداخته گل به گل انداخته كنايه از آسمان است
قالي را نگا به كنارش كن دخترا نگا به برارش كن كنايه از شناختن چيزي به وسيله چيز ديگراست ؛ احتماً لُري است
كور را به شو نشيني چه هركسي بايد امكان انجام كاري را داشته باشد بعد اقدام كند
كوري به كوري رسيد گفت جيرتي به چشمات كنايه از عيب جويي ديگران است در حالي كه خودش داراي همان عيب است
كوزه گر از كلبنده اُو مي خورد سازنده از مصنوع خودش استفاده نمي كند
كي به تو گفت كلاد مبارك نماياندن خود بيش از آنچه كه هست
كِرا را ياغ كردن كنايه از رشوه دادن است
كاه از خودت نيست ، كادون كه از خودده در هر كاري ميانه روي لازم است
كار كسا نكشته معني واضح است
كرده كولباريشا زمين گذاشته كنايه از آمدن برف در زمستان است كُردَه بة كوه
كسي كه خر ندارد به خري نمي ارزد بايد هر كسي براي هر كاري وسايل آنرا فراهم كند
من و من كردن در غذا از روي سيري غذا خوردن
من پلا له مو نكنم كه تو باغدا نروفتي نشانه اي از دزدّ پرروست
من از آسيو مي آم تو مي گي پسّا نيست اظهار نظر با عدم اطلاع
منارا به مليج مي گه چه براي هر كاري تناسب لازم است
موش نَمره سراغ همّونه ، همّونه مياد سراغ موش صياد پي صيد دويدن مزّه دارد
مي خواستم قاتق نونم باشد ، قاتل جونم شد معني واضح است
ميمون اگه يه نفر باشد شتر براش مي كشند كنايه از عدم مزاحمت است
ميخ را قرص بكوب تا خيالت راحت باشد كنايه از محكم بودن پايه است
مُس و مال موندن بد دردي است الانتظار اشد من الموت
مگه كو را رو كو گذاشتي كسي كه براي كار كم توقع زياد داشته باشد
ما ماسّا را كيسه انداختيم كنايه از عقب نشيني كردن در مجامله و مجادله است
ما را از اين نمد كلاهي نيست وقتي كه كسي چشم اميد به مال دوستش بسته است
مالدا قرص نگه دار ، همسايه دا دزد نكن معني واضح است
مار، سر اُو خوردن به آدم كار نداره بايد هنگام آب خوردن رعايت كرد
مثل مادگو نو من شيرده مي مونه وقتي كسي ابراز محبتهاي خود را در آخر با بي مهري جبران كند
مثل مردُاون دزّا مي مونه كنايه از دراز و بيقواره بودن است
مثل چوپون گور ماست خورده كنايه از قلدري و زرورمندي است
مثل گل ميون قالي رفته اون بالا نشسته تكبر به خرج دادن و بالا نشيني
مثل سگ و گرگ به هم مي پرّن كنايه از نزاع دو نفر است
مرده را وقتي ارج بش ميذاري ، كفنشا نجس مي كنه احترام و تواضع بيچاره را مي رساند
مرغي كه انجيل مي خوره نوكش خله معني واضح است
چك دُوم رو انداختن دست و صورت شستن با تمسخر
چكنم ؟ چه كني،چمچاره كن شو بريس و روز چاره كن توهيني است به كسي كه درميان دعوا بگويد چه كنم
نكرده كار كه كار كند پروردگار چكار كند كنايه از شخص ناشي است كه مي خواهد كارهاي بزرگ انجام دهد
چل چلا ميجوره و اُو چاله را كبوتر با كبوتر، باز با باز
چل تا قلاق و يه سنگي كنايه از بي مقاوم بودن بعضي افراد
نمازت را به كمرت بزن امر به انجام نماز با تحقير
نه هورتي و نه هارتي چسبيده به نون آرتي كنايه از خوش سليقه بودن در غذا و انتخاب غذا بدون توجه به ديگران
نه خود خور و نه كس ده گنده كن و به سگ ده وقتي كه كسي از شدّت ِخسّت خود هم از مالش استفاده نمي كند
نه در داره نه بالون كنايه از خرابي خانه است
چهل تا مليج با زاق و زوقش دناره منظور بيهوده بودن كار كوچك را مي رساند
چوق كلافه دزّا اشخاص دراز بي قواره را اينگونه تشبيه ميكنند ؛ چوب رنگرزها
چاپچول باز به انسان زبان باز شارلاتان گويند
چار چشمي پاييدن نهايت دقت را به كار بردن
چراغ كوره و آسيو مي گردد بعضي امور در مسير خود انجام مي شود و نياز به دخالت ندارد
چسونك به بچش مي گفت قربون دست و پا بلوريد منظور شدت محبت مادر به فرزند است
چشته خورده بهتر از ميراث خورده از يك منبع مداوم استفاده كردن بهتر از سرمايه پدري است
چغندر خودش چيشيده كه اوش چيشي باشه اگركسي ازفرمانده باكي نداشته باشد،ازاعوانش هم نخواهد ترسيد
هفت و هزارش گرو است كنايه از بدهكاري شخص است
همه چيزم بزرگونه پاچه تُمونم پوس هندونه وقتي است كه هماهنگي در كردار و لباس وجود ندارد
هِر و نِر سرش نمشه يعني چيزي نمي فهمد
هر كه مي گه پنير ، تو سر بيال بمير يعني بواسطه عدم اطلاع تو حق اظهار نظر نداري
هر كه مي خورد زمين ، بايد قندا حاج مهدي بده وقتي است كه گناه را به گردن ديگران مي گذارد
هر كه برد به خونشون زير لحاف كهنه شون بچه ها در پايان بازي دسته جمعي مي گويند
هر كه حلوا سير مي خواد ، خودش بميره يعني شيريني ديگران براي انسان كافي نيست
هر كه صحب زودتر بيدار شد اون پادشاست كنايه از شلوغ بودن اوضاع است
هركه مي گه دنبه ، تو برو تو چنبه يعني تو حق اظهار نظر نداري
هرچي مي گي به خود بگو به خرمن نخود بگو منظور بي اهمّيت بودن گفته هاي گوينده است
هرچي در اونجاس نقشش در اينجاس در هنگام تفال گفته مي شود
وقتي چم تاريكه بگيره خدا بخواد يا نخواد بارون مي آد كنايه از كار قطعي است
ولو وا درا منظور پاره و مندرس است يا شل و ولي بودن كسي و يا چيزي
واي به كاري كه نخواهد خدا در اين صورت هر چه هم كوشش كني بفايده است
يكي نون نداشت بخوره، پياز مي خورد تا اشتهاش وا شه معني واضح است
يه نه بگو نو ماه به دل نكش كنايه از مخالفت كردن با كار مشكل است
يه گنده گلا به دووارِ باغشا ميگه چه براي اقدامات كوچك در كارهاي بزرگ كاربرد دارد
گو به گو كردن وقتي دو نفر با خواهر يكديگر ازدواج كنند
گول وا گرفتن فرصت را غنيمت شمردن و سوء استفاده كردن
گوشت گرگ به گرگ حرومه بايد همكار رعايت همكار را بكند
گوشتا بايد از بغل گا و بريد بايد از ثروتمدان استفاده كرد نه فقرا
گيوه را ور كشيدن براي انجام كاري كمر بستن
گيريه هم دل خوش ميخواد براي گريه هم بايد آمادگي داشت
گيزه خرو از گرده يابو ور مي دارد يكي را بخاطر ديگري تنبيه كردن
گُل از گُلش شكفت بسيار شادمان شد
گِل مالي كردن روي اشتباهي را پوشاندن
گارس از دستش نَمي افته بسيار خسيس است
گدا به گدا رحمت به خدا وقتي است كه فقيري از فقير ديگر چيزي بخواهد
گدا را چه يه نوني ازش بسوني ، چه بش بدي بي تفاوت بودن كمك اندك به شخص بي چيز است
گدا رانه چيز ، نه جا چيز تهيدست نه چيز دارد ونه جاي چيزي دارد
گربه را هرجور بندازي بالا ، چار چنگول مي آد پايين منظور كار بيهوده كردن است
گربه شير ريخته از خودش پورتي است گناهكار هميشه مضطرب است
گرده وا انداختن استراحت كردن و تمدد اعصاب نمودن
گرز بايد خورند پَلِوون باشد در هر چيز بايد تناسب را رعايت كرد
گشنگي تعارف وردار نيست در مقابل بعضي خواسته ها نمي توان مقاومت كرد
پل پلي رفتن كنايه از تلو خوردن است
پلكار گرفتن مقدمات را فراهم كردن
پلنگا بسّن منظور فرار كردن است
پنجاي برنج كرايه ته ديگ نم كنه چيز كم ، تشريفا ت زيادي نمي خواهد
پيازش كونه نكرده هرچه زحمت مي كشد فايده ندارد
پيش حكيم نرو، پيش سروارفته برو سروارفته به بيماري گويند كه بهبود يافته؛التجربه فوق العلم
پا كارِكرده بِخُسب بعد از انجام كار بايد استراحت كرد كه خيال آسوده باشد
پاشنه گويه را ور كشيدن كمر را براي انجام كار محكم بستن
پاشنه پا را زمين كوفتن اصرار كردن
پخچه لقش زده توان كار كردن را ندارد
آدم گدا و اين همه ادا در موقع توقع بيجا گفته مي شود
آسمون ميگه قرم قرم من بچه خورده مي خورم براي ترساندن بچه و جلوگيري از شلوغ كردن او كاربرد دارد
آسمون سولاخ شده تو افتادي پايين به شخص متكبر و پر توقع اطلاق مي شود
آسيوس و پسا براي رعايت نوبت گفته مي‌شود.
آغوز ميش حق برّه است. بعضي حقوق خدادادي و حتمي است.
انگور ميون كولا شغال مي خوره بهترين اشيا نصيب مفت خوران مي شود
اومون تو يه جوق نَمره با هم كنار نمي آييم
اون خرمايي كه تو خوردي ، ما با تندش بازي ميكرديم كنايه از تخصص شخص و بي اعتبار نمودن طرف مقابل است
اِلِنگات شدن معطل شدن ، علاف شدن
اِگه مي خواي چيز ياد گيري سردا بكن تو ساد گيري سردرسادگيري نمي رود و كنايه از تحمل سختي در تعليم است
اِگه تو قلاقي من بچي قلاقم گويند بچه كلاغ از خود كلاغ باهوشتر است (من از تو باهوشترم)
اِگه خواهي نماني در زمانه بخورماست ولواس وهندوانه چون هرسه غذا سرد است، موجب ناراحتي شديد خواهد شد
از پي ميره رو دنبه كه دنبه خوب مي جُنبه ثروتمندان به مال فقرا چشم دوخته اند
از شِر و كِرافتادن پشم و پيله اش ريخته و ضعيف شده
اسب و استر كه جنگ كنند خر كُله از ميان ميره هنگام نزاع دو مقتدر ضعفا نابود مي شوند
بلگ و باشِش ريخته يعني از قدرت افتاده
به قلاق گفتندبرو بهترين چيز دنيا رو بيار؛ گوش لتشّا اُرد هركس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال
به خاطر ايشونه، كه زلف بي بي پريشونه از صدقه سر كسي به نعمت رسيدن
به داعا گربه سيا، بارون نمي آد نعمت هاي الهي بستگي به ميل اشخاص ندارد
به درد بارك الله گرفتار شدن معني واضح است
بي لنگ و تمون به افراد آسمان جل مي گويند
بيل به كمرش خورده به كسي گفته مي شود كه در انجام كار اظهار عجز مي كند
بيچاره كسي كه خر ندارد از كاه و جوش خبر ندارد كسي كه دام ندارد خرج هم ندارد
بيا بريم صحرا دره توگل بچين من شاتره هنگام رفتن براي تفريح كاربرد دارد
بُز گر از گلّه به در براي طرد افراد ناباب از جامعه بكار مي رود
بار به بارخونه گرونه چيزهاي احتكار شده درانبارهاي عمومي گرانتر است
باريد به كرتوم نباريد به پرتوم اشخاصي كه از مكنت كافي برخوردارند بيان مي كنند
برزگر ناشي دسته بيلو مي شكنه به كارهاي گران ، مرد كارديده فرست
برزگر نشده خرمن آتيش زدنا ياد گرفته براي فرد تازه كار و مبتدي كاركرد دارد
بعد از تنه سر حساب اين جمله را براي جلب توجه ديگران مي گويند
تو فقط بولكه خوددا ديدي،از چهار قفلي مردم خبر نداري وقتي كسي در مقابل ديگري عرض وجود كندمي خواهد خود را بنماياند
تو آش ترشاله هم پيداست كنايه از ناهم آهنگ بودن شخص در بين ديگران است
تواَرشا كس نمتونه دسّه كنه از بس پرتوقع است هر چه به او بدهي بازهم ناراضي است
توشه يه روزه چه بدل چه به همون مسافريكروزه، چه غذايش رادرانبان نگه دارد،چه يكمرتبه بخورد
تُفته و طاق تف سربالا دوباره به خود شخص بر مي گردد
تا مياد گوساله گو بشه دل صاحبش او ميشه براي هر كاري حوصله لازم است
تا تواني سعي كن در كارآش كاسه گر چيني نباشد چوب تراش اصل پذيرايي مهم است نه تشريفات تو خالي
تا حالا هفتا موش و خو ديده از فرط خستگي و بي حالي به خواب رفته است
تخم لقو تو دَن شكستن بهانه دست كسي دادن
تخم مرغ به آدم مي ده ، زرده نداره كنايه از متقلب بودن بعضي افراد است
تخم را تار كردن كسي كه نان يكي را بخورد و سنگ ديگري را به سينه بزند
جايي كه نمتوني ورجي ، فرو جه پس از برآورد نيرو مقابله كن
حكيم بري دَوا مي ده ملا بِري دعا مي ده كنايه از اينكه هر شخصي خودش بايد تصميم بگيرد
حالا خو باد به بيرق تو مي خوره فعلاً نوبت عرض وجود توست
حرف راسو از بچه بشنو معني واضح است
حصّه گوشتشا بخ صُحب نم ذاره آدم عجولي است
خيلي خوش پر و پي هست ، تو كُرتو نعناهم راه ميره هنگامي كه من غير استحقاق ، ادعايي دارد
خاك تيشوني كردن كنايه از رجز خواندن افراد است
خدا نكنه هوچ چارواداري را دار بشه وقتي متخصصي را بكار بگمارند چنين بيان مي شود
خدا به گربه چاق ماق دون داده وقتي كسي به امكاناتي دست پيدا كرد ه از آن سوء استفاده كند
خدا به دشمنش آسنجه كُله داده وقتي كه آدمي ضعيف ، براي آزار مردم بهانه اي پيدا مي كند
خدا تاق تاق گردو را مي شنواَد هيچ چيز از خدا پنهان نيست
خر كه خاك مي خوره ، دل خودش درد مي آد وقتي كسي به نصيحت گوش نداد ، خودش اذيت مي شود
خر نرو معطل هُش است آدم تنبل منتظر فرصت براي كار نكردن است
خر پير و عوسار رنگي وقتي كسي به چيزي كه متناسب شأن او نيست خود را مي آرا يد
خر بده ،خورجينام بده،مي خوام برم عرضتا بكنم وقتي كسي براي انجام كاري،مايحتاج بيش از حد مطالبه مي كند
خرا وِل كرده چسبيده به پالونش چيزي ارزشمند را رها كرده وبي ارزشترها راجمع آوري مي كند
خرا بايد جايي بست كه صاحب خرراضي باشه وقتي چيزي رااز كسي گرفته باشي، بايد به ميل اوكارراانجام دهي
خطش مثل اينه كه مارچونه رو كاغذ راه رفته يعني بسيار بد خط است
خطشا آفتو بذاري ، حيوون ازش رم مي كنه يعني بسيار بد خط است
دو تا سنگ تتلي رو هم بند نمشه در هر اختلافي بايد يكي افتاده تر باشد تا قضيه فيصله يابد
دودش به هوا رفت آنچه منظور نظر بود ، بكلي از بين رفت
ديگ به ديگ گفت روت سيا سيخ چه گفت صلّ علي وقتي كسي خود داراي عيبي است ازديگري ازهمان عيب انتقاد ميكند
داغ تيكه تا چهل سال بعضي چيزها فراموش نمي شود
درازي شاه خانم ، عوض پهني ماه خانم وقتي عيوب دو نفر را در غيابشان براي شخص سوم مي گويند
روزگار سر خر دَ س آدم مي ده وقتي است كه در انجام كاري با مشكل مواجه مي شوند
ريش غازي ها سبز شده ، ديه نون خالي نم خوريم هنگام قناعت گفته مي شود
رخت دوتا هوو راميشه تو يه بقچه گذاشت اما از دوتا ياديه را نه يعني دو جاري حتي دشوارتر از دو هوو با هم كنار مي آيند
رستمه و همين يه دست اسلحه در هنگامي كه امكانات شخصي كم است كاربرد دارد
سلام عليكم آسيابونه عليك السلام صاحب همبونه دو نفركه ازخبث باطن هم خبردارند،به همديگربيان ميكنند
سنگ تا سنگينه سر جاخودشه،وقتي سبك شدهمه بانوك پاميزنندش منظور متين و موقر بودن
سنگ رو سنگ بند نمشه كنايه از بي ثباتي اوضاع است
سنگ را رو بافه گذاشتن وقتي جواني نامزد مي كند و يا مقدمه كاري فراهم مي شود كاربرد دارد
سنگ سنگا مي شكند، آجر كلنگا همه چيزي را ضدي است
سيل و سونيه را گرو گذاشتن به نهايت فقر مبتلا شدن
سگ پاچه آدم نادونو نمگيره براي اجراي ترحم به فرد بي دست و پا گفته مي شود
سال سال پخچه كوره اس كوچيكه به بزرگه زوراس وقتي گويند كه ضعيفي قويتري را تهديد كند
شكم رو جمعش كني يه مُشتيس ، ولش كني يه دشتيس براي قانع بودن كاربرد دارد
شوم هوچو ، آفتابه لگن هفت دست معني واضح است
شيرتاغارتي حرف نزن كنايه از پرت و پلا گفتن است
شاخ بزي تر بشه دنيا پر از زر مي شه در ماه هاي پاييز وقتي باران مي آيد ميگويند
شتر خسبيده قد يه خره بعضي موجودات در حالت ضعف هم از بعضي ديكر قوي ترند
صنار دادي آش به همين خيال باش كنايه از توقع زياد در مقابل پول كم است
صنار دارم هلم كو دواي بيخ دلم كو عدم اقدام ديگران در مقابل فرد
صد تا مليج و يه قلاق در هنگام مقايسه كاربرد دارد
صد تا بنه گرگاس ، پا يه بنه گندم او مي خورد كنايه از استفاده كردن افراد ضعيف از قِبل قوي است
صد تا خيال به دل ميمونه، كه يكيش به دل صاحب خونه نيست با خيال پذيرايي خوش بودن



اين بخش تاكنون 39305 بار مشاهده شده است.

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |