آخرين به روز آوري سايت دوشنبه ۲۵ تيرماه ۱۳۹۷

آبگير ماکوله - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.



تیرویید،بیماریها و درمانهای دارویی


اندر ارزان خریدن شیر از دامدر - طالب گلپایگانی

روان شد دامداری سوی بازار که شیرش را فروشد بر خریدار

تمام هستییش می بوده یک گاو خداوندا تو گاوش را نگهدار

به زحمت شیر از گاوش یدوشید که بفروشد چو می بودش گرفتار


وانشان، ابیانه ای دیگر

روستاي وانشان در چند كيلومتري گلپايگان نمادي از اين فرهنگ است كه شباهت هاي زيادي با ابيانه دارد ، كوچه هاي تنگ وپيچ در پيچ ، قلعه تاریخی ، بقعه متبرکه امامزاده ابوالفتوح ، گویش محلی ، و نوع پوشيدن لباس بعضي از اهالي اين روستا را مي توان با ابیانه مقایسه کرد


میراث ناملموس گلپایگان

دشت گلپایگان به مساحت ۷۰ هزار هکتار ، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. این دشت توسط چاه های آب، قنوات (سفاله زن، لهرامش و…) و سد گلپایگان مورد آبیاری قرار می گیرد. آب سد گلپایگان توسط نهر اصلی با نام هارون به محلی بین رباط حسن حافظ و رکابدار،


چله نشيني فرش ويستي - دلشادمسيبي

وجود بیش از 200 اثر تاریخی و صنایع دستی متعدد مانند منبت، مشبک، معرق، فرش، گلیم و جاجیم موجب شده هنر گلپایگان در کشور مطرح باشد اما با گذر زمان بسیاری از آنها به بوته فراموشی سپرده شده و تنها آثاری اندک از آنها به یادگار مانده است











مهر مادر (تضميني از شعر ايرج‌ميرزا)

استاد محمدعلي سعيدي

ظ

                                                             

مهر مادر
(تضميني از شعر ايرج‌ميرزا)

گويند مرا چو زاد مادر
بودم همه ضعف و ناتواني

او اين تن زار نيمه جان را
بسپرد به دست زندگاني

بگشود بروي من ز رحمت
بال و پر عشق جاوداني

از شيره جان خود به صد رنج
پرورد مرا به مهرباني

تا شربت هستيم چشاند
پستان به دهن گرفتن آموخت




شب ها بر گاهواره من
بس راز و نياز با خدا کرد

دستي به سر نوازش از مهر
با دست دگر مرا دعا کرد

از بوسه خود مشام جانم
با بوي محبت آشنا کرد

بخشيد به من قرار و آرام
آسايش خويش را فدا کرد

شبهاي بلند تا سحرگاه
بيدار نشست و خفتن آموخت




لبخند نهاد بر لب من
تا غم ز وجود من جدا شد

بگريست چو ابر نو بهاري
تا غنچه لب به خنده وا شد

افروخت چو شمع خويشتن سوز
کانون محبت و صفا شد

از دولت و عشق مهر او بود
کين زره به مهر آشنا شد

مانند نسيم صبحگاهي
بر غنچه گل شکفتن آموخت




يک حرف و دو حرف بر زبانم
گوهر ز خزانه سخن داد

از حرف وفا و دفتر عشق
بس درس گرانبها به من داد

افزود به نقد هستي من
سرمايه ز جان خويشتن داد

آهنگ کلام دلنشينش
شوري به لب و دلم داد

مهر از لب بسته ام چو برداشت
الفاظ نهاد و گفتن آموخت




دستم بگرفت و پا به پا برد
آهسته به صبر و بردباري

تا راه ز چاه وا شناسم
آموخت طريق ره سپاري

از من همه هر چه بود زحمت
وز او همه مادري و ياري

در سختي و رنج اولين گام
مي داد به من اميدواري

در هر قدمم چه خون دل خورد
تا شيوه راه رفتن آموخت




پس هستي من ز هستي اوست
جان و تن من فداي مادر

سر در قدمش نهم که سر نيست
شايسته خاک پاي مادر

هرگز نتوان گذشت آسان
از مشکل رنجهاي مادر

کوتاه سخن که هر چه داريم
باشد همه از دعاي مادر

چون کعبه جان و دل همه اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
 


محمدعلي سعيدي گلپايگاني

این مطلب تاکنون 3111 بار دیده شده است.


نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


16:52   12 تير 1387

لطفا از اشعار بيت علم وفقاهت صافي گلپايگاني نيز قرار دهيد.

21:39   30 شهريور 1390
آخاله احسان
بسیار زیبا بود با تشکر ازجناب آقای سعیدی

18:27   15 فروردين 1396
بیژن
اگر چه بی نیاز از ستایش است وظیفه دانستم که بگویم کاری ارزنده بود .

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |