آخرين به روز آوري سايت سه شنبه ۲۶ ديماه ۱۳۹۶

مسجد جامع تاریخی گلپایگان را دیگر اینگونه نخواهید دید . ساخت و سازهای غیر مجاز گنبد زیبای این مسجد را بلعیده است



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


تخم را تار كردن
كسي كه نان يكي را بخورد و سنگ ديگري را به سينه بزند

.


انجمن ادبی فانوس گلپایگان باشگاه گفت وگوی شاعران - دکتر ابراهيم جعفري

جای بسی خرسندی است که انجمن ادبی فانوس از سال 1390 تا کنون فرصتی فراهم ساخته تا استعداد علاقه مندان به ادب و شعر فارسی از طریق نقد و بررسی اشعار و آثار ادبی شان شکوفا گردیده ودریچه ای برای ترویج فرهنگ گفت و گو ایجاد شود


هنرمندانه زندگی کنیم - علی درویشی - ابراهیم جعفری

نیاکان ما (کارگزاران فرهنگ ایرانی) انسان‌های هنرمندی بوده‏اند و پایه‎های زیبای اندیشه نیک، سخن‌ پسندیده و رفتار انسانی را بنیان نهاده‌اند. برخی از مردمان جهان نیز با پیروی از فرهنگ روادار خود، به آرامش رسیده‎اند و آرامش، بخشی از شادی است...



  آخر الامر من از چاله به چاه افتادم

 گاه در فکر زن و بچه و امرار معاش
گاه در فکر عروسم من و گه دامادم
به رفیقم که شده صاحب زر گفتم دوش
راه آن چیست مراهم بنما ارشادم









مهر مادر (تضميني از شعر ايرج‌ميرزا)

استاد محمدعلي سعيدي

ظ

                                                             

مهر مادر
(تضميني از شعر ايرج‌ميرزا)

گويند مرا چو زاد مادر
بودم همه ضعف و ناتواني

او اين تن زار نيمه جان را
بسپرد به دست زندگاني

بگشود بروي من ز رحمت
بال و پر عشق جاوداني

از شيره جان خود به صد رنج
پرورد مرا به مهرباني

تا شربت هستيم چشاند
پستان به دهن گرفتن آموخت




شب ها بر گاهواره من
بس راز و نياز با خدا کرد

دستي به سر نوازش از مهر
با دست دگر مرا دعا کرد

از بوسه خود مشام جانم
با بوي محبت آشنا کرد

بخشيد به من قرار و آرام
آسايش خويش را فدا کرد

شبهاي بلند تا سحرگاه
بيدار نشست و خفتن آموخت




لبخند نهاد بر لب من
تا غم ز وجود من جدا شد

بگريست چو ابر نو بهاري
تا غنچه لب به خنده وا شد

افروخت چو شمع خويشتن سوز
کانون محبت و صفا شد

از دولت و عشق مهر او بود
کين زره به مهر آشنا شد

مانند نسيم صبحگاهي
بر غنچه گل شکفتن آموخت




يک حرف و دو حرف بر زبانم
گوهر ز خزانه سخن داد

از حرف وفا و دفتر عشق
بس درس گرانبها به من داد

افزود به نقد هستي من
سرمايه ز جان خويشتن داد

آهنگ کلام دلنشينش
شوري به لب و دلم داد

مهر از لب بسته ام چو برداشت
الفاظ نهاد و گفتن آموخت




دستم بگرفت و پا به پا برد
آهسته به صبر و بردباري

تا راه ز چاه وا شناسم
آموخت طريق ره سپاري

از من همه هر چه بود زحمت
وز او همه مادري و ياري

در سختي و رنج اولين گام
مي داد به من اميدواري

در هر قدمم چه خون دل خورد
تا شيوه راه رفتن آموخت




پس هستي من ز هستي اوست
جان و تن من فداي مادر

سر در قدمش نهم که سر نيست
شايسته خاک پاي مادر

هرگز نتوان گذشت آسان
از مشکل رنجهاي مادر

کوتاه سخن که هر چه داريم
باشد همه از دعاي مادر

چون کعبه جان و دل همه اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
 


محمدعلي سعيدي گلپايگاني

این مطلب تاکنون 2986 بار دیده شده است.


نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


16:52   12 تير 1387

لطفا از اشعار بيت علم وفقاهت صافي گلپايگاني نيز قرار دهيد.

21:39   30 شهريور 1390
آخاله احسان
بسیار زیبا بود با تشکر ازجناب آقای سعیدی

18:27   15 فروردين 1396
بیژن
اگر چه بی نیاز از ستایش است وظیفه دانستم که بگویم کاری ارزنده بود .

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |