قديما و ولايتمون مردم گلپایگان در گذشته نه چندان دور همانند اغلب شهرهای کوچک در حد یک خودکفای نسبی امورات میگذراندند . زندگی ساده و بدون تشریفات تلاش و کوشش برای کسب روزی حلال همزیستی مسالمت آمیز احترام به حقوق یکدیگر و.. قسمتی از خصلتهای مردم این دیار بود . که شاید بتوان گفت که دیگر کمتر اثری از آن دیده میشود
آنچه بیش از هر چیز فرهنگ ما را مخدوش نموده مصرف گرایی سیری ناپذیری است که ظاهرا پایانی بر آن متصور نیست . استفاده از میوه ها و تنقلات در این شهر کهن بصورت فصلی و مصرف بعضی از آنها با فرهنگ ما بصورت یک سنت عجین شده بود
کاهوی رباط حسینیه در اردیبهشت ماه پاگشای عروسهای تازه عقد شده بود . سنتی که اگر ترک میشد موجب رنجش خانواده عروس میگردید
پخت نان خانگی با اصطلاح ( خمیر داشتن ) در هر خانه ای که انجام میشد کلیه همسایه ها از دریافت چند تا نان تازه در پایان خمیر بهره مند میشدند . اهالی اعتقاد داشتند که رسیدن بوی نان تازه به مشام همسایه ( مدیونی ) داره
پشت خمیری یکی از رایج ترین راه های پخت نان اضطراری بود که در اغلب خانه ها اتفاق می افتاد .بدین صورت که پس از پایان پخت نان یکی از همسایه ها مقدار کمی آرد خمیر میکرد و از برکت تنور داغ تعدادی نان برای خود آماده مینمود ( صرفه جویی در انرژی نیروی انسانی و زمان )
داشتن نان فطیر ( نانی که خمیر آن آماده پخت نشده ) یکی از زشت ترینها محسوب میشد به همین خاطر اهالی از ادامه پخت خودداری میکردند و مصرف آن نان را جایز نمی دانستند ( در حال حاضر اهالی فقط نان فطیر استفاده میفرمایند و از نان < ورآمده > خبری نیست )
گرمک درب امام زاده اهالی مشتاق را به طرف خود میکشید . هم زیارت هم سیاحت هم استفاده از گرمک شیرین و معطر کنار رودخانه و در پایان روز شنای جوانان در چم فقستان .. در گذشته دور ( بیش از پنجاه سال ) اهالی یک شبانه روز را در کنار امام زاده ابراهیم بیتوته میکردند . یکبار درسال در تیرماه با آماده کردت تعدادی الاغ و اسغراض ( الاغ غرضی ) از همسایگان بار سفر خانوادگی بسته میشد و یک شبانه روز به یاد ماندنی در خاطر ها ثبت میشد ( نگارنده از تجربه این سنت بی بهره است )
خربزه نیوان در صبحگاه بر روی قطاری از الاغها که به طرف شهر در حرکت بودند تماشای بود . فروش خربزه ها به بغالها بصورت یکجا و با واحد ( یک بار ) بدون وزن انجام میشد . نرخ خربزه در کل بازار شهر برای مصرف کننده بصورت واحد بود . البته نرخ دومی هم برای کمبوزه ( یک نوع خربزه درجه پایین ) وجود داشت که معمولا مورد خرید اهالی کم بضاعت قرار میگرفت
خیار رکابدار با طعم شگفت انگیزش میوه فصلی بود که عمر و پایداری چندانی نداشت . تهیه ( آب دوغ خیار ) در این فصل بسیار رایج بود
انگور عربسون ( روستاهای رحمت آباد در تیکن شورچه حاج بلاغ تجره میر آباد ) در شهریور ماه زینت بخش محافل بود و البته در مهرماه و آبانماه شیره انگور برای استفاده ( ماست و شیره ) در زمستان پشتبندش میرسید
فصل میوه ها که تموم میشد بعضی از کسانیکه به قم میرفتند تعدادی انار هم برا شب چله تهیه میکردند
خدا جون چرا حالا اینجوری شده . انواع میوه ها در تمام فصول اغلبشون خارجی و البته از کشور چین و دریغ از مزه و تعدادی با چشم حسرت از ناتوانی خرید
ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست
صفاي پيرشو خوشروي جوونش كو
كجاست دومن صحرا و دشت سرسبزش
بهار خرم و زيباي پاييزش كو
گلي زخنده روي لبي ... راستش اين شعر از استاد سعيدي ست که لازم دانستم به احترام ايشان جداگانه در مقالات صفحه اول سايت قرار دهم
|