وبلاگ مدير سايت آخاله

y ѐ - 坍 -

          7 آبان 1390

مراقب شرکتهاي بيمه باشيد
صنعت بيمه يكي از كارآمدترين انديشه هاي بشري براي اطمينان خاطر از بروز حوادث است و البته كسب و كاري پر در آمد و بي دردسر براي صاحبان اين حرفه جادوئي با ثروت هاي هنگفت باد آورده و عطش زياد بر افزودن اين ثروت ، از جيب افراد آسيب پذير جامعه ...
كمتر كسي است كه با بيمه سروكار نداشته باشد . بيشترين ارتباط مردم با بيمه مربوط به خدمات درماني است كه طبق تعهدات سالهاي قبل بيمه در اين زمينه شامل پرداخت 80 درصد از هزينه هاي معمول درماني بوده است و البته شركتهاي ديگر بيمه با يك ميانبر متعهد پرداخت 20 درصد مابقي تحت
عنوان بيمه دروغين ( تكميلي ) با خالي كردن جيب بيمه گزاران گرديده اند . هر چند بيمه ( خدمات درماني ) در حال حاضر اغلب خدمات پزشكي را پوشش نمي دهد و از 80 در صد تعهدات خود تنها به 30 در صد آن پاسخگوست و تنها ارزش بيمه خدمات درماني ، كاغذ دفترچه هاي درمان آن است از جمله شركتهايي كه قرار بوده مابقي هزينه هاي درمان را بيمه نمايد ( شركت سرمايه گذاري بيمه دانا ) است كه با يك قرار داد مشكوك با مقامات رده بالاي سازمان آموزش و پرورش استان ضمن در آمد هنگفت از جيب باز نشسته گان اين سازمان ، متعهد پرداخت هزينه هاي درماني ، تحت عنوان ( تكميلي ) شده بود . اين شركت بيمه با بهانه هاي مختلف به مدارك ارايه شده ، عملا بيماران تحت پوشش را از پيگيري دريافت وجه خود منصرف مي كند . اين شركت بيمه در تعهدات بيمه اي ديگر همچون بيمه حوادث خودرو ( شخص ثالث ) نيز به تعهدات خود بصورت كامل عمل نكرده و از پرداخت خسارات وارده امتناع مي ورزد و با اطمينان از اينكه افراد بيمه شده مطالبات خود را پيگيري نمي كنند، روز به روز گستاختر شده و اغلب نيز به ناچار از ادامه پيگيري منصرف مي شوند . تعداد زيادي از فرهنگيان بازنشسته كه مدارك خود را به نمايندگي اين بيمه در گلپايگان تحويل داده اند ، به بهانه اينكه سازمان قرار داد خود را فسخ نموده ، از دادن پاسخ به مطالبات معوقه اين افراد خودداري مي نمايد و حتي حاضر به عودت مدارك تحويلي نيز نمي شود .و تنها پاسخ نمايندگي اين است ( مشخصات شما در شبكه بيمه دانا وجود ندارد !! ) و ديگر هيچ . درخواست فرهنگيان از اداره آموزش و پرورش گلپايگان نيز به جايي نرسيده و پاسخي دريافت نشده . از آنجاييكه اين موارد در حال حاضر تخلف محسوب نمي شود !!؟ پس مراقب خريد بيمه از اين بيمه گر سودجو باشيد .

( )

          21 شهريور 1390

مراقب شبکه هاي اجتماعي باشيد
چندي پيش بنا بر پيشنهاد سايت آخاله به بعضي از افراد خوش ذوق جهت ارايه مطالب ، اسناد و خصوصا تصاوير قديمي شهرمان براي درج در سايت و استفاده همشهريان عزيز از آنها به پيشنهادي بر خورد کردم مبني بر استفاده از تصاوير ارايه شده در شبکه اجتماعي ( فيس بوک ) که متاسفانه متوجه شدم بعضي از کاربران همشهري در اين شبکه دست به عملي غير اخلاقي زده و تصاوير قديمي خانوادگي خود را در معرض ديد همه گان قرار داده اند . قطعا معتقد هستم که اين عمل تنها از روي نا آگاهي و به جهت تفريح و سرگرمي صورت گرفته و گرنه تصاوير خصوصي خانوادگي جزئي از حريم خصوصي افراد است و انتشار آن تجاوز به کل يک مجموعه خانوادگي که هم اکنون به چند خانواده مجزا تبديل شده است . آگاه باشيم که ابتدا حريم خصوصي خود را ، خود حفظ کنيم تا توقع داشته باشيم ديگران به اين حريم وارد نشوند . متاسفم که بگويم اين شبکه مخرب در بين جوانان ما بصورت بي پرده رسوخ کرده و از ياد نبريم که اين شبکه ها تنها به جهت گرفتن قرباني و تجاوز به فرهنگ ما در راستاي تهاجم فرهنگي ( يا هر نام ديگري که شما بر روي آن مي گذاريد ) ايجاد شده اند و هدف ديگري ندارند . پس مراقب باشيد

(1 )

          19 تير 1390

قيمت شير در گلپايگان ۷۵۰ تومان تعيين شد
خواستم فضای سایت فرهنگی آخاله را در حد و مرز خودش نگه دارم و فراتر از رسالتی که بر دوش گرفتم نروم . اما اتفاقی که با شروع نیمه دوم تیرماه در تغییر نرخ منطقه ای شیر مصرفی همشهریان روی داد این اجازه را به خود دادم تا مطالب مرتبط با این تغییر را بیان کنم .
کلمه ( سوبسید ) و با تغییر نام آن به فارسی با عنوان ( یارانه ) در ابتدا از کشورهای دیگر که به سلامت شهروندانشان بیش از هر چیز دیگری اهمیت می دهند وارد کشور ما شده است و دقیقا این کمک برای اقلامی که بدن انسانها نیاز حیاتی به آن دارند اختصاص می یابد و این کمک تنها در مورد ( شیر ) انجام میگرفته است چرا که دولتمردان کشورها بر اساس توصیه دانشمندان اعتقاد قطعی دارند که چون تعدادی از مردم قادر به تهیه شیر نیستند ، این ماده حیاتی را با کمک ( سوبسید ) در اختیارشان قرار میدهند تا همگان با استفاده روزانه آن دچار بیماریهای مختلف نگردند و آنگاه دولتها به خاطر این سهل انگاری مشمول خسارت درمان نشوند در حقیقت بر این باورند که ( پیشگیری همیشه ساده تر و ارزانتر و بهتر از درمان است ) . متاسفانه غفلت دست اندرکاران در امر حذف این سوبسید خسارتی تدریجی و آسیبی جبران ناپذیر به طبقات مختلف اجتماعی خصوصا جوانان این کشور وارد خواهد نمود . قطعا حذف بعضی از یارانه های حامل های انرژی مثبت و قابل تقدیر است اما واقعیت آن است که ( شیر ) را در ردیف بنزین و گازوئیل قرار دادن ظلمی است که جبران آن ممکن نخواهد بود
تا اینجای مسئله آن چیزی است که همه ایران با آن دست به گریبانند اما در منطقه ما وضع به گونه ای دیگر است . از نیمه تیرماه شیر در گلپایگان از ۳۵۰ تومان در هر لیتر به ۷۵۰ تومان تغییر نرخ داده است این در حالی است که بارها دولت محترم اطلاع رسانی کرده که قبل از آن برای هر لیتر ۲۵۰ تومان یارانه پرداخت می کرده و قرار است آنرا به تولید کننده بدهد که ظاهرا و قطعا پس از این جابجایی یارانه، مبلغ شیر بایستی برای هر لیتر ۶۰۰ تومان در اختیار مصرف کننده قرار گیرد . حال معلوم نیست این مبلغ ۱۵۰ تومان اضافه دریافتی به جیب چه کسانی می رود . البته با نیت احتمالی فریب و با اصطلاح ( با عرض پوزش ) استحمار کردن مردم ، وزن پاکت شیرا را از ۱۰۰۰ گرم به ۸۰۰ گرم تقلیل داده ( هر پاکت شیر ۲۰۰ گرم کسر شیر ) و مبلغ ۶۰۰تومان مندرج بر روی پاکت ( با اصطلاح گلپایگانی گول زنک ) سعی شده تا تاثیر افزایش نرخ ۱۱۴ درصدی شیر هویدا نگردد و گرنه چه کسی است که با یک حساب ساده نداند که قیمت شیر از ۳۵۰ تومان به ۷۵۰ تومان تغییر نرخ داده است

امید داریم آنان که در شهرمان مسئول هستند و برای این مردم دل می سوزانند ، ابتدا فکری به حال طبقه ضعیف جامعه که از این نعمت خداوند محروم شده اند بکنند و سپس از چگونگی تولید شیر پاکتی در کارخانه نیز جویا شوند چرا که خبرهای تایید نشده حاکی از مخلوط کردن شیر خشک ( آن هم از نوع صنعتی ) با داخل شیر تازه گاو و خوراندن آن به مردم است که انشا الله با نظارت نهادهایی همچون امام جمعه پر تلاش شهرمان و گماردن نماینده در کارخانه های تولید شیر پاکتی ، اطمینان مردم را از سالم بودن شیر مصرفی جلب نمایند . چرا که در این حالت سوبسید ارایه شده به دامدار که قول آنرا دولت محترم داده است مستقیما به جیب کارخانه دار ( علاوه بر ۱۵۰ تومان اضافه دریافتی ) خواهد رفت / محمود نيکنامي

( )

          18 خرداد 1390

يکسال غم انگيز
پدرم ، يكسال است كه ديگر چهره نگرانت را نمي بينم . گوئي به خواب عميقي فرو رفته اي ، خوابي كه حكايت از يك آرامش دروني دارد ، خوابي كه از پس آن ديداري با معبود خود داري ، چهره مظلومت هميشه در نظرم مي ماند . چقدر فقدان تو برايم سنگين بود . غمي را تحمل كردم كه باورش را نداشتم . تو چقدر خوب و پاك بودي صداقت و درستي تو زبانزد خاص و عام بود . 55 سال عمرم را در كنارت بودم . حتي براي يكبار هم به سوي زشتي منحرف نشدي نمي دانم چرا قدر تورا آنگونه كه شايسته بود نداشتم . اينبار تصويري از تو يافتم كه با چشم حسرت به ضريح مطهر امام هشتم مي نگري / اميد دارم كه از شفاعتش محروم نخواهي بود . 21 خرداد را هيچ وقت از ياد نخواهم برد . تو يك فداكار پدر بودي . روانت شاد باد / 19 خرداد مثل هر پنجشنبه بر سر مزارت فاتحه نثار خواهم كرد اين بار در آستانه سالگرد مرگ غم انگيزت

(7 )

          10 خرداد 1390

صداي راديو ايران در مرکز ايران شنيده نمي شود
چقدر دلم برای حال و هوای شهرمان در اون قدیما تنگ شده . انگار همین چند ماه پیش بود که روی پشت بام کاهگلی یه چوب بلند قرار میدادم و با چند تکه چوب چهار پر از بالا تا پایین اونا با سیم های مستعمل مسی بظور عمودی و موازی نصب میکردم و انتهای سیم را به پشت یه رادیوی فیلامانی ( شارپ ) متصل میکردم و به زحمت صدای رادیوی ایران را در لابلای صداهای رادیوهای کشورهای عربی که با امواج بسیار قوی در رادیو ایران تاثیر می گذاشت را می شنیدم . مسابقه ۲۰ سئوالی ، برنامه پلیسی (جانی دالر) ، مشاعره مهدی سهیلی ، سخنراني آقای راشد ، نوای گرم و دوست داشتنی موسیقی اصیل ایرانی با آواز خواجه امیری و گلپایگانی و سیاووش و داستان شب که همه پند بود و اندرز و بدون استرس و تشویش خاطر به همراه ده ها برنامه جذاب دیگر از جمله صداي گرم مرشد ( شيرخدا ) در سكوت بامدادان و در محیط گرم و صمیمی خانواده ، گوشم را نوازش میداد .
این تنها وسیله الکتریکی نیمه الکترونیکی فیلامانی بود که اکثریت جامعه ایرانی آن را دوست داشتند و البته در اختیار همه گان نبود . یا به جهت عدم توانائی مالی و یا به لحاظ ملاحظات عقیدتی .
سالهاست که میگذرد و این وسیله اعجاب انگیز و دوست داشتنی آن زمان همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده است . وسایل ارتباطی دیگر همچو گرام ، ضبط صوت مغناطیسی ، ویدئو و ... آمدند و بزودی بساط جمع کردند و رفتندو رادیو همچنان ماندگار در خانه ها و هیچ وسیله ارتباط جمعی دیگر نتوانست جایگزین اين جعبه صدا شود . اما افسوس که در شهر ما همچنان باید چراغ برداشت و به دنبال همان رادیوهای فیلامانی گشت . چرا که این شهر از اول هم میانه خوبی با امواج راديوئي نداشت . در حال حاضر که صداي رادیوهای همه کشورها در سراسر منظومه شمسی منتشر میگردد ، صدای این وسیله دوست داشتنی به سختي به شهر ما ميرسد . کوچکترین عامل جوی باعث قطع صدا میگردد و مدتها كسي سراغ آن را نمي گيرد از ۶ شبکه اصلی رادیویی کشور ( رادیو ایران - رادیو پیام - رادیو فرهنگ - رادیو ورزش - رادیو معارف و رادیو جوان ) ردیف اول که رادیوی اصلی صدای جمهوری اسلامی ایران است که در گلپایگان موج ( اف - ام ) ندارد و به نظر ميرسد قراري بر ارسال اين صدا به شهر ما وجود ندارد .بقیه شبکه ها نیز اغلب قطع هستند از اول خرداد ماه 90 به مدت چندین روز تنها صدای رادیو پیام که ۵۰ در صد آن به مشکلات شهری تهران می پردازد شنیده میشد و دریغ از یک صدای دیگر . امواج ارسالی به قدری ضعیف است که تنها در فضای باز امکان دریافت آن وجود دارد . این مشکل در ارسال امواج تلویزیونی نیز مشهود است . حال که قانون ، اجازه دریافت امواج را با تكنولو‍ژي جديد ماهواره را نمیدهد پس چگونه است که مسئولینی شهر فکری به حال این مشکل نمیکنند؟ آگاه باشیم که اگر قرار است فرهنگمان از مرزهای جغرافیایی فرار نكند و جایگزینی همچو فرهنگ (فارسی وان ) و ( من و تو ) و صدها شبکه کثیف بیگانه به جامعه سالم ایرانی رسوخ نکنند ( كه رسوخ كرده اند!!! )، امکان استفاده از وسایل ارتباطی ایران را در شهرمان فراهم کنید . چه کسی مسئول است؟؟

( )

          24 فروردين 1390

صداي ماندگار ( گويش محلي گلپايگان )
سالها بود به این فکر میکردم چرا افرادی تلاش میکنند تا به زور گویش خود را تغییر دهند و چنین وانمایانند که زاده تهران ند و اصالت خود را تعمدا گم کنند؟ با اینکه حدود ۶ سال از وطنم جدا بودم هرگز نتوانستم و البته نخواستم که اینچنین باشم و گاهی با محاوراتی که با بعضی از همشهریان داشتم این مطلب را از آنان می شنیدم که اینجا مثلا اصفهان یا تهران است و مراقب گویش خودت باش!!! شرم میکردم که اینچنین می پندارند و سئوالی که از خود میکردم این بود که چرا اصفهانی و پزدی و کاشانی اینگونه نیستند و از اتفاق بر نوع گویش خود پافشاری میکنند؟ حال اگر عده ای نادان گویش ها را به تمسخر میگیرند علت چه بوده است؟ به تجربه و با هم صحبتی همشهریان فهیم پی بردم که اتفاقا اغلب همشهریان هجرت کرده اینچنین نیستند و بر اصالت خود تاکید دارند .
گرچه شیرین است لفظ کُرد و لُر یا اصفهانی -
هست شیرین تر از آنها لهجه گلپایگانی
این دو بیتی سروده بزرگان شهرمان است که خود همچنان محاورات روزانه خود را با افتخار با این گویش انجام می دهند . در مجموعه ( سي دي )وردپاتكان به اين مهم پرداخته شده و هم بصورت قلمي و هم به صورت كلامي از بزرگان ادب گلپايگان به نحو احسن استفاده شده است آقاي محمد علي سعيدي كه خود از تحصيل كرده ها و استادان به نام است و اتفاقا مقيم كشور اتريش مي باشد ، لهجه شيرين گلپايگاني را آنگونه كه بوده و هست با اصطلاحات اصيل و منحصر به فرد در كلام نظم ونصر مكتوب نموده و اجراي كلامي آن انسان را مجذوب اين گويش ميكند . تلاش زيادي كرديم تا توانستيم قسمتي از اين گويش كلامي را ضبط نماييم تا نا آگاهان بدانند كه چه فرهنگي را پشت سر گذاشته و از آن غافل شده اند . از آنجا كه دسترسي به اين مجموعه براي همه هم شهريان عزيز ممكن نشده بنا به درخواست هاي مكرر دوست داران فرهنگ گلپايگان و با تلاشهاي جناب آقاي توحيد نيكنامي در ابتداي دهه نود موفق شديم تا فايل هاي صوتي گويش محلي گلپايگان را در سايت آخاله ، تحت عنوان ( صداي ماندگار ) كه به حق وا‍ژه زيبنده ايست قرار دهيم و در ابتدا ي كار و جهت تست اين مجموعه ‍‍از كلام استاد سعيدي آغاز كرديم و انشااله به ترتيب هر چند وقت يكبار فايل هاي جديد به اين مجموعه اضافه خواهد شد تا گويش واقعي اجدادمان در اين فضاي مجازي هميشه ماندگار شود . صداي ماندگار را حتما بشنويد/ محمود نيكنامي

( )

          6 فروردين 1390

صداي ماندگار ( گويش گلپايگاني )
سالها بود به این فکر میکردم چرا افرادی تلاش میکنند تا به زور گویش خود را تغییر دهند و چنین وانمایانند که زاده تهران ند و اصالت خود را تعمدا گم کنند؟ با اینکه حدود ۶ سال از وطنم جدا بودم هرگز نتوانستم و البته نخواستم که اینچنین باشم و گاهی با محاوراتی که با بعضی از همشهریان داشتم این مطلب را از آنان می شنیدم که اینجا مثلا اصفهان یا تهران است و مراقب گویش خودت باش!!! شرم میکردم که اینچنین می پندارند و سئوالی که از خود میکردم این بود که چرا اصفهانی و پزدی و کاشانی اینگونه نیستند و از اتفاق بر نوع گویش خود پافشاری میکنند؟ حال اگر عده ای نادان گویش ها را به تمسخر میگیرند علت چه بوده است؟ به تجربه و با هم صحبتی همشهریان فهیم پی بردم که اتفاقا اغلب همشهریان هجرت کرده اینچنین نیستند و بر اصالت خود تاکید دارند .
گرچه شیرین است لفظ کُرد و لُر یا اصفهانی -
هست شیرین تر از آنها لهجه گلپایگانی
این دو بیتی سروده بزرگان شهرمان است که خود همچنان محاورات روزانه خود را با افتخار با این گویش انجام می دهند . در مجموعه ( سي دي )وردپاتكان به اين مهم پرداخته شده و هم بصورت قلمي و هم به صورت كلامي از بزرگان ادب گلپايگان به نحو احسن استفاده شده است آقاي محمد علي سعيدي كه خود از تحصيل كرده ها و استادان به نام است و اتفاقا مقيم كشور اتريش مي باشد ، لهجه شيرين گلپايگاني را آنگونه كه بوده و هست با اصطلاحات اصيل و منحصر به فرد در كلام نظم ونصر مكتوب نموده و اجراي كلامي آن انسان را مجذوب اين گويش ميكند . تلاش زيادي كرديم تا توانستيم قسمتي از اين گويش كلامي را ضبط نماييم تا نا آگاهان بدانند كه چه فرهنگي را پشت سر گذاشته و از آن غافل شده اند . از آنجا كه دسترسي به اين مجموعه براي همه هم شهريان عزيز ممكن نشده بنا به درخواست هاي مكرر دوست داران فرهنگ گلپايگان و با تلاشهاي جناب آقاي توحيد نيكنامي در ابتداي دهه نود موفق شديم تا فايل هاي صوتي گويش محلي گلپايگان را در سايت آخاله ، تحت عنوان ( صداي ماندگار ) كه به حق وا‍ژه زيبنده ايست قرار دهيم و در ابتدا ي كار و جهت تست اين مجموعه ‍‍از كلام استاد سعيدي آغاز كرديم و انشااله به ترتيب هر چند وقت يكبار فايل هاي جديد به اين مجموعه اضافه خواهد شد تا گويش واقعي اجدادمان در اين فضاي مجازي هميشه ماندگار شود . صداي ماندگار را حتما بشنويد/ محمود نيكنامي

( )

          22 بهمن 1389

هدف درست است ، هدفمندی چطور؟
نزدیک به ۲ ماه است که از طرح مردمی هدفمند کردن یارانه ها می گذرد . طرحی که امید است تا مدتی که وضع اقتصادی همه مردم خصوصا طبقه ضعیف تثبیت گردد ، پایدار بماند . البته اغلب از آنچه که قبلا بر سرشان آمده از ادامه این طرح به شکل فعلی تردید دارند . در سالهای قبل برای برداشتن یارانه از گوشت سفید (مرغ) طرحی یک ماهه انجام شد که بصورت نیمه کاره به تعدادی از هموطنان ، مبلغ یارانه توسط بعضی از بانکها با ارایه کالابرگ پرداخت شد و تعدادی از هموطنان از این مسیر باز ماندند. در طرح اخیر نیز که انصافا دولت محترم با دقت ، هوشیاری ، مطالعه همه جانبه و کار کارشناسی فراوان مبادرت به اجرای طرح عظیم اقتصادی نموده است اغلب مردم از این طرح بهره مند شده اند . اما در ابتدای کار به جهت خطاهای انسانی و بی توجهی مسئولین رده پایین ، تعدادی از هموطنان علیرغم ثبت نام به موقع و اظهارات خواسته شده ، از دریافت وجه یارانه باز ماندند . اشکالاتی که مسئولین پایین دستی با طرح همکاری نمیکنند . لذا بیم آن میرود که این طرح همچون طرح واگذاری سهام عدالت به طبقه پایین جامعه با شک و تردید مواجه گردد . چرا که سود سهام عدالت نوبت اول خیلی از باز نشستگان با ابهام روبروست و و هیچ پاسخگویی ندارد! این طرحها نیاز به همکاری تمامی ارگانهای مسئول دارد که متاسفانه در شهر ما گلپایگان این نقص مشهود است

طرح هدفمند شدن یارانه آرد نانوایان از تمام جهات از طرح هدفمندی یارانه حاملهای انرژی ، ارزشمند تر است . چرا که در چند ساله گذشته شاهد به هدر رفتن سرمایه ای عظیم از بیت المال در این زمینه بوده ایم . در حالی که آرد با کیفیت با زحمت بسیار و با قیمت حدود ۴۰۰ تومان برای هر کیلو هزینه در برداشت با قیمت تنها ۷۰ ریال در اختیار نانوایان یارانه پز قرار میگرفت که طبق مشاهدات ، تعدادی از این نانوایان مبادرت به فروش غیر قانونی این کالای ارزشمند میکردند و از پخت نان با کیفیت امتناع میورزیدند . طرح برداشتن یارانه آرد از نانوایان بهترین طرح برای از بین بردن این سودجویی ها و بالا بردن کیفیت نان مصرفی در طول تاریخ کشورمان بوده است . طرحی که در اغلب شهرهای ایران با بالا رفتن کیفیت نان انجامید . متاسفانه در شهر ما هیچ نظارت محسوسی در بالا رفتن کیفیت دیده نمیشود و کیفیت نان در بعضی از نانوای ها به جهت خرید آرد ارزانتر که از شهر های مجاور از جمله شهر اراک وارد این شهر میشود به شدت کاهش پیدا کرده است . ظاهرا مسئولین نان گلپایگان تنها به جهت آزاد شدن نرخ آرد ، نظارت خود را متوقف و تنها به کنترل نرخ نان بسنده کرده اند !! تعطیلی نانوائی آزاد پز (بربری) واقع در خیابان امام که یکی از بهترین و با کیفیت ترین نان ها را در اختیار مردم میگذاشت ، پس از اجرای طرح و عدم همراهی با این واحد پخت نان ، تعطیل شد و مردم گلپایگان از نظر کیفیت نان یک پله عقب نشینی کردند . نانوایان سنگکی که هیچ نظارت کیفیتی و کمیتی بر آنان حاکم نیست اندازه نان های خود را از زمان شروع طرح تا امروز تا حدود ۲۵ درصد کاهش داده اند چرا که تنها نظارت بر یک قرص نان با یک قیمت مشخص مد نظر شده و دیگر نه کیفیت و نه کمیت را سئوال و پاسخی نیست . اثبات این ادعا بسیار آسان است به نان های قبل از طرح و نان های امروز دقت کنید ؟!!!!! چه کسی مسئول این نظارت است؟

( )

          22 دي 1389

به من مربوط نيست!؟
مشکلات اجتماعی یکی از پدیده های زندگی ماشینی ست که مسبب اصلی آن عادی جلوه دادن این معضل است . بی توجهی و یا کم توجهی به مقررات عمومی و روابط همزیستی اجتماعی است . آسیب شناسی این مشکلات به عهده طیف گسترده ای از متخصصین این امر صورت گرفته و هر روزه با ظهور آسیبهای اجتماعی جدید ، نسخه و درمان آن نیز ارایه و صورت میگیرد . اما چگونگی پیشگیری و درمان این آسیبها اغلب به عهده شهروندان عادی نیست . چرا که اگر اینگونه بود دیگر نیازی به نهادهای اعمال قانون نبود . این نهادها کم نیستند و هر کدام در راستای اهداف از پیش تعیین شده انجام وظیفه میکنند . به ذکر چند نهاد که به نوعی در این زمینه به موقع اعمال قانون نموده ویا نظارت بر اجرا دارند را بر می شمرم . نیروی انتظامی ، قوه مقننه ، شهرداری ، نیروی مقاومت بسیج ، سازمان صدا و سیما ، بازرسی های ادارات در حیطه کاری مربوط به خود ، فرمانداری و بخشداری و امام جمعه شهر از جمله این نهادها هستند که بعضی به صراحت قانون موظف به انجام وظیفه بوده و بعضی بنا به اقتضای زمان و مکان و موضوع خاص وارد عمل میگردند . آنچه از همه مهمتر است در خیلی از معضلات، چند دستگاه و نهاد به صورت هماهنگ، مشکلی را پیگیری و با تعامل یکدیگر به رفع آن می پردازند
در شهر ما گلپایگان نیز که هر روزه بر مشکلات اجتماعی آن افزوده میگردد هر کدام از نهادها راه خود را میروند و آنچه به نظر میرسد عدم هماهنگی و تعامل است که نتیجه مطلوب حاصل نمیگردد . برای روشن شدن بیشتر موضوع به واکاوی یک بی نظمی و تجاوز به حریم شهروندان در خیابانها و معابر پرداختم و گزارشی از آن با عنوان ( غفلت شهرداری ) در سایت ایجاد کردم . متاسفانه علیرغم آگاهی از آن عملا هیچگونه اقدامی در راستای رفع آن پدیده زشت نشد ( تجاوز به حریم رفت و آمد شهروندان در جاده خوانسار"بلوار ولیعصر عج " و حضور و فعالیت ایستگاه های خرید و انباشت زباله ها در این خیابان که بصورت تصویری تهیه شده بود ، هیچ توجهی از طرف شهرداری صورت نمیگیرد ) عدم رسیدگی به این وضعیت زشت را از یک منبع آگاه به امور شهری جویا شدم . ایشان به صراحت بیان کرد که شهرداری بدون همکاری ارگانهای دیگر همچون نیروی انتظامی و چند نهاد دیگر قادر به جمع آوری و رفع این مشکلات نیست . چرا که در چند عملیات جابجائی اصناف و دست فروشان و رفع سد معبر ، ماموران شهرداری مورد ضرب و شتم واقع شده اند!!؟
راستی چگونه است که شخصیتی در این شهر هماهنگی بین این ارگانها را به عهده ندارد و تا چه زمانی هر ناهنجاری را با بی توجهی پشت سر بگذاریم . تجاوز به حریم مکانهای موقوفه مانند قبرستان قاضیدو غصب زمینهای آن و تصاحب ضمنی علیرغم نصب تابلو کماکان شاهد آن هستیم و هیچگونه مانعی بر سر راه این متجاوزان دیده نمیشود را چه کسی عهده دار است ؟ وضعیت نا بسامان آمد وشد خودروها و رفت و آمد افسار گسیخته موتور سواران در سطح شهر و بر خورد آن با عابران و فرار از محل حادثه را چه کسی عهده دار است؟ این نابسامانی به این شدت در کدام شهر ایران مشاهده میگردد؟ با اینکه بارها بیان شده ، این معضلات از ناحیه مسئولینی است که تقیدی به این شهر ندارند چرا که چند روزی را میهمان هستند و سپس این شهر را برای همیشه ترک میکنند. بر امام جمعه محترم شهر و نماینده محترم شهر در مجلس شورای اسلامی است که هرچند شاید به لحاظ قانون مسئولیتی در این زمینه ندارند ، در انتخاب و یا انتصاب پست های کلیدی اعمال نظر داشته باشند و شاید در کوتاه مدت ، این اعمال نظر مفید فایده به حال این مردم فهیم ونجیب باشد

(2 )

          21 آذر 1389

محرم
تحريفات در مراسم محرم

خاطرات سالهاي كودكي و نوجواني ايام محرم و صفر و ماه رمضان از مراسم هاي مذهبي هميشگي ست و هر بار كه اين ايام فرا ميرسد اين خاطرات زنده ميگردد . اما در شهر ما هر ساله تغييراتي در انجام مراسم ايجاد ميگردد و سنتها رنگ باخته است . در گذشته با شروع ماه محرم روضه خواني در مساجد و خانه ها توسط وعاظ محلي آغاز ميگشت و مهمترين آن روضه خواني مرحوم ( آقاي امام ) در منزل خودشان واقع در كوچه مسجد امام ( خيابان طالقاني فعلي ) در دهه اول محرم بود . اغلب آيين هاي عزاداري توسط هيت هاي سينه زني كه به ترتيب به اين مراسم مي آمدند اجرا ميگشت . هنگام ورود هيت سينه زني واعظ سكوت ميكرد تا هيت مراسم خود را به پايان برساند و مجددا تا ورود هيت بعدي به ادامه وعظ ميپرداخت عدم وجود وسايل صوتي گيج كننده حال و هواي روضه را روحاني تر جلوه ميداد . مداحان با صداي رسا و دلنشين خود با مصيبت خواني عزاداران حسيني حاضر در مجلس را كه در سطح منزل و كوچه مقابل نشسته بودند تحت تاثير قرار ميدادند . يكي از مراسمي كه از كودكي بياد دارم حمل تابوت نمادين شهداي كربلا بود كه اغلب مداحان جوان بر عقب تابوت مي ايستادند و مصيبت ميخواندند اين تابوت در زير دستان هيت سينه زني به داخل مراسم روضه حمل ميشد و حضار را به شدت ميگريانيد . آنروزها به دليل عدم وجود وسايل ارتباط جمعي يكي از راه هاي به تصوير كشيدن صحنه هاي كربلا اينگونه بوده است البته مراسم تعزيه خواني در هفده تن قدمتي زياد دارد ليكن در 50 ساله اخير هيچ مراسم شبيه خواني توسط اهالي شهر انجام نميگيرد . تنها در دهه 50 هيت حسينيه اعظم ابلولان با همت و صحنه گرداني مداح مرحوم حاج مخمد تقي ميثمي حركت شايسته اي را در جهت تعزيه خواني پايه گذاري كرد كه هنوز هم ادامه دارد اما متاسفانه با رحلت ايشان اين مراسم هر ساله رو به افول است و معلوم نيست دوام آنچناني داشته باشد آنچه آفت از بين رفتن آن سنتهاي پسنديده شده .عدم دخالت ريش سفيدان و سالمندان در اين قضيه است . جواناني كه شور حسيني در سر دارند و البته نميخواهند چون گذشته به اين آداب و رسوم تقيد داشته باشند وضعيت عزاداري را از حالت عرفاني خارج كرده و كم كم از حال و هواي مذهبي خارج كرده اند . صداي گوشخراش دهل و وسايل صوتي و استفاده از آلات موسيقي در هيت هاي عزاداري و نوع پوشش و وضعيت ظاهري تعدادي از جوانان در دسته هاي زنجير زني در شان و منزلت اين ايام عزيز نيست . تنها حركت مثبتي كه در يكي دو سال اخير با فشار امام جمعه شهر و نيروي انتظامي صورت گرفته عدم حمل علم هاي پولادي است كه اميد است با حركتهاي بعدي به گذشته خودمان در امر مهم عزاداري نزديكتر شويم . التماس دعا

( )

          26 آبان 1389

خانه هاي قديمي
آخرین بناهای قدیمی شهر کهن گلپایگان در حال نابودیست . در حالی که آثار تاریخی ثبت شده در این شهر هیچ متولیی ندارد قطعا توقع توجه به ماندگاری این بناها بیجا به نظر میرسد . مادامیکه حریم مسجد جامع شهر مورد تجاوز قرار گیرد و مسجدجامع روستای سرآور با منبر و دربهای بی نظیرش در دسترس دزدان باشد و تپه اعجاب انگیز روستای وداغ به مخروبه ای تبدیل گردد از بین رفتن خانه های قدیمی بسیار عادی به نظر میرسد. چرا که شهر گلپایگان کاشان و یزد نیست که کسی برای آن دل بسوزاند . فرهنگ طبقات نشینی و ادامه زندگی اجباری نسل جدید را در خود غرق کرده و اندیشیدن به زندگی در خانه های خشت و گلی با دیوارهای چینه ای و اتاقهای سه دربی و پنج دربی با حیاط های بزرگ و حوض آب و درختان گردوی داخل آن برای نسل جوان غیرممکن شده است . تصاویر زیر چند نمونه از مکانهای سکونتی است که ساکنان آن با زحمت و رنج روزگار گذرانده اند . اما آرامشی را در آن داشته اند که تصورش برای نسل جدید دشوار است . آرامشی که به تمام امکانات جدید امروزی ارزش افزون داشت

(1 )

          1 آبان 1389

اين جايگاه شهرمان نيست
شهرمان گلپايگان در مقام مقايسه با اکثريت شهرهاي ايران داراي قابليت هاي بالقوه است و مسولان بومي نيز دلسوزانه تلاش ميکنند تا اين شهر را سربلند نگه دارند . اشاره اي به فعاليتهاي آموزش وپرورش در رياست هاي قبلي فعاليت روساي دانشگاه ها دانشکده ها و آموزشکده فني گلپايگان که شرح آن در اين يادداشت امکانپذير نيست تنها قسمتي کوچک از فعاليتهاي بزرگ همشهريانمان در اين شهرستان است . متاسفانه کم کاري ها و فعاليتهاي بيهوده شهرستان رو به گسترش است و جلوگيري از تخلفات آشکار شهري رو به افول! و اغلب از طرف مجريان غير بومي و يا بوميان چند شغله و بي توجه به امور شهري . تخلفات شديد رانندگي اشاعه فرهنگ بيگانه از طريق سيستمهاي صوتي خودروها در خيابانها توسط جوانان بي هويت شهر کثيف بودن معابر و سد معبر کسبه مزاحم در پياده روها و کم توجهي به وضعيت نابسامان پوشش مبتذل افراد در خيابانها که اغلبشان غير بومي هستند مسولين مربوطه را غافل کرده و قطعا به صورت غير عمد توجهي به مشکلات موجود شهر ندارند . اميدواريم اگر بصورت اتفاقي از بد حادثه گذرشان به اين مجله فرهنگي افتاد کمي به خودشان بيايند و آگاه باشند که سياستهاي نظام اينگونه تعريف نشده است . تنها مطلبي که لازم است به صورت موردي در اين جايگاه تنگ يادآور شوم تصويري است از آنچه قبلا بوده و آنچه در حال حاضر قرار بر افتتاح و به رخ کشيدن فعاليتهاي کاذب در اين قسمت قرار گرفته است . راستي تفاوت تصوير اول از تنديس فردوسي در اين ميدان با تنديس دوم در همين تصوير چيست هزينه اين تغيير چقدر بوده است اعتبار آن از پول چه کساني تامين شده است چند نفر در اين تصميم گيري شرکت داشته اند و علت تغيير چه بوده است خط زشت و ناپسند اشعار ستونها را چه کسي نگاشته است هزينه خطاطي زيبا با وجود هنرمندان به نام شهر همچون استاد منصوري و استاد خوشنويسان چقدر ميشده است و ده ها سوال ديگر فقط در اين زمينه !! به اميد داشتن شهري زيبا با مديران مدبر

(6 )

          17 شهريور 1389

متاسفيم ! تلاش براي فرصتي ديگر
خيلي متاسفم . چرا که در پست قبلي هم اميدي به اين ديدار نداشتم . چقدر حيف است فرصتهايي که خيلي دير بدست مي آيد و چه حيف است اوقات جواناني که به هرز ميرود . ديدار روزانه سايت با ميانگين ۲۵۰ بازديد تنها براي سرگرمي باز هم غنيمت است اما چه خوب بود که ما هم مثل ديگر ولايات در شهرمان همفکري ميکرديم و اين فضاي مجازي را ترويج ميداديم . روز جهاني وبلاگ براي همه ساکنان کره خاکي و با هر سن و جنس و سليقه اي منظور شده است . متاسفيم که شهرمان اينگونه است .. تنها چند نفر اندک پاسخ به همايش دادند . تلاش براي فرصتي ديگر /

(2 )

          5 شهريور 1389

آيا حاضر به برگزاري دومين همايش بلاگرهاي گلپايگاني هستيد
آيا حاضر به برگزاري دومين همايش بلاگرهاي گلپايگاني هستيد اولين همايش در عيد سعيد فطر سال ۸۷ ( دوسال قبل) برگزار شد و زمينه خوبي براي همفکري در راستاي معرفي شهرمان در فضاي مجازي بود . اما متاسفانه اين حرکت زيبا باز ايستاد و ظاهرا در شهر ما قراري بر تحول اين پديده وجود ندارد
هم اکنون که این مطلب را مینویسم بسیار ناامید از تداوم همفکری برای فرهنگ سازی و جلب توجه جوانان به این کار فرهنگی و سالم هستم . با خود فکر کردم که چگونه است که در شهر خوانسار در همسایگی ما صدها بلاگر فعالیت رقابتی دارند و هر سال مسولین شهرشان برای ایجاد انگیزه بیشتر در این رقابت سالم تلاش میکنند و سالنهای مجلل خود را در اختیارشان میگذارند اما در شهر ما بالاترین مقام دولتی ( فرماندار اسبق) در یک تماس حضوری با اینجانب سر خود را بالا گرفت و گفت : ببخشید من اصلا از کامپیوتر سر در نمی آورم !!! با خانم ... در طبقه پایین تماس بگیرید . خانم ... هم با عرض پوزش مطلبی ننویسم بهتر است .
سهم جوانان شهرمان از داشتن انگیزه برای یادگیری و داشتن وبلاگ در حد صفر است این در حالیست که روستای کم جمعیت وانشان بش از ( سی ) وبلاگ نویس فعالیت دارد و این سهم در شهر زیبا ولی کوچکتر خوانسار بالای ۱۰۰ میباشد .
عدم شناخت خانواده ها از این پدیده و اشتباه تفکری آنان از اینترنت یکی از دلایل عدم استقبال است آنان نمیدانند که استفاده از این فضا چقدر استعدادهای بالقوه را شکوفا میکند . پر کردن اوقات فراغت جوانان یکی از دغدغه های اصلی خانواده هاست شاید این حرکت از این دغدغه بکاهد
سایت آخاله با تمام مشکلات فنی و اقتصادی سعی کرده این پدیده میمون را فعال نگه دارد و مرتب در جستجوی بلاگرهای گلپایگانیست . اما هر چه می جوید کمتر می یابد . تعدادی اندک از همشهریان غربت نشین هم برای دل خودشان و زنده نگه داشتن خاطرات کودکی و نوجوانیشان از شهرشان گلپایگان مینویسند و آنها هم پس از مدتی از صفحه مانیتور محو میگردند . چندین مرتبه از تنها نشریه گلپایگان درخواست معرفی و گذاشتن یادداشت در این زمینه کردیم اما استقبال خوبی انجام نشد . با اولین برخوردی که با فرماندار جدید شهرمان داشتم تصور کردم که (خودشه) اما جرات نکردم صحبتی در این زمینه با او انجام دهم . بنا را بر این گذاشتم که اول با شما که به این مطلب سر میزنید در میان بگذارم آنگاه اقدامی دسته جمعی برای ایجاد فرصتی دیگر در غید سعید فطر ۸۹ که شاید با تعطیلات احتمالی همشهریان مهاجر نیز از این فرصت استفاده کنند / فقط نظر و آدرس میتواند کارساز باشد. والسلام




(13 )

          2 مرداد 1389

قديما و ولايتمون
مردم گلپایگان در گذشته نه چندان دور همانند اغلب شهرهای کوچک در حد یک خودکفای نسبی امورات میگذراندند . زندگی ساده و بدون تشریفات تلاش و کوشش برای کسب روزی حلال همزیستی مسالمت آمیز احترام به حقوق یکدیگر و.. قسمتی از خصلتهای مردم این دیار بود . که شاید بتوان گفت که دیگر کمتر اثری از آن دیده میشود
آنچه بیش از هر چیز فرهنگ ما را مخدوش نموده مصرف گرایی سیری ناپذیری است که ظاهرا پایانی بر آن متصور نیست . استفاده از میوه ها و تنقلات در این شهر کهن بصورت فصلی و مصرف بعضی از آنها با فرهنگ ما بصورت یک سنت عجین شده بود
کاهوی رباط حسینیه در اردیبهشت ماه پاگشای عروسهای تازه عقد شده بود . سنتی که اگر ترک میشد موجب رنجش خانواده عروس میگردید
پخت نان خانگی با اصطلاح ( خمیر داشتن ) در هر خانه ای که انجام میشد کلیه همسایه ها از دریافت چند تا نان تازه در پایان خمیر بهره مند میشدند . اهالی اعتقاد داشتند که رسیدن بوی نان تازه به مشام همسایه ( مدیونی ) داره
پشت خمیری یکی از رایج ترین راه های پخت نان اضطراری بود که در اغلب خانه ها اتفاق می افتاد .بدین صورت که پس از پایان پخت نان یکی از همسایه ها مقدار کمی آرد خمیر میکرد و از برکت تنور داغ تعدادی نان برای خود آماده مینمود ( صرفه جویی در انرژی نیروی انسانی و زمان )
داشتن نان فطیر ( نانی که خمیر آن آماده پخت نشده ) یکی از زشت ترینها محسوب میشد به همین خاطر اهالی از ادامه پخت خودداری میکردند و مصرف آن نان را جایز نمی دانستند ( در حال حاضر اهالی فقط نان فطیر استفاده میفرمایند و از نان < ورآمده > خبری نیست )
گرمک درب امام زاده اهالی مشتاق را به طرف خود میکشید . هم زیارت هم سیاحت هم استفاده از گرمک شیرین و معطر کنار رودخانه و در پایان روز شنای جوانان در چم فقستان .. در گذشته دور ( بیش از پنجاه سال ) اهالی یک شبانه روز را در کنار امام زاده ابراهیم بیتوته میکردند . یکبار درسال در تیرماه با آماده کردت تعدادی الاغ و اسغراض ( الاغ غرضی ) از همسایگان بار سفر خانوادگی بسته میشد و یک شبانه روز به یاد ماندنی در خاطر ها ثبت میشد ( نگارنده از تجربه این سنت بی بهره است )
خربزه نیوان در صبحگاه بر روی قطاری از الاغها که به طرف شهر در حرکت بودند تماشای بود . فروش خربزه ها به بغالها بصورت یکجا و با واحد ( یک بار ) بدون وزن انجام میشد . نرخ خربزه در کل بازار شهر برای مصرف کننده بصورت واحد بود . البته نرخ دومی هم برای کمبوزه ( یک نوع خربزه درجه پایین ) وجود داشت که معمولا مورد خرید اهالی کم بضاعت قرار میگرفت
خیار رکابدار با طعم شگفت انگیزش میوه فصلی بود که عمر و پایداری چندانی نداشت . تهیه ( آب دوغ خیار ) در این فصل بسیار رایج بود
انگور عربسون ( روستاهای رحمت آباد در تیکن شورچه حاج بلاغ تجره میر آباد ) در شهریور ماه زینت بخش محافل بود و البته در مهرماه و آبانماه شیره انگور برای استفاده ( ماست و شیره ) در زمستان پشتبندش میرسید
فصل میوه ها که تموم میشد بعضی از کسانیکه به قم میرفتند تعدادی انار هم برا شب چله تهیه میکردند
خدا جون چرا حالا اینجوری شده . انواع میوه ها در تمام فصول اغلبشون خارجی و البته از کشور چین و دریغ از مزه و تعدادی با چشم حسرت از ناتوانی خرید
ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست
صفاي پيرشو خوشروي جوونش كو
كجاست دومن صحرا و دشت سرسبزش
بهار خرم و زيباي پاييزش كو
گلي زخنده روي لبي ... راستش اين شعر از استاد سعيدي ست که لازم دانستم به احترام ايشان جداگانه در مقالات صفحه اول سايت قرار دهم

( )

          31 تير 1389

چهلمين غروب غم انگيز
اي صبا نکهتي از خاک ره يار بيار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار

نکته روح فزا از دهن دوست بگو
نامه خوش خبر از عالم اسرار بيار

تا معطر کنم از لطف نسيم تو مشام
شمه اي از نفخات نفس يار بيار

با تشکر از الطاف و محبتهاي دوستان آشنايان و همشهريان عزيز که در پي از دست دادن همسر و پدر عزيزمان شادروان حاج محمدکاظم نيکنامي ابراز همدردي نموده و در کليه مراسم هاي آن مرحوم موجب تسلي گرديده اند چهلمين غروب غم انگيزش را در روز پنجشنبه ۳۱/۴/۸۹ از ساعت ۶ تا ۷ بعدازظهر در کنار تربت پاکش در آرامستان قاضي زاهد گلپايگان با نثار فاتحه بر روانش گرامي داشته و برايش از درگاه احديت طلب مغفرت مينمايم . روحش شاد - خانواده نيکنامي اشراقي و ساير بستگان

( )

          ۴ تير ۱۳۸۹

در ماتم پدر

مدتی است که در عزای پدر بیقرارم. تجربه ای سخت که برای اغلب انسانها روی میدهد. صبری که خدا در وجود انسانها نهاده است تنها مرهمی است که کمی آرامش را بر میگرداند و گرنه معلوم نبود که داروی تسکین این درد چه چیزی خواهد بود. ۲۱خرداد ۸۹ بدترین روز عمرم رقم خورد.
خوشروی و مهربانی احساسات لطیف و حس انسان دوستی اعتقادات دینی و خوشبینی به تمام افراد جامعه خط زیبا و منحصر بفرد استعداد بالای بازگوی اشعاری که در کودکی و نوجوانی فرا گرفته بود هم‌کلامی و برقراری ارتباط جذاب با نوه ها و دیگر نزدیکان تواضع مخلصانه در برابر تمامی افراد قسمتی از خصلتهای او بود. خاطرات ۸۰ ساله خود را که در محله یهودی نشین شهر گلپایگان رخ داده است آنچنان استادانه بیان میکرد که همگان مشتاق شنیدنش بودند. قسمتی از خاطرات وی قبلا در این وبلاگ با عنوانهای (لعوق کرچنگ) و (ابریق می) ایجاد گردید و چند خاطره دیگر با عنوان ( زنبیل آسمانی) که داستانی از اعتقادات یهودیان گلپایگان و (طاق بستان) داستانی از سفر به عتبات عالیات در سال ۱۳۳۰ بوده است نیز تنظیم گردیده بود که متاسفانه اجازه انتشار آن را نداد/ خدایش بیامرزد

مراسم پانزدهم ( سنتی که می ماند )

(3 )

          23 خرداد 1389


ضمن سپاس بيكران از كليه دوستان و آشناياني كه با ابراز همدردي نشر آگهي و شركت در مراسم تشييع تدفين و ترحيم پدرمان حاج محمد كاظم نيكنامي شركت نموده‌اند به اطلاع مي‌رساند مراسم شب هفت آن مرحوم در روز پنج‌شنبه 27 خردادماه 1389 از ساعت 15:30 تا 17:30 در شبستان مسجد مرحوم حاج ملاعلي گلپايگان برگزار مي‌گردد.
برخي مطالب مرتبط:
لعوق کرچنگ
ابریق می

(1 )

          27 اسفند 1388

آخاله دات کام آخاله دات آي آر شد
شايد خيلي از دوستاران گلپايگان چند وقتي است که صفحات نامرتبطي با سايت آخاله را در آخاله دات کام مشاهده مي‌کنند واقعيت اين است که سايت آخاله دات کام به علت عدم ساپورت شرکت ثبت کننده دامين از روي اينترنت پاک شد.
سعي بنده در اين است که هرچه سريعتر فايل ها از روي سايت دات کام به دات آي آر منتقل شود. به احتمال زياد بسياري از لينک ها اشتباه است که هرچه سريعتر اشکالات برطرف خواهد شد.

(2 )

          6 دي 1388

گويا عزاي اشرف اولاد آدم است
فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشك عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
كربلا هم به علمدار حسین می نازد

(2 )

          14 آذر 1388

عيد غدير خم خجسته باد
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد

عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

( )

          7 آذر 1388

عيد قربان مبارک
سلام بر کعبه خليل سلام بر صديق حق ابراهيم خليل سلام بر مشعر و منا سلام بر زمزم صفا....

( )

          29 شهريور 1388

عيد فطر مبارک
شهر صيام رفت و توبه نمودم ولي چه باک
با ريت هلال روي تو افطار مي کنم

(1 )

          ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

اي ماه خوبي‌ها
واژگان را در تو گم کرده ام اي ماه خوبي ها . . . !
صداي دلرباي انتظار و عطر دلنشين دعاي سحر
مرا به استقبال لغتي مي برد که در واژه نمي گنجد:
روزه . . .
و چه مقدس است اين کلمه ي وصف ناپذير !

احوال مرا در اين ثانيه هاي تکرار نشدني
فقط روزه داراني درک مي کنند
که طعم شيرين هنگامه ي آسماني را
با طعم شيرين دستپخت دعاي سحر در آميختند
و گرسنه تر از زمان قبل تشنه ماندند و تشنه تر

و اينک سراپا نيازم را با دو دست که در آغوش آسمان سپرده ام
براي خداي بي نيازي ها التماس مي کنم
و باران روزه داري از سر و روي من مي بارد
و غرق دعايم کرده است

و در این دقیقه ی پر از خدا
عطر مستی آور ربنا فضای افطار را پر کرده است
و صدای طنین انداز موذن با خرمای با صلوات متبرک شده در آمیخته
و دعاها مستجاب می شود . . .
روزه ات قبول ای روزه دار . . .

(2 )

          25 مرداد 1388

بخش نظرات سايت
با عرض پوزش بخش نظرات سايت براي چند روز با مشکل مواجه شده بود و نظرات را ثبت نمي‌کرد.
چنانچه کامنت‌هاي شما در سايت فعال نشده مجددا ارسال فرماييد.
با تشکر

(2 )

          15 مرداد 1388

نيمه شعبان مبارک باد
طلوع مي‌کند آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلک دلم مي‌پرد نشانه چيست
شنيده‌ام که مي‌آيد کسي به مهماني
کسي که سبزتر از هزار بار بهار
کسي شگفت کسي آن چنان که مي‌داني

(2 )

          ۳۰ خرداد ۱۳۸۸

واقعا خجالت مي‌کشم...
از بهمن ماه ۱۳۸۳ که آخاله پا به فضاي اينترنت گذاشت و سعي کرد از گلپايگان و گلپايگاني‌ها بگويد تا امروز سعي کردم کمتر بنويسم و بيشتر کمک کنم سايت با کمک مطالب دوستان سر پا باشد.
حتي زماني که از گوشه و کنار زمزمه‌هايي مي‌شنيدم که آخاله مال ما بود و اين توحيد نيکنامي اونا از ما گرفت و يا اينکه مي‌گفتند مدير آخاله فلانيه و از اين حرفها هم تنها با پوزخندي اين مطالب رو فراموش مي‌کردم.
آخاله را مثل يه بچه تر و خشک مي‌کردم کلي به خاطرش با هاست‌هاي مختلف جر و بحث کردم و اين آخري هم که يک سرور توپ با ماهي نزديک صد هزار تومان هزينه واسش خريدم که نکنه يه موقع بهش بر بخوره و مانع پيشرفتش بشه.
اما چند ماهي بود که دلسرد شدم نسبت بهش مي‌دونم... مي‌دونم... نمي‌خواد اينجوري نگاهم کنيد خب يه کمش به خاطر مشغله زياد بود يه کمش ازدواج يه کمش هم... آره يکمش هم خستگي...
اما بعد از اين استراحت چند ماهه دوباره مي‌خوام به آخاله برسم يه کم بهش رونق بدم داريد مي‌بينيد که اول بردمش آرايشگاه بعد هم يه لباس واسش خريدم که يکم نو نوار بشه.
اما الان بعد از اين استراحتي که کردم واقعا دارم خجالت مي‌کشم از استاد جعفري که مي‌خوام بهشون زنگ بزنم اما روم نمي‌شه از پدرم از وحيد نادري که ديگه خسته شده از بس روزي سه بار بهم زنگ زده و من هم گفتم باشه عکسهات رو مي‌ذارم از مريم خانم نيکنامي که تازه عکس‌هاي زمستونش رو تو سايت گذاشتم از اونهايي که بهم ايميل زند وبلاگشون رو معرفي کنم و يا اينکه فکر مي‌کردند من از قصد نظراتشون رو تاييد نمي‌کنم.... و بيشتر از همه وقتي به آمارهاي سايت نگاه مي کنم از اونهايي که مي‌آن تو سايت و دست خالي بر مي‌گردند خجالت مي‌کشم و به همشون قول مي‌دم تمام سعي خودم رو بکنم تا سايت دوباره جون بگيره...
منتظر اتفاقات جديد در آخاله باشيد... به زودي سايت پوياتر خواهد شد.

(14 )